+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۵/۰۲
اذان صبح:۰۳:۲۶
طلوع آفتاب:۰۵:۰۶
اذان ظهر:۱۲:۱۱
غروب خورشید:۱۹:۱۵
اذان مغرب:۱۹:۳۵

درس اخلاق و معارف اسلامی
حیاء در بعد تربیتی (۵)
1390/01/29 ه.ش -  14 جمادی الاول 1432 ه.ق
... یکی از بزرگ‎ترین مشکلات جامعه ما ترویج بی‎حیایی است، یکی از جهاتش این است که بعضی از کسانی که وظیفه اسلامی جامعه را دارند، مبتلا به «کفر جحود» هستند! یعنی وقتی به آنها تذکر می‎دهی، نمی‎خواهند قبول کنند... با این که مفاسد کارشان را می‎بینند. گاهی هم این مفاسد دامن‎گیر خودشان شده است، امّا حبّ ریاست، حبّ شهرت، حبّ به مال نمی‎گذارد قبول کند. «حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ» با این که یقین دارد، اما قبول نمی‎کند. از آن طرف هم ببینید چه چیزهایی رواج پیدا می‎کند؟ «دروغ» چون حیاء نیست. فریب‎کاری، خُدعه، تملق و... اگر کسی حیاء نداشته باشد، ایمان ندارد و حتی به کفر جحود کشیده می‎شود...
   
حیاء در بعد تربیتی (۴)
1390/01/28 ه.ش -  13 جمادی الاول 1432 ه.ق
... همه خوبی‎ها از حیاء سرچشمه می‎گیرد. درست مقابل هم. وقاحت، بی شرمی پشتوانه تمام خلاف‎کاری‎ها و معاصی در جامعه است. از آن طرف در باب عمل به احکام شرعیه پشتوانه‎اش حیاء است. اگر یک جامعه‎ای بخواهد اسلامی باشد باید حیاء را تقویت کرد نه بی حیایی را. باید حیاء را تقویت کنی، همه چیز از درون این حیاء در می‎آید. هر چه سطح حیاء بالا رود، سطح عمل هم بالا می‎آید. رابطه حیاء و تقوا، حیاء و ورع یک رابطه مستقیم است...
   
حیاء در بعد تربیتی (۳)
1390/01/27 ه.ش -  12 جمادی الاول 1432 ه.ق
...کاربرد مهم«حیا»، قبل از عمل است. اگر فرض کردیم شخص زیر فشار نیروی غضب، مرتکب افسارگسیختگی شد و بعد سر عقل آمد و ‎فهمید چه کار کرده است، این حالت باز هم حالت انفعالی است، امّا بُرد این حالت انفعالی مربوط به عمل گذشته نیست، بُرد آن نسبت به اعمال نظیر این عمل در آینده است و پیش‎گیری می‎کند که دیگر آن را تکرار نکند. بنابراین نقش اساسی حیا، در ارتباط با پیش‎گیری است...
   
حیاء در بعد تربیتی (۲)
1390/01/26 ه.ش -  11 جمادی الاول 1432 ه.ق
... از مجموعه معارف ما، به خصوص مباحث کلامی، این نکته به دست می‎آید که «حیا» یک امر فطری است. یعنی حیا یک موهبت و ودیعه الهی است. برای همین است که صدرالمتألهین می‎گوید: «و الحیاء غریزۀ انسانیّۀ» حیا غریزی است، یعنی این‎که اکتسابی نیست. ما یک امور فطری داریم که همراه با خلقت ما است، آمیخته به خلقت ما است. همان‎گونه که در بُعد معنوی، انسان موحد خلق شده است، «كُلُّ مَوْلُودٍ يُولَدُ عَلَى الْفِطْرَةِ» هر انسانی که به دنیا می‎آید موحد است، در بعد اخلاقی هم باحیا خلق شده است ...
   
حیاء در بعد تربیتی (۱)
1390/01/25 ه.ش -  10 جمادی الاول 1432 ه.ق
ریشه همه مشکلات اخلاقی

... در مباحث اخلاقی، رذیله‎ای تحت عنوان «وقاحت» مطرح است که من می‎خواهم توضیح دهم، گاهی در ارتباط با شهوت قرار می‎گیرد و منشأش شهوت است و گاهی منشأش غضب است. «وقاحت» از نظر لغت، به معنای «بی‎شرمی» است که ما هم این لفظ را در همین معنا استفاده می‎کنیم و به تعبیر ما یعنی «پررویی». امام صادق(علیه‎السلام) می فرماید: «الْوَقَاحَةُ صَدْرُ النِّفَاقِ وَ الشِّقَاقِ وَ الْكُفْرِ» سرآمد همه اینها بی‎حیایی است، یعنی سرآمد نفاق، شقاق و کفر این است...
   
