+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۴/۳۰
اذان صبح:۰۳:۲۳
طلوع آفتاب:۰۵:۰۴
اذان ظهر:۱۲:۱۱
غروب خورشید:۱۹:۱۷
اذان مغرب:۱۹:۳۸

درس اخلاق و معارف اسلامی
تربیت در محیط شغلی: ۴
1389/12/18 ه.ش -  4 ربیع الثانی 1432 ه.ق
عادی‏سازی روابط با نامحرم

با شعارهای غلط روایتی از علی(علیه‏السلام) است که فرمودند: «صِيَانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا». این‏که زن خود را بپوشاند و حفظ کند برای خودش و زیبایی‏اش بهتر است. طرفین خودشان بهتر از همه می‏فهمند که در این روابط شغلی و کاری که مراجعه کننده دارند، رابطه‏شان چگونه است؛ آیا رابطه با حفظ صیانت است، یا برای جلب توجه و پرده‏دری است؟! طرفین خوب می‏داند که مراجعه‏ کننده جنسِ مخالف چه منظوری دارد. هر دو طرف می‏دانند که فرد با چه پوششی چگونه آمده و چه غرضی دارد. از نظرِ رفتاری و حرکاتشان هم، هر دو خوب می‏فهمند که به دنبال چه هستند...
تربیت در محیط شغلی: ۳
1389/12/11 ه.ش -  26 ربیع الاول 1432 ه.ق
... تو در اتاقی که نشسته‏ای ببین چه کسانی در آنجا هستند؟ چه می‏گویند؟ چه قیافه‏هایی دارند؟ ما گفتیم: ابعادِ تربیتی، دیداری، گفتاری و رفتاری است. هر روز که می‏روم آنجا چشمم به صورت چه کسی می‏افتد؟ حرف‏هایی که می‏زند به گوشم می‏خورد چیست؟ ممکن است کسی به او مراجعه کند و با من کاری نداشته باشد، ولی من که برخورد او با مراجعه کننده را می‏بینم و حرف‏هایش را می‏شنوم؛ پس باید در این دقت کنم. باید حواسم باشد که هم‏کارم با مردم به چه سبکی عمل می‏کند؟ اینها خواه نا خواه اثر گذار است، یعنی خواه نا خواه از او روش می‏گیرم...
تربیت در محیط شغلی: ۲
1389/12/04 ه.ش -  19 ربیع الاول 1432 ه.ق
...ما در باب محیط کسب، روایات متعدده داریم. به عنوان نمونه روایتی است از پیامبر که فرمودند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: شَرُّ بِقَاعِ الْأَرْضِ الْأَسْوَاقُ» در قطعه‏های زمین شرّ آن قطعه، آن مرکزی است که می‏خواهی با مسائل مادّی رو به رو شوی و مال به دست بیاوری، «وَ هِيَ مَيْدَانُ إِبْلِيسَ» و این قطعه جولان‏گاه شیطان است. «يَغْدُو بِرَايَتِهِ وَ يَضَعُ كُرْسِيَّهُ وَ يَبُثُّ ذُرِّيَّتَهُ» اینجا شیطان می‏آید و کرسی‏اش را می‏گذارد و بعد هم بچه‏هایش را در محیط پراکنده می‏کند. بعد هم هر کسی را متناسب با خودش فریب می دهد، یکی کم می‏گذارد، یکی دروغ می‏گوید و ...
تربیت در محیط شغلی: ۱
1389/11/27 ه.ش -  12 ربیع الاول 1432 ه.ق
... ما می‏بینیم که شارع مقدّس، از بعضی مشاغل به نوعی تنزیه کرده و به اصطلاح آنها را به عنوان شغل‌های مکروه معرفی نموده است. مثلاً گفته است که فلان شغل، مکروه است. یک دسته از مشاغل و حرفه‌ها را هم می‏بینیم برعکس ترغیب کرده و گفته است که مستحب است. هر دو مورد اشکال شرعی ندارد ولی یکی مکروه و دیگری مستحب است. چرا این‌طور است که نسبت به یک شغل، تنزیه شرعی وجود دارد و به یکی ترغیب شده است؟ چون من دارم کلی بحث می‏کنم، لذا اوّل پاسخ را به صورت کلی می‏گویم و بعد بعضی از مصادیق را نیز با روایات توضیح می‌دهم ...
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۲)
1389/11/14 ه.ش -  29 صفر 1432 ه.ق
کجای کار هستی؟ این خیالات وسوسه شیطان است. همه هوای نفس است. یک وقت می‏گویی کسی به مال یا مقام مغرور شده است، خوب اینها خیلی برای ما چشم‏گیر است اما بقیه‏اش هم همین است. شیطان ابزار گوناگون دارد که من چند نمونه را به عنوان مثال می‌گویم. او از این راه وارد می‏شود، اگر نتوانست، از آن راه وارد می‏شود؛ آنقدر راه و ابزار دارد که خدا می‏داند و من و تو نمی‏دانیم. ممکن است شیطان حتی از مسیر معارف الهی تو را فریب دهد؛ یک وقت می‏گویی پول و ثروت است، قوای بیرونی و درونی است؛ نه، از راه معارف الهی مغرورت می‏کند.
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۱)
1389/11/13 ه.ش -  28 صفر 1432 ه.ق
اگر بخواهیم این حرف را بپذیریم، نظام بشریت از بین می‬رود. در تمام چیزهایی که مربوط به کشت و زرع است، انسان نقد را می‌دهد برای نسیه. شما که یک من گندم را در خاک می‬ریزی، دیوانه هستی؟ می‬گویی شش ماه دیگر ده من خواهد شد. اگر کسی بگوید: دیوانه! هر نقدی بهتر از نسیه است! چرا یک من را از دست دادی؟ به عقلش شک نمی‌کنی؟! آیا کسی این حرف را می‬زند؟ اصلاً و ابداً! تمام عقلای عالم دارند این کار را انجام می‬دهند. پس تمام این معاملات نسیه که در عالم انجام می‬‬شود، دیوانگی است و همه اینها دیوانگان هستند؟! هر نقدی بهتر از نسیه است، غلط است. این قضیه کلی نیست.
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۰)
1389/11/12 ه.ش -  27 صفر 1432 ه.ق
معروف است که پیغمبر در آن لحظات فرمودند: «ائْتُونِي بِدَوَاةٍ وَ كَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً» تعبیرات در تاریخ مختلف نقل شده و من نمی‏خواهم همه را بگویم؛ اصل قضیه مهم است که هیچ قابل انکار نیست. همان‏هایی که به اصطلاح از اصحاب نزدیک رسول‌الله بودند، در جواب به پیغمبر اکرم جسارت کردند و گفتند: «حسبنا کتاب الله» کتاب خدا برای ما کافی است و پیغمبر حالش بد است، این حرف‏هایی که می‏زند، حساب شده نیست! از این سخن معلوم می‌شود که از اعتقاد به وحی خبری نیست. سراغ جمله اول می‏رویم که گفتند: «حسبنا کتاب الله» آنها در همان موقع از دین استفاده ابزاری کردند. این روش از زمان پیغمبر شروع شد ...
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۹)
1389/11/11 ه.ش -  26 صفر 1432 ه.ق
این قضیه مکرّراً اتفاق افتاده است، وقتی بعضی از کسانی که دستشان آلوده به خطا شده است، به من مراجعه می‌کند و می‏گوید: چه‌کار کنم؟ نمی‏توانم خطا نکنم! من به آنها پاسخ می‌دهم: دروغ نگو! نگو: نمی‏توانم. بگو: نمی‏خواهم! تو یک انسان هستی! درست است؟ من هم یک انسان مثل تو هستم و معصوم هم نیستم. از او می‏پرسم: آیا کاری را که تو کردی من می‏کنم؟ می‏گوید: نه! می‌گویم: مگر آن کاری که تو کردی از من بر نمی‏آید؟ می‌گوید: بله. دوباره می‌پرسم: اگر نمی‌شود مقاومت کرد، پس چرا من این کار را نمی‏کنم؟ معلوم می‌شود تو خودت می‏خواهی آن کار را انجام دهی؛ پس نگو: نمی‏توانم، بگو: نمی‏خواهم!
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۸)
1389/11/10 ه.ش -  25 صفر 1432 ه.ق
یک روایت از پیغمبر اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) است که حضرت فرمود: «وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْمُوقِنِ فَسِتَّةٌ»؛ اهل یقین شش نشانه دارند؛ یک: «أَيْقَنَ أَنَّ اللَّهَ حَقٌّ فَآمَنَ بِهِ»؛ دو: «‏وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ فَحَذِرَهُ»؛ سه: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ فَخَافَ الْفَضِيحَةَ»؛ چهار: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ فَاشْتَاقَ إِلَيْهَا»؛ پنج: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ النَّارَ حَقٌّ فَطَهَّرَ سَعْيَهُ لِلنَّجَاةِ مِنْهَا»؛ شش: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ فَحَاسَبَ نَفْسَهُ».
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۷)
1389/11/09 ه.ش -  24 صفر 1432 ه.ق
... یک راه، آن راهی است که هم عقل ـ‌که حجّت درونی من است‌ـ به من می‌گوید درست است و هم وحی می‌گوید که حجت بیرونی است و خالق من است. یک راه دیگری هم هست که از طرفی هم هواهای نفسانی من مجذوب آن شده است. حال چه باید کرد؟! من متحیّر شدم و نمی‌دانم کدام را باید انتخاب کنم! از این طرف انبیا و اوّلیا آمده‌اند و به من می‌گویند: نگاه کن این دنیا نه برایت جاودانگی می‌آورد و نه خوشی دائمی! هیچ‌کدام را در بر ندارد؛ خودت هم داری میبینی. از آن طرف هم وعده آخرت است که من آن را ندیده‌ام امّا این نامشهود، چیزی است که عقلم آن را پذیرفته و نمی‌توانم انکارش کنم. حال چه کنم؟!
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۶)
1389/11/08 ه.ش -  23 صفر 1432 ه.ق
این تعبیر که زندگی دنیا متاع غرور است، در چند آیه وجود دارد. اصلاً «متاع» یعنی چه؟ متاع از نظر معنای لغوی آن وسیله‬ای است که انسان وقتی با آن کاری را انجام داد، آن را دور می‬اندازد. وقتی که با ابزار کار کردم و کارم تمام شد، آن را دور می‬اندازم. «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور». یعنی زندگی دنیا، وسیله‬ای است که باید از آن استفاده کنی و بعد هم آن را دور بیندازی؛ ولی همین زندگی دنیا تو را فریب داده است. حیات دنیا، متاع و وسیله‬ای است که باید دور انداخته شود، امّا همین وسیله تو را فریب می‬دهد.
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۵)
1389/11/07 ه.ش -  22 صفر 1432 ه.ق
نه حسین(علیه‏السلام) و نه علی(علیه‏السلام)، هیچ‏کدام ذهنیت‏گرا نیستند، واقعیت‏گرا هستند؛ یعنی آنچه را که من و تو در بستر زندگی‏مان داریم می‏بینیم همان را به رخ ما می‏کشند. هیچ ذهنیت‏گرایی ندارند. آنچه علی(علیه‏السلام) می‏گوید ذهنیت‏گرایی نیست، واقعیت‏گرایی است. می‏گوید اگر بنا بود جاودانگی در اینجا باشد، انبیا که سزاوارتر بودند، آنها که احقّ بودند، امّا همه رفتند. حسین(علیه‏السلام) در روز عاشورا افراد را به واقعیت سوق می‏دهد. بحث ذهنیت‏گرایی ندارد. به تعبیر ما به وجدانیات و مشهودات ابنای بشر کار دارد. امام حسین به ابنای بشر درس‏ها می‏دهد. اینها در تاریخ مانده است...
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۴)
1389/11/06 ه.ش -  21 صفر 1432 ه.ق
روز عاشورا دو لشکر رو به روی هم ایستادند، حضرت دارد اوّلین سخنرانی را می‏کند. وقتی شروع می‏کند صحبت کردن، روی هر دو عامل غرور دست می‏گذارد. یک؛ می‏گوید اگر تمام دنیا را به یک نفر بدهند، دو؛ اگر یک نفر در دنیا بخواهد باقی بماند، به اصطلاح طول عمر. این حیات است، آن خود دنیا است، هر دو تا را پیش می‏کشد. بدان که اینها هیچ کدام، نه دنیا به دست یک نفر باقی می‏ماند، نه حیات دنیاتا ابد می‏ماند. حضرت می فرماید: «عباد الله اتقوا الله و کونوا من الدنیا علی حذر فإن الدنیا لو بقیت علی احد او بقی علیها احد لکانت الانبیاءُ احق بالبقی» یعنی بالأخره این دنیا تمام شدنی است. امام حسین هر دو را به کار می‏گیرد، هم خود دنیا را و هم حیات دنیا را. می‏گوید: اگر بنا بود این‏گونه باشد که همه دنیا را به کسی دهند یا یک نفر در دنیا جاودانه بماند، بالأخره دنیا تمام شدنی است؛ انبیا سزاوارتر بودند که همه دنیا را به آنها بدهند و تا آخر در دنیا بمانند، ولی آخر دارد و به پایان می رسد.
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۳)
1389/11/05 ه.ش -  20 صفر 1432 ه.ق
آنهایی که با پول بیت المال آمده بودند با امام حسین بجنگند، مصرف بیت المال برایشان حرام بود. عبیدالله و عمر سعد در خزینه را باز کرده بودند و همه‏شان را با مخارج بیت المال آورده بودند. آنهایی که آمدند با امام حسین بجنگند، مصرف بیت المال برایشان حرام بود، بطون‏شان پر از حرام بود. اما کسانی که نیامده بودند بجنگند، خوردنشان از بیت المال، حرام نبود. یک‏وقت کسی نگوید: حرّ هم بین اینها بود، چه طور شد که حرّ یار امام شد؟ مگر او از بیت المال نخورد؟! من اثر وضعی مال حرام را گفتم که مانع اثر گذاری اعمال صالحه می‌شود. بحث‏های ما قدری فنی است. از اوّل معلوم بود که حر نیامده بود بجنگد.
تربیت در محیط رفاقتی: ۹
1389/10/29 ه.ش -  14 صفر 1432 ه.ق
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.
رُوِیَ عَن رَسولِ الله(صلی­الله­علیه­وآله­وسلم) قال: «إِنَّ الْغَيْرَةَ مِنَ الْإِيمَانِ»