+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۹/۰۲
اذان صبح:۰۵:۲۰
طلوع آفتاب:۰۶:۴۸
اذان ظهر:۱۱:۵۱
غروب خورشید:۱۶:۵۳
اذان مغرب:۱۷:۱۳

درس اخلاق و معارف اسلامی
دین و دینداری: ۱۳
1383/12/12 ه.ش -  20 محرم 1426 ه.ق
ما از نظر وجودی دارای یک بُعد عقلانی هستیم که این عقل برای خودش کارکردی دارد. مسألة دین هم در بُعد عقلانی ما مطرح می‏شود؛ یعنی آن باورهایی که در مورد دین اشاره کردیم، محصول کارکردی است که عقل به ارمغان می‏آورد. این همان معنای دین­دار شدن است. البته هر انسانی به میزان فهم و ادراک عقلانی خودش دین‏دار می‏شود. مثلاً در باب توحید، هر انسانی در حدّ خودش اصل مبدأ را می‏فهمد و ادراک می‏کند. مثل آن...
 
دین و دینداری: ۱۲
1383/12/03 ه.ش -  11 محرم 1426 ه.ق
دو چیز موجب می‏شود ایمان متزلزل شود. روایتی را از امام صادق(علیه السلام) بیان کردم که دو نکته در آن بود و حالا می‏خواهم آن‏ها را تطبیق دهم. در روایت آمده بود، آنچه موجب می‏شود ایمان در دل انسان استوار بماند «وَرَع» است. وَرَع آن حالتی در انسان است که به خود بگوید: «نکند من خلاف کنم»! در مقام عمل، به این حالت «پرهیز از حرام» گفته می‏شود. وَرَع مانند تقوا یک ملکه است. تقوا ملکه‏ای است که دو پایه و اساس دارد؛ یک پایة آن «ایمان‏مستمر» و پایة دیگرش «عمل‏مکرّر» است. وَرَع نیز مانند تقوا ملکه‏ای است که وجودش در انسان باعث می‏شود ایمان در دل استوار بماند. در مقابل وَرَع، لااُبالی‏گری یعنی بی‏باکی نسبت به گفتار و کردار قرار دارد. این حالت است که موجب تزلزل ایمان می‏شود. لااُبالی‏گری ایمان را متزلزل می‏کند و وَرَع آن را پایدار می‏کند.
 
دین و دینداری: ۱۱
1383/12/02 ه.ش -  10 محرم 1426 ه.ق
تعلّق قلبی به بیان الهی آن‏گاه حاصل می‏شود که قلبِ انسان به خدا تعلّق داشته باشد. یعنی اگر دل به خدا دل‏بستگی و حبّ داشته باشد، نسبت به بیان الهی هم تعلّق پیدا می‏کند. همچنین گفتیم ایمان امری بسیط و دارای درجات است؛ به این دلیل که ریشة ایمان محبّت است و محبّت هم دارای درجات است و حبّ، شدّت و ضعف دارد. لذا ایمان نیز بر اساس ریشه‏اش شدّت و ضعف پیدا می‏کند. در این زمینه روایاتی را مطرح می‏کنم. اگر انسان به حقیقت دین و ایمان پی برده باشد، می‏بیند که این روایات با یکدیگر هماهنگ هستند و اختلافی ندارند. مانند آن روایتی که امام صادق(علیه السلام) فرمود...
 
دین و دینداری: ۱۰
1383/12/01 ه.ش -  9 محرم 1426 ه.ق
در باب ایمان هم تعلّق قلبی به دین مرتبط با تعلّق قلبی من به خودِ پروردگار است؛ هرقدر دل من به خالق تعلّق داشته باشد، به همان میزان نسبت به خواسته‏های او هم در قلب من تعلّق به وجود می‏آید. بعضی از روایات، درجات ایمان را ده درجه می‏داند و حتّی افرادی را مانند مقداد، سلمان و ابوذر معرفی می‏کند و آن‏ها را از حیث درجات ایمانی مقایسه می‏کند. این به همین معنا است که هرچه حبّ به خدا بیشتر شود، ایمان هم قوی‏تر می‏شود. بعضی از ایمان‏ها سطحی است و...
 
دین و دینداری: ۹
1383/11/30 ه.ش -  8 محرم 1426 ه.ق
دین مجموعه‏ای از اصول و فروع است که به‏وسیلة انبیا به ابنای بشر ابلاغ می‏شود. دین یک امر مُرکّب است و ایمان، تعلّق قلبی به دین است. دل، مرکز ایمان است و هیچ‏گاه تخلّف نمی‏کند. ایمان به یک شیء با عمل نسبت به آن شیء ارتباط دارد. ایمان تعلّق قلبی و از واردات قلبی است و از امور تعقّلی نیست. به عنوان شاهد روایتی را از اصول کافی نقل می‏کنم. ابوعمرو زبیری نقل می‏کند که از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم کدام‏یک از اعمال نزد خداوند افضل است و خداوند بدون آن عملی را قبول نمی‏کند؟ حضرت در جواب می‏فرماید...
 
دین و دینداری: ۸
1383/11/29 ه.ش -  7 محرم 1426 ه.ق
پیامبران صاحب شریعت از دو حیث وظایفی دارند؛ یکی از حیث شخصی و دیگری از نظر شخصیّتی. ما بین «شخص» و «شخصیّت» تفکیک می‏کنیم. انبیای صاحب شریعت از لحاظ شخصیّتی و معنوی دو جایگاه دارند؛ یکی جایگاه رسالت و دیگری جایگاه امامت. نسبت به هر دو جایگاه شخصیّتی‏شان هم وظیفه‏ای دارند؛ یک وظیفه مرتبط با رسالت و یک وظیفه مرتبط با امامت است. در مجموع، این دو وظیفه به‏علاوة آن وظیفة­ شخصی که ایشان دارند، سه وظیفه را تشکیل می‏دهد؛ یکی...
 
دین و دینداری: ۷
1383/11/28 ه.ش -  6 محرم 1426 ه.ق
در این روایت امام هادی(علیه السلام) فرمود: «هَذَا وَ اللَّهِ دِينُ اللَّهِ»؛ یعنی این دین، دین خدا است. امّا حالا روایتی را مطرح می‏کنم که امام صادق(علیه السلام)، این دین را دین خودشان دانسته‏اند. عمرو بن‏حریث نقل می‏کند که خدمت امام صادق(علیه السلام) رفتم و عرض کردم: «جُعِلْتُ فِدَاكَ أَ لَا أَقُصُّ عَلَيْكَ دِينِيَ الَّذِي أَدِينُ اللَّهَ بِهِ»؛ فدایت شوم! آیا اجازه می‏دهید برایتان شرح دهم آن دینی را که به آن خدا را اطاعت می‏کنم؟ حضرت فرمود : «بَلَى يَا عَمْرُو»؛ بله، بگو ای عمرو! عمرو می‏گوید عرضه داشتم...
 
دین و دینداری: ۶
1383/11/27 ه.ش -  5 محرم 1426 ه.ق
وظیفة انبیای الهی «برپاداشتن دین» است و وظیفة اولیای خدا «نگاه‏داری از دین» است. رُسُل شرایع را می­آورند و برپا می­دارند و اولیا دین را بر پا نگاه می­دارند. اگر بخواهیم وظیفة اولیا و انبیا را با مسامحه در یک قالب اصطلاحی بیاوریم، باید بگوییم انبیا علّت مُحدثة دین هستند و جانشینان آن‏ها که اولیا باشند، علّت مُبقیة دین می‏باشند. رُسُل بیان صادره از مقام ربوبی را ـ‏که همان مجموعة اصول و فروع است‏ـ از خدا می‏گیرند و به ابنای بشر ابلاغ می‏کنند؛ لذا تعبیر می­کنیم که ایشان «علّت مُحدثه» برای دین هستند. از آن طرف، اولیا و جانشینان پیامبران دین را برپا نگه می‏دارند و از برپایی آن نگه‏داری می­کنند؛ لذا تعبیر می­کنیم که ایشان «علّت مُبقیه» برای دین هستند. همان‏طور که در هدف قیام و حرکت حسین بن‏ علی(علیه السلام) گفتم، حضرت دید...
 
دین و دینداری: ۵
1383/11/26 ه.ش -  4 محرم 1426 ه.ق
ایمان یک حقیقت واحده است؛ گرچه این حقیقت دارای مراتب است و از نظر اصطلاح فلسفی «مقول به تشکیک» است و شدّت و ضعف دارد. ولی اسلام دو قِسم است؛ یک اسلام حقیقی داریم که عبارت است از همان ایمان و یک اسلام ظاهری داریم که موضوع بعضی از احکام فقهی است. همین که شخصی به وحدانیّت خدا و رسالت پیغمبر اکرم(صل الله علیه و اله و سلم) گواهی بدهد، از نظر ظاهری و فقهی مسلمان است و احکام اسلام بر او جاری می‏شود. این می‏شود «مسلمان فقهی» که معیارش همان اسلام ظاهری است. با توجه به این نکته که تمام شرایع، در حقیقت اسلام...
 