تربیت در محیط شغلی: ۴
1389/12/18 ه.ش -  4 ربیع الثانی 1432 ه.ق
عادی‏سازی روابط با نامحرم

با شعارهای غلط روایتی از علی(علیه‏السلام) است که فرمودند: «صِيَانَةُ المَرْأَةِ أَنْعَمُ لِحَالِهَا وَ أَدْوَمُ لِجَمَالِهَا». این‏که زن خود را بپوشاند و حفظ کند برای خودش و زیبایی‏اش بهتر است. طرفین خودشان بهتر از همه می‏فهمند که در این روابط شغلی و کاری که مراجعه کننده دارند، رابطه‏شان چگونه است؛ آیا رابطه با حفظ صیانت است، یا برای جلب توجه و پرده‏دری است؟! طرفین خوب می‏داند که مراجعه‏ کننده جنسِ مخالف چه منظوری دارد. هر دو طرف می‏دانند که فرد با چه پوششی چگونه آمده و چه غرضی دارد. از نظرِ رفتاری و حرکاتشان هم، هر دو خوب می‏فهمند که به دنبال چه هستند...
تربیت در محیط شغلی: ۳
1389/12/11 ه.ش -  26 ربیع الاول 1432 ه.ق
... تو در اتاقی که نشسته‏ای ببین چه کسانی در آنجا هستند؟ چه می‏گویند؟ چه قیافه‏هایی دارند؟ ما گفتیم: ابعادِ تربیتی، دیداری، گفتاری و رفتاری است. هر روز که می‏روم آنجا چشمم به صورت چه کسی می‏افتد؟ حرف‏هایی که می‏زند به گوشم می‏خورد چیست؟ ممکن است کسی به او مراجعه کند و با من کاری نداشته باشد، ولی من که برخورد او با مراجعه کننده را می‏بینم و حرف‏هایش را می‏شنوم؛ پس باید در این دقت کنم. باید حواسم باشد که هم‏کارم با مردم به چه سبکی عمل می‏کند؟ اینها خواه نا خواه اثر گذار است، یعنی خواه نا خواه از او روش می‏گیرم...
تربیت در محیط شغلی: ۲
1389/12/04 ه.ش -  19 ربیع الاول 1432 ه.ق
...ما در باب محیط کسب، روایات متعدده داریم. به عنوان نمونه روایتی است از پیامبر که فرمودند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: شَرُّ بِقَاعِ الْأَرْضِ الْأَسْوَاقُ» در قطعه‏های زمین شرّ آن قطعه، آن مرکزی است که می‏خواهی با مسائل مادّی رو به رو شوی و مال به دست بیاوری، «وَ هِيَ مَيْدَانُ إِبْلِيسَ» و این قطعه جولان‏گاه شیطان است. «يَغْدُو بِرَايَتِهِ وَ يَضَعُ كُرْسِيَّهُ وَ يَبُثُّ ذُرِّيَّتَهُ» اینجا شیطان می‏آید و کرسی‏اش را می‏گذارد و بعد هم بچه‏هایش را در محیط پراکنده می‏کند. بعد هم هر کسی را متناسب با خودش فریب می دهد، یکی کم می‏گذارد، یکی دروغ می‏گوید و ...
تربیت در محیط شغلی: ۱
1389/11/27 ه.ش -  12 ربیع الاول 1432 ه.ق
... ما می‏بینیم که شارع مقدّس، از بعضی مشاغل به نوعی تنزیه کرده و به اصطلاح آنها را به عنوان شغل‌های مکروه معرفی نموده است. مثلاً گفته است که فلان شغل، مکروه است. یک دسته از مشاغل و حرفه‌ها را هم می‏بینیم برعکس ترغیب کرده و گفته است که مستحب است. هر دو مورد اشکال شرعی ندارد ولی یکی مکروه و دیگری مستحب است. چرا این‌طور است که نسبت به یک شغل، تنزیه شرعی وجود دارد و به یکی ترغیب شده است؟ چون من دارم کلی بحث می‏کنم، لذا اوّل پاسخ را به صورت کلی می‏گویم و بعد بعضی از مصادیق را نیز با روایات توضیح می‌دهم ...
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۲)
1389/11/14 ه.ش -  29 صفر 1432 ه.ق
کجای کار هستی؟ این خیالات وسوسه شیطان است. همه هوای نفس است. یک وقت می‏گویی کسی به مال یا مقام مغرور شده است، خوب اینها خیلی برای ما چشم‏گیر است اما بقیه‏اش هم همین است. شیطان ابزار گوناگون دارد که من چند نمونه را به عنوان مثال می‌گویم. او از این راه وارد می‏شود، اگر نتوانست، از آن راه وارد می‏شود؛ آنقدر راه و ابزار دارد که خدا می‏داند و من و تو نمی‏دانیم. ممکن است شیطان حتی از مسیر معارف الهی تو را فریب دهد؛ یک وقت می‏گویی پول و ثروت است، قوای بیرونی و درونی است؛ نه، از راه معارف الهی مغرورت می‏کند.
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۱)
1389/11/13 ه.ش -  28 صفر 1432 ه.ق
