+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۹/۰۴
اذان صبح:۰۵:۲۲
طلوع آفتاب:۰۶:۵۰
اذان ظهر:۱۱:۵۱
غروب خورشید:۱۶:۵۲
اذان مغرب:۱۷:۱۲

درس اخلاق و معارف اسلامی
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۶)
1389/11/08 ه.ش -  23 صفر 1432 ه.ق
این تعبیر که زندگی دنیا متاع غرور است، در چند آیه وجود دارد. اصلاً «متاع» یعنی چه؟ متاع از نظر معنای لغوی آن وسیله‬ای است که انسان وقتی با آن کاری را انجام داد، آن را دور می‬اندازد. وقتی که با ابزار کار کردم و کارم تمام شد، آن را دور می‬اندازم. «وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُور». یعنی زندگی دنیا، وسیله‬ای است که باید از آن استفاده کنی و بعد هم آن را دور بیندازی؛ ولی همین زندگی دنیا تو را فریب داده است. حیات دنیا، متاع و وسیله‬ای است که باید دور انداخته شود، امّا همین وسیله تو را فریب می‬دهد.
کلیدواژه: 
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۵)
1389/11/07 ه.ش -  22 صفر 1432 ه.ق
نه حسین(علیه‏السلام) و نه علی(علیه‏السلام)، هیچ‏کدام ذهنیت‏گرا نیستند، واقعیت‏گرا هستند؛ یعنی آنچه را که من و تو در بستر زندگی‏مان داریم می‏بینیم همان را به رخ ما می‏کشند. هیچ ذهنیت‏گرایی ندارند. آنچه علی(علیه‏السلام) می‏گوید ذهنیت‏گرایی نیست، واقعیت‏گرایی است. می‏گوید اگر بنا بود جاودانگی در اینجا باشد، انبیا که سزاوارتر بودند، آنها که احقّ بودند، امّا همه رفتند. حسین(علیه‏السلام) در روز عاشورا افراد را به واقعیت سوق می‏دهد. بحث ذهنیت‏گرایی ندارد. به تعبیر ما به وجدانیات و مشهودات ابنای بشر کار دارد. امام حسین به ابنای بشر درس‏ها می‏دهد. اینها در تاریخ مانده است...
کلیدواژه: 
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۴)
1389/11/06 ه.ش -  21 صفر 1432 ه.ق
روز عاشورا دو لشکر رو به روی هم ایستادند، حضرت دارد اوّلین سخنرانی را می‏کند. وقتی شروع می‏کند صحبت کردن، روی هر دو عامل غرور دست می‏گذارد. یک؛ می‏گوید اگر تمام دنیا را به یک نفر بدهند، دو؛ اگر یک نفر در دنیا بخواهد باقی بماند، به اصطلاح طول عمر. این حیات است، آن خود دنیا است، هر دو تا را پیش می‏کشد. بدان که اینها هیچ کدام، نه دنیا به دست یک نفر باقی می‏ماند، نه حیات دنیاتا ابد می‏ماند. حضرت می فرماید: «عباد الله اتقوا الله و کونوا من الدنیا علی حذر فإن الدنیا لو بقیت علی احد او بقی علیها احد لکانت الانبیاءُ احق بالبقی» یعنی بالأخره این دنیا تمام شدنی است. امام حسین هر دو را به کار می‏گیرد، هم خود دنیا را و هم حیات دنیا را. می‏گوید: اگر بنا بود این‏گونه باشد که همه دنیا را به کسی دهند یا یک نفر در دنیا جاودانه بماند، بالأخره دنیا تمام شدنی است؛ انبیا سزاوارتر بودند که همه دنیا را به آنها بدهند و تا آخر در دنیا بمانند، ولی آخر دارد و به پایان می رسد.
کلیدواژه: 
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۳)
1389/11/05 ه.ش -  20 صفر 1432 ه.ق
آنهایی که با پول بیت المال آمده بودند با امام حسین بجنگند، مصرف بیت المال برایشان حرام بود. عبیدالله و عمر سعد در خزینه را باز کرده بودند و همه‏شان را با مخارج بیت المال آورده بودند. آنهایی که آمدند با امام حسین بجنگند، مصرف بیت المال برایشان حرام بود، بطون‏شان پر از حرام بود. اما کسانی که نیامده بودند بجنگند، خوردنشان از بیت المال، حرام نبود. یک‏وقت کسی نگوید: حرّ هم بین اینها بود، چه طور شد که حرّ یار امام شد؟ مگر او از بیت المال نخورد؟! من اثر وضعی مال حرام را گفتم که مانع اثر گذاری اعمال صالحه می‌شود. بحث‏های ما قدری فنی است. از اوّل معلوم بود که حر نیامده بود بجنگد.