دین و دینداری: ۴
1383/11/25 ه.ش -  3 محرم 1426 ه.ق
گفتیم که «ایمان» همان «اسلام حقیقی» است و با هم فرقی ندارند و این دو تعبیر، در آیات و روایات به دو منظور به کار گرفته شده است که توضیح خواهم داد. این‏طور نیست که ایمان دارای اقسام باشد؛ ما اقسام مختلف ایمان نداریم. ایمان درجات مختلف دارد، امّا اقسام مختلف ندارد. همچنین گفتم ایمان امری بسیط است و مُرکّب نیست، امّا دارای درجات و مراتب است؛ بر خلاف دین که متعلَّقِ ایمان است و مُرکّب است. همان‏طور که ایمان امری بسیط و دارای درجات است، اسلام هم همین‏طور است. چون رابطة «ایمان» و «اسلامِ حقیقی»، مثل رابطة «انسان» و «بشر» است که می‏گوییم مرادفِ هم هستند. یعنی اسلام حقیقی با ایمان از نظر حقیقت یکی هستند. من ابتدا به آیات این بحث اشاره می­کنم. با مراجعه به آیاتی که در آن بحث اسلام و ایمان وارد شده، روشن می­شود که این‏ها یک امر درونی و قلبی هستند که با اشرف ابعاد وجودی انسان که قلب او...
 
دین و دینداری: ۳
1383/11/24 ه.ش -  2 محرم 1426 ه.ق
عرض کردم که حرکت و قیام امام حسین(علیه السلام) برای برپا نگاه‏داشتن دین حق بود. حقیقت دین به‏طور خلاصه یک امر مُرکّب از اصول و فروع است. دینِ حق هم یکی است و تکثّر در دین حق نداریم؛ لکن در دین باطل تکثّر هست. البته تکامل در دین حق داریم. دین به حسب شرایع الهی، تکامل پیدا کرد. امّا این طور نیست که مثلاً شریعتِ حضرت ابراهیم(علیه السلام) یک دین باشد و شریعتِ حضرت موسی(علیه السلام) یک دین دیگر و شریعت پیغمبر خاتم(صل الله علیه و اله و سلم) دین دیگری باشد. همة این شرایع یک دین هستند، امّا به حسب اختلاف امّت­ها که رو به تکامل بودند، خداوند آن شرایع را به وسیلة انبیا تکمیل کرد. امّا ایمان چیست؟ ایمان عبارت است از یک امر قلبی و...
 
دین و دینداری: ۲
1383/11/23 ه.ش -  1 محرم 1426 ه.ق
عرض کردم که «دین» در لغت به معنای کیش و آیین است. دین حقیقتی مُرکّب از «باورها و باید و نبایدها» است؛ و به تعبیر ساده‌تر، مجموعه‏ای از «امور اعتقادی و عملی»، یا «اعتقادات و احکام»، یا همان «اصول و فروع» است. این مجموعه دین است. در جلسة گذشته به روایتی از پیغمبر اکرم(صل الله علیه و اله و سلم) اشاره کردم که حضرت فرمود جبرئیل به من گفت: «إِنَّ مَثَلَ هَذَا الدِّينِ كَمَثَلِ شَجَرَةٍ ثَابِتَةٍ»؛ مَثَل این دین مانند درختی پابرجا و ثابت است؛ «الْإِيمَانُ أَصْلُهَا»؛ که ریشه و اساسش ایمان است.
 
دین و دینداری: ۱
1383/11/22 ه.ش -  30 ذیحجه 1425 ه.ق
در گذشته وعده کرده بودم که در ایّام محرّم بحثی را تحت عنوان «دین و دین‏‏داری» مطرح کنم. موضوع بحث را تحت این عنوان عرض می­کنم که «دین چیست و دیندار کیست، ایمان چیست و مؤمن کیست، اسلام چیست و مسلمان کیست».امّا چرا این بحث را مطرح می‌کنم؟ تقریباً چند سال است که ایّام دهة اوّل محرم، در ارتباط با قیام امام حسین(علیه السلام) صحبت می‌کنم و آنچه که حضرت هدف‏گیری کرده بود را مطرح می‏کنم. از چهار یا پنج سال قبل، مباحث متعدّدی را مطرح کردم که تحت عناوین «عدم تعاون به اثم و عدوان»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «هجرت و جهاد در راه خدا» بود.
 
محاسبه از نظر اهل معرفت: ۴۶
1383/01/31 ه.ش -  28 صفر 1425 ه.ق
محاسبه از نظر اهل معرفت: ۴۵
1383/01/30 ه.ش -  27 صفر 1425 ه.ق