اگر بخواهیم این حرف را بپذیریم، نظام بشریت از بین می‬رود. در تمام چیزهایی که مربوط به کشت و زرع است، انسان نقد را می‌دهد برای نسیه. شما که یک من گندم را در خاک می‬ریزی، دیوانه هستی؟ می‬گویی شش ماه دیگر ده من خواهد شد. اگر کسی بگوید: دیوانه! هر نقدی بهتر از نسیه است! چرا یک من را از دست دادی؟ به عقلش شک نمی‌کنی؟! آیا کسی این حرف را می‬زند؟ اصلاً و ابداً! تمام عقلای عالم دارند این کار را انجام می‬دهند. پس تمام این معاملات نسیه که در عالم انجام می‬‬شود، دیوانگی است و همه اینها دیوانگان هستند؟! هر نقدی بهتر از نسیه است، غلط است. این قضیه کلی نیست.
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۰)
1389/11/12 ه.ش -  27 صفر 1432 ه.ق
معروف است که پیغمبر در آن لحظات فرمودند: «ائْتُونِي بِدَوَاةٍ وَ كَتِفٍ أَكْتُبْ لَكُمْ كِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً» تعبیرات در تاریخ مختلف نقل شده و من نمی‏خواهم همه را بگویم؛ اصل قضیه مهم است که هیچ قابل انکار نیست. همان‏هایی که به اصطلاح از اصحاب نزدیک رسول‌الله بودند، در جواب به پیغمبر اکرم جسارت کردند و گفتند: «حسبنا کتاب الله» کتاب خدا برای ما کافی است و پیغمبر حالش بد است، این حرف‏هایی که می‏زند، حساب شده نیست! از این سخن معلوم می‌شود که از اعتقاد به وحی خبری نیست. سراغ جمله اول می‏رویم که گفتند: «حسبنا کتاب الله» آنها در همان موقع از دین استفاده ابزاری کردند. این روش از زمان پیغمبر شروع شد ...
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۹)
1389/11/11 ه.ش -  26 صفر 1432 ه.ق
این قضیه مکرّراً اتفاق افتاده است، وقتی بعضی از کسانی که دستشان آلوده به خطا شده است، به من مراجعه می‌کند و می‏گوید: چه‌کار کنم؟ نمی‏توانم خطا نکنم! من به آنها پاسخ می‌دهم: دروغ نگو! نگو: نمی‏توانم. بگو: نمی‏خواهم! تو یک انسان هستی! درست است؟ من هم یک انسان مثل تو هستم و معصوم هم نیستم. از او می‏پرسم: آیا کاری را که تو کردی من می‏کنم؟ می‏گوید: نه! می‌گویم: مگر آن کاری که تو کردی از من بر نمی‏آید؟ می‌گوید: بله. دوباره می‌پرسم: اگر نمی‌شود مقاومت کرد، پس چرا من این کار را نمی‏کنم؟ معلوم می‌شود تو خودت می‏خواهی آن کار را انجام دهی؛ پس نگو: نمی‏توانم، بگو: نمی‏خواهم!
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۸)
1389/11/10 ه.ش -  25 صفر 1432 ه.ق
یک روایت از پیغمبر اکرم(صلی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلم) است که حضرت فرمود: «وَ أَمَّا عَلَامَةُ الْمُوقِنِ فَسِتَّةٌ»؛ اهل یقین شش نشانه دارند؛ یک: «أَيْقَنَ أَنَّ اللَّهَ حَقٌّ فَآمَنَ بِهِ»؛ دو: «‏وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْمَوْتَ حَقٌّ فَحَذِرَهُ»؛ سه: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْبَعْثَ حَقٌّ فَخَافَ الْفَضِيحَةَ»؛ چهار: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ فَاشْتَاقَ إِلَيْهَا»؛ پنج: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ النَّارَ حَقٌّ فَطَهَّرَ سَعْيَهُ لِلنَّجَاةِ مِنْهَا»؛ شش: «وَ أَيْقَنَ بِأَنَّ الْحِسَابَ حَقٌّ فَحَاسَبَ نَفْسَهُ».
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۱۷)
1389/11/09 ه.ش -  24 صفر 1432 ه.ق
... یک راه، آن راهی است که هم عقل ـ‌که حجّت درونی من است‌ـ به من می‌گوید درست است و هم وحی می‌گوید که حجت بیرونی است و خالق من است. یک راه دیگری هم هست که از طرفی هم هواهای نفسانی من مجذوب آن شده است. حال چه باید کرد؟! من متحیّر شدم و نمی‌دانم کدام را باید انتخاب کنم! از این طرف انبیا و اوّلیا آمده‌اند و به من می‌گویند: نگاه کن این دنیا نه برایت جاودانگی می‌آورد و نه خوشی دائمی! هیچ‌کدام را در بر ندارد؛ خودت هم داری میبینی. از آن طرف هم وعده آخرت است که من آن را ندیده‌ام امّا این نامشهود، چیزی است که عقلم آن را پذیرفته و نمی‌توانم انکارش کنم. حال چه کنم؟!