کلیدواژه: 
تربیت در محیط رفاقتی: ۹
1389/10/29 ه.ش -  14 صفر 1432 ه.ق
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.
رُوِیَ عَن رَسولِ الله(صلی­الله­علیه­وآله­وسلم) قال: «إِنَّ الْغَيْرَةَ مِنَ الْإِيمَانِ»
کلیدواژه: 
   
تربیت در محیط رفاقتی: ۸
1389/10/22 ه.ش -  7 صفر 1432 ه.ق
ما در روایت داریم که دوست بدار کسی را که با تو کلنجار می‏رود؛ برای این‌که تو را اصلاح کند. این اعتراض‌ها و بگو مگوها موجب نشود که پیوند دوستی الهی شما با یکدیگر تضعیف شود. آدمی باش که اگر در رفاقت و دوستی، برخوردهایی پیدا شد که در راستای اوامر الهی بود، دست از این رفاقت نکشی! کسی که برای نفع دینت با تو کلنجار می‏رود را در راه خدا دوست بدار! کلنجار رفتنش موجب نشود که دوستی بر محور الهی شما ضربه بخورد. برخوردهای ظاهری با خواسته‏های نفسانی نمی‏سازد. لذا مواظب باش که به خاطر نفس، دوستی الهی را کنار نگذاری و قطع پیوند در راه هوای نفس نکنی!
کلیدواژه: 
   
تربیت در محیط رفاقتی: ۷
1389/10/15 ه.ش -  30 محرم 1432 ه.ق
اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيطانِ الرَّجيم؛ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم
وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَالَمِين وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبينَ الطّاهِرين وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعين.
رُوِیَ عَن رَسولِ الله(صلی­الله­علیه­وآله­وسلم) قال: «إِنَّ الْغَيْرَةَ مِنَ الْإِيمَانِ»
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۲)
1389/09/26 ه.ش -  11 محرم 1432 ه.ق
در جلسات گذشته عرض کردیم که انسان اگر بخواهد «حیات طیّبه» پیدا کند، یعنی اصلاً «انسان» شود و از نظر درونی واقعاً «زنده» شود راهی جز غلبه بر هوای نفس ندارد. و إلا کسی که محکوم شهوت و غضب است، مرده‌ای است در میان اجتماع. این تعبیرات در روایات بود‌ و من آنها را خواندم و دیگر تکرار نمی‏کنم. اگر انسان می‏خواهد حیات طیّبه پیدا کند، راه منحصر در این است که انسان از نظر عملی، «مطیع شرع» شود. حیات طیّبه و پاکیزه و زندگی انسانی، نه زندگی حیوانی، با متابعت از ظاهر شریعت حاصل می‌شود. یعنی همین دستورات شرع موجب می‏شود که شهوت، غضب و وهم مهار ‏شود. وقتی این حیوان مهار شد، نتیجه‏اش این می‏شود که انسان سر عقل آمده و واقعاً «انسان» می‏شود. انسان که شد، زندگی‌اش می‏شود حیات طیّبه.
 
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۱)
1389/09/25 ه.ش -  10 محرم 1432 ه.ق
این عدّه‏ای که عمرسعد از کوفه آورده بود، تمام غذاهایشان از بیت‏المال مسلمین بود. چند روز که آنجا بودند، عمرسعد به آنها غذا می‏داد. از کجا این‏ها را آورده بود؟ همه‌اش از بیت‏المال مسلمین بود. مال مسلمین را به حرام آورده بود و در شکم این‏ها می‏ریخت. لذا شکم همه از حرام پر بود. نماز می‏خواندند، ولی مال حرام مانع اثرگذاری نماز بود. اصلاً گوش نمی‏کنند، جار و جنجال راه می‏اندازند، هوچی‏بازی در می‏آورند که صدای امام را نشنوند. حسین می‏گوید: وای بر شما، چرا ساکت نمی‏شوید؟! چرا حرف من را گوش نمی‏کنید؟...
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۰)
1389/09/24 ه.ش -  9 محرم 1432 ه.ق
امام حسین(علیه‌السلام) دید حکومت بنی امیّه در آن موقع، جای هدف و وسیله را جابه‏جا کردند. پیغمبر هدفش اسلام بود و حکومت از آن و به خاطر آن متولّد شده بود، امّا حالا بر عکس شده بود و حکومت حرف اوّل را می‏زد. اسلام حرف دوم را می‏زد. حالا اگر اسلام که در رتبه بعد از حکومت قرار گرفته و حرف دومی است، با حکومت که اصل و هدف شده است در تعارض قرار گیرد، معلوم است که حرف دوم کنار می‏رود و همان حرف اوّلی می‏ماند. امّا اگر اسلام حرف اوّل را زد، آنجا است که حکومت حرف دوم را باید بزند.
