+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۲/۰۵
اذان صبح:۰۳:۴۸
طلوع آفتاب:۰۵:۱۹
اذان ظهر:۱۲:۰۲
غروب خورشید:۱۸:۴۶
اذان مغرب:۱۹:۰۵

درس اخلاق و معارف اسلامی
حضرت آیت الله‌العظمی جوادی آملی فرمودند: مردان الهی كه آیت الله تهرانی رضوان الله علیه از مصادیق بارز این صِنفند، در دو جبهه پیروزند و پیروز بودند. قرآن كریم پیروزمندان این دو جبهه را چنین معرفی كرد و فرمود: این‌ها اصلاً به طرف بازی نمی‌روند و بازی هم آن جرأت را ندارد كه به طرف این‌ها بیاید. نه این‌ها به طرف بازیگران می‌روند و نه بازیگران آن قدرت را دارند كه خودشان را به ایشان نزدیك كنند. این خصیصۀ مردان الهی است. حضرت آیت الله تهرانی از این گروه بود.
علي (علیه السلام) فرمود: «مَنْ سَلَا عَنْ مَوَاهِبِ الدُّنيا عَزَّ»؛ اگر كسي از مادّيت بِبُرَد، عزيز مي­شود. راه عزیز شدن انقطاع است. حتّی در جامعه هم اين‌‌گونه است که اگر کسی چشم به دنیا نداشته باشد، دل‌‌های مردم به او جلب می‌‌شود. خود ما هم اين‌‌طور هستيم که مسخّر کسی می‌‌شویم که دل به دنیا نداده و دنبال مادّیات نیست...
این مرجع تقلید جهان تشیع، با جدّیت و پشتکار بسیار، دروس سطح را به‏ سرعت تمام کرد و در سنین نوجوانی به محضر علمی بزرگانی چون امام خمینی، مرحوم آیت‌الله‏ العظمی بروجردی، آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی و مرحوم علّامه طباطبایی راه یافت. ایشان با نبوغ و پشتکاری که از خود نشان دادند، در جوانی به درجة رفیع اجتهاد رسیده و به‌زودی توانستند از نزدیکان و خصّیصین حضرت امام قرار گیرند. ایشان علاوه بر یادگیری فقه و اصول در محضر استاد بی‌بدیل خود، چندین سال نیز از مشرب اخلاقی و عرفانی آن عارف کامل و عالم ربّانی سیراب گردید و با دیدگاه‏های اجتماعی و سیاسی امام امّت به‌خوبی آشنا شد.
 
بعد از وفات مرحوم آیت‌الله بروجردی(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) بود. در قم، آنجایی که مزار مرحوم آیت‌الله بروجردی است، عکس بزرگی از ایشان به دیوار هست. در آن زمان پایین مرقدشان و بالا عکسی از ایشان بود و زیر آن عکس دیگری از تشییع جنازه مرحوم آیت‌الله بروجردی بود. امام ما را نصیحت می‌فرمودند: «آن عکس بالا که می‌بینید آیت‌الله بروجردی زنده است که نفوذش قطر عالم تشیع را گرفته بود. او همان مرجع تقلید است. چند سانت پایین که می‌آیی همان آیت‌الله بروجردی است، امّا جنازه‌اش بر روی دست مقلّدین و علاقه‌مندان ایشان است. چند متر میایی پایین، نگاه می‌کنی و می‌بینی آیت‌الله بروجردی زیر خروارها خاک تنها خودش و اعمالش است. می‌خواهی مرجع بشوی، آخرش این است.»
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۸
1391/05/27 ه.ش -  28 رمضان 1433 ه.ق
این روایت را مکرّر خوانده‌‌ام. شب اوّل ماه رمضان در‌های آسمان‌ها باز می‌شود و تا شب آخر بسته نمی‎شود. اگر امشب شب آخر باشد حواستان جمع باشد که الآن ما در چه وضع و چه موقعیّتی قرار داریم.در این ماه مبارکی که همۀ برکات درونش بوده است تا جایی که خواب در آن عبادت و نفس‌ها تسبیح است و این همه لطف از ناحیه خداوند آمده است؛ آیا بهره‌ای برده‎ایم یا نبردیم؟ امشب، چون درها باز است و تا سحر بسته نشده و فرصت داریم؛ هم از خدا برای خودتان درخواست کنید و هم برای دیگران، که البته بهتر است؛ چون در روایات داریم که چند هزار برابر اجر می‎دهند و دعایی که دیگران در حق ما می‌کنند مستجاب می‌شود، امّا معلوم نیست که دعای خودمان مستجاب بشود یا نه.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۷
1391/05/26 ه.ش -  27 رمضان 1433 ه.ق
يكي از صفات خداوند «حكيم» است، يعني به مصلحت عمل مي‏كند به این معنا که خدا مصالح و مفاسد را بهتر از من تشخيص مي‏دهد. حكمت اقتضا مي‏كند كه خداوند بر طبق مصلحت عمل كند. از اين طرف گفته هر چه از مایحتاجت است بگو و از آن طرف آنچه را كه به نفع من است بايد بدهد. او هم كريم است و هم حكيم است. كرم اقتضاي اعطاء میکند و محلّ اعطا است. امّا در حكمت كه حكيم است مي‏گويد: وقتی به ضررش باشد و به مصلحتش نيست به او نده. حكيم به مصلحت عمل مي‏كند نه به مفسده. اگر بخواهي برای خدا تعيين، تكليف بكني، در اینجا حكمت اقتضا مي‏كند که به او بدهد تا بعداً مفسده‏اش را بفهمد. دیگران اصرار مي‏کنند و دعایشان مستجاب میشود امّا برای شخصی که تعيين تكليف مشخّص میکند حكمت اقتضا مي‏كند كه حکمتش را نشان بدهد. حكمتش اقتضا مي‏كند، در اینجا که دعا را به اجابت نرسانده به آن شخص حکمت را بفهماند.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۶
1391/05/25 ه.ش -  26 رمضان 1433 ه.ق
ما فقط به سراغ خواسته‎های دنیایی خودمان می‌رویم و فکر نمی‌کنیم که برخورد آن با مسائل معنوی چگونه است؟ آیا حال من عوض می‌شود یا نمی‌شود؟ اعمالم تغییر می‎کند یا نمی‎کند؟ گاهی ضرر آن حاجت اصل نیست بلکه خصوصیّات آن مطرح است. یعنی چه؟ به این معنا که اصل آن مضرّ نیست، امّا مقطعی که به آن شخص می‌خواهند بدهند باید مقطع خاصّی باشد. در یک مقطع به ضرر او است و در مقطع دیگر به نفع او. الآن که آن بنده تقاضا کرده مقطعی است که به ضررش است، پس می‌گذارند، هر وقت به مقطعی رسید که به نفع او شد، به او می‌دهند؛ یعنی «تأخیر در اجابت». ما اینطوریم که همه در بستر مادیّت و دنبال امور مادّی هستیم؛ دنبال این هستیم که در دعا مسائل مادّی را در نظر بگیریم و اصلاً در کنار این، مسئلۀ معنویّت را در نظر نمی‌گیریم. یعنی چه؟ به این معنا که ممکن است، چیزی در ظاهر، از نظر معنویّت به نفع من باشد، در حالی که به ضرر است و ظرفیّت آن را نداشته باشم.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۵
1391/05/24 ه.ش -  25 رمضان 1433 ه.ق
شخص در اجابت استعجال دارد و بعد به تأخير مي‏افتد، در اينجا موجب مي‏شود كه آن فرد قنوط كند و بعد هم مأيوس ‏شود. مأيوس كه شد، دعا را كنار مي‏گذارد. چقدر بر اين تأكيد مي‏شود كه اگر كسي دعا را ترك كند، خدا به او غضب مي‏كند و از او خشمگين مي‏شود. البته نمي‏خواهم بگويم اين معصيت است. بحث اين است و بر اين تأكيد شده كه اگر در اجابت كمي تأخير شده، نبايد سرخورده بشوي و دعا را كنار بگذاري. اينكه عبد بايد از خدا درخواست كند، براي «تحكيم رابطة ربوبيّت و عبوديّت» است. اگر بنا بشود كه خدا همة چيزها را درست كند، اصلاً و ابداً خدا يادمان مي‏رود. از ياد مي‏بريم كه پروردگار چه كسي است؟ چون دعا در ارتباط با احتياجات، چه معنوي و چه مادّي است. دعا براي تحكيم رابطة ربوبيّت و عبوديّت عبد است. تحكيم اين رابطه است، كه مي‏گويد دعا كن و از من بخواه تا به تو بدهم.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۴
1391/05/23 ه.ش -  24 رمضان 1433 ه.ق
دعا كردي و مي‏بيني كه انگار گره، آرام آرام دارد باز مي‏شود، پس زود به محضر خدا برو و بگو: «اَلحَمدُ لِله»؛ خدايا! سپاس تو را است كه به عزّت و جلالت عنايت مي‏كني. از اموري كه در دعا از آن منع شده و البته مضرّ هم هست مسئلة استعجال در اجابت است. يك وقت مي‏بينيد كه اجابت مي‏رسد، معلوم است كه چگونه با خدا برخورد مي‏كنم. امّا آنجايي كه مي‏بيند هنوز خبري نشده، در اينجا بايد اشاره كرد كه: مراقب باشد تا حالت استعجال در اجابت براي او پيش نيايد، چون همين حالت موجب مي‏شود كه در اجابت تأخير بشود. حضرت توضيح مي‏دهند كه: مي‏داني اگر حالت استعجال يعني انتظار از اينكه خدا زود برساند و شتابزدگي كند پيش بيايد، چه در پي دارد؟ در حالت شتاب اين اتفاق مي‏افتد كه وقتي عبد ببيند حاجت برآورده نشد، اينجا است كه به حالت قنوط و يأس مبدّل مي‏شود. از خدا نااميد مي‏شود و بعد هم دعا را ترك مي‏كند؛ يعني رويش را از خدا برمي‏گرداند.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۳
1391/05/22 ه.ش -  23 رمضان 1433 ه.ق
در روايات تعبير به «حسن ظنّ نسبت به مَدعُوْ» شده است. ولي آنچه هست اين است كه داعي، آنچه را از خدا درخواست مي‌‌كند، بايد نسبت به آن توجّه داشته باشد كه به هر مقدار، قلب او متوجّه به خدا و اميّد او به خدا بستگي داشته باشد، خدا دعاي او را رد نمي‌‌كند. به تعبير من نسبت به دريافت حاجتش حالت قطعيّت داشته باشد كه به اجابت نزديك است. داعي بايد يك نظر به وضع حال خودش از نظر رفتارش در گذشته با خداي خودش بكند، يك نظر هم به خداي خودش كه از او تقاضا دارد بكند. يك نگاه به خود و يك نگاه به خدا.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۲ (شب قدر)
1391/05/21 ه.ش -  22 رمضان 1433 ه.ق
انسان هیچوقت نباید به خودش تردیدی راه بدهد: خدا اینطور نیست که ما را مأیوس و رد کند. این جزء آیات و معارف حتمی ماست. این را بدانید! یأس از رحمت حق از گناهان کبیره است. اینطور نیست که نتوان در نوشتة بیست و یکم تصرف نكرد. قبول داریم كه شب بیست و سوم شب امضا است امّا ميشود در آن تغييراتي ايجاد كرد. «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ»؛ در اینجا هیچ اشکالی ندارد و تقدير را عوض می‌کنند. اگر شب بیست و یکم، آنچنان که دلمان میخواست، از لحاظ تمام ابعاد دنیوی و اخروی، آن‌طور كه بايد نوشته نشده بود؛ امشب ميتواني در خانه خدا بروی و دعا کنی كه: خدايا! تقديرم را بر‌گردان و برای من همه را خوب کن؛ او قبول میکند. لذا بزرگان ما بر روی شب بیست و سوم بیشتر تکیه می‌کردند.
     
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۱
1391/05/20 ه.ش -  21 رمضان 1433 ه.ق
آن‌‌‌طور كه خدا در ابتدا براي بنده‌‌اش، مراجعه كردن به مخلوق را دوست ندارد و مي‌‌گويد: بايد سراغ من بيايي، همان‌‌طور هم اصرار كردن در مقابل مخلوق را دوست ندارد؛ يعني اينكه سراغ مخلوقي بروي و بعد هم مرتّب اصرار كني. اصل رفتن و پافشاري بعدش را بدش مي‌‌آيد. اين‌‌طور هم نيست كه در مسئله پافشاري و اصرار در دعا سقفي تعيين كرده باشند. به اين صورت كه «سقفي تعيين شده باشد و ما آن را بايد رعايت كنيم» نداريم. شيطان راه‌هاي مختلفي دارد، براي اينكه رابطة عبد با خدايش را قطع كند و اميّدي كه او به خدا بسته را مي‌‌خواهد قطع كند. راه‌‌هاي مختلفي را مي‌‌رود؛ مثلا يك‌‌‌مرتبه به ذهن انسان مي‌‌اندازد كه: چقدر بگويم؟! يك‌‌‌دفعه دعا كردم، بس است، دو دفعه گفتم، بس است؛ يا اگر خدا مي‌‌خواست بدهد، تا حالا داده بود و... اين شيطان است.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۰ (شب قدر)
1391/05/19 ه.ش -  20 رمضان 1433 ه.ق
وقتی مي‏ خواهي از خدا تقاضا كني، نگاهی هم به سوابق گذشته‏ ات بكن. اگر اشتباه کرده‌ای، اوّل معذرت خواهي كن و بگو: خدایا! من را ببخش و بعد هم وقتی كه مي‏ گويي بد كرده‌ام، نيّتت اين باشد كه ديگر خطایی مرتکب نشوی و بعد با صدق نيّت، استغفار كن.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۹
1391/05/18 ه.ش -  19 رمضان 1433 ه.ق
وقتي مي خواهيد دعا كنيد بفهميد و بدانيد كه همه چيزتان وابسته به اين دعاها است؛ كوچك و بزرگ هم ندارد. اينكه تصوّر كنم: «فقط چيزهاي قابل اعتنا و بزرگ را با خدا مطرح كنم نه كوچك ها را» از ضعف ايمان است. واقع اين است كه اين شخص خداشناس نيست. ما در معرفت خود نسبت به خالق نقص داريم. تو كوچك هستي، نه خدا! دعا، كوچك و بزرگ ندارد و خدا هم خستگي‌ناپذير است! او اين دعا را خيلي هم دوست دارد. فرصت شب های قدر را از دست ندهید! خودتان را از قالب حقارت بيرون بكشید! تو كوچك هستي و كوچك هم فكر مي كني؛ طرفِ خود را اصلاً نشناخته اي...
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۸ (شب قدر)
1391/05/17 ه.ش -  18 رمضان 1433 ه.ق
یک سنخ امور است که به فرمان الهی به آن‏ها رسیدگی می‏شود. بلکه می‏شود گفت آنچه که نسبت به جمیع موجودات است در لیله قدر رسیدگی می‌شود. انسان بايد بداند از ناحیه خداوند هیچ مانع و رادعی برای اينکه درخواست‌های بنده را بپذیرد نیست. حال از طرف او حجب برطرف شده امّا خودِ من چه؟ آیا خودم مانعی بر سر راهم درست کرده‏ام یا نه؟ مهم این است.