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۹)
1389/09/23 ه.ش -  8 محرم 1432 ه.ق
...همین آداب و احکام ظاهری است که این قُوای حیوانیِ نفس را مهار می‏کند و به عقل کمک می‏کند که بر آنها مسلّط شود. عمل به این احکام شرعی جلوی شهوت افسارگسیخته و غضب افسارگسیخته را می‏گیرد و این حیوان را مؤدّب به آداب شرع می‏کند. تازه اینجا است سرِ عقل می‏آیی! تازه اینجا است که می‏توانی تفکّر صحیح داشته باشی. اینجا است که می‏توانی حق را از باطل تشخیص دهی...
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۸)
1389/09/22 ه.ش -  7 محرم 1432 ه.ق
امام حسین دنبال این بود که امّت اسلامی را اصلاح کند؛ هم ظاهر و هم باطن امّت را می‏خواست اصلاح کند. البته برای اصلاح باطن، از راه ظاهر باید وارد شویم. گام اوّل این است تا راه برای گام دوم باز شود. به تعبیر دیگر «جهل» است که موجب مرگ شخص و موجب مرگ امّت و جامعه است؛ و «بینش» است که به فرد حیات می‏دهد و به اجتماع و امّت حیات می‏دهد. امام حسین می‏خواست این امّت مُرده را زنده کند...
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۷)
1389/09/21 ه.ش -  6 محرم 1432 ه.ق
حضرت می‏فرماید: «لَقَدْ فَعَلْتُمُوهَا بِأَبِي وَ أَخِي وَ ابْنِ عَمِّي»؛ شما کوفی‏ها پیش از این با پدرم چنین کردید. من شما را می‏شناسم که چگونه آدم‏هایی هستید. می‌دانم که شما با پدرم چگونه رفتار کردید، با برادرم چگونه و با فرستاده‏ام مُسلم چه‌طور رفتار کردید. «وَ الْمَغْرُورُ مَنِ اغْتَرَّ بِكُمْ». فریب‏خورده کسی است که فریب شما را بخورد. یعنی حضرت در همان اوّلین برخورد با آنها، این را گفت. معنایش این است که من فریب شما را نمی‏خورم. اصل مطلب این است که حسین(علیه‏السلام) در این حرکت نه فریب‌خورده بود و نه کسی را فریب داد...
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۶)
1389/09/20 ه.ش -  5 محرم 1432 ه.ق
وای بر حال کسانی را که دین را رها کنند و سراغ دنیایشان بروند! چنین افرادی بدانند که مسلّماً سزای کارشان را در همین عالم خواهند دید. چه فرد باشد و چه اجتماع باشد؛ خدا سزای کارش را به او نشان خواهد داد. این یک سنت الهی است. چهار صباح سرخوش می‌شوی، اما به تو بگویم، اینها همه حساب شده است، در همین دنیا عقاب خواهی شد. بحث آخرت جدا است. ما داریم از نظر دنیایی بحث می‏کنیم. امام حسین هم سرانجام حرکت خود را می‏دانست و هم سرانجام حرکت آن‏ها را. سرنوشت خود را گفت، عاقبت آن‏ها را هم گفت و هر دو تحقق پیدا کرد.
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۵)
1389/09/19 ه.ش -  4 محرم 1432 ه.ق
...فرق است بین اینکه کسی بخواهد دیگری را فریب بدهد، با اینکه او را دعوت به حق کند. اینها دو چیز است که نباید با هم خَلط شود. بله، امام حسین هم در خطبه‏هایش، هم در نامه‏هایش، هم در ملاقات‏های شخصی‏اش دیگران را دعوت کرد؛ امّا مغرور نکرد. دعوت هم که می‏کرد، وظیفه‏اش بود. باید دیگران را دعوت به حق می‏کرد. هر رجل الهی وظیفه‏اش این است که دعوت به حق کند. لذا حسین(علیه‏السلام) هم باید همین کار را می‏کرد. اصلاً بر او واجب بود و اگر ـ‏نعوذ بالله‏ـ دعوت نمی‏کرد کارش اشکال داشت. امّا کسی را با فریب به دنبال خودش نکشید.
کلیدواژه: