+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۲/۰۳
اذان صبح:۰۳:۵۱
طلوع آفتاب:۰۵:۲۲
اذان ظهر:۱۲:۰۳
غروب خورشید:۱۸:۴۴
اذان مغرب:۱۹:۰۳

درس اخلاق و معارف اسلامی
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۹)
1390/09/11 ه.ش -  6 محرم 1433 ه.ق
...معاویه می دانست كه خودش و خاندانش بین عرب از کثیف ترین خاندان ها هستند. حتی اینها اشکال نسبی هم داشتند، مادرش هند بود ولی پدرش دقیقاً معلوم نیست. لذا مردم اینها را به عنوان یک صنف جنایتکار می شناختند. معاویه این را هم می داند که در باب حکومت رکن اوّل رهبری است. پس باید چه کار کند؟ با این وضع که نمی تواند ادامه دهد. لذا تصميم گرفت کاری کند که بتواند خودش را جای علی و خاندان ابوسفیان را جای خاندان بنیهاشم معرّفی کند. این یک روال طبیعی است. امّا اساس کار چیز دیگری بود. امام حسین(علیه السلام) از آن اساس خبر داشت و آن را میدید. اصل مطلب این بود که ابوسفیانی ها میخواهند از اسلام انتقام بگیرند. بتپرست زاده ها می خواهند از اسلام انتقام بگیرند. لذا امام کوتاه نیامد و به دنبال فرصتی بود تا این دستگاه را جمع کند...
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۸)
1390/09/10 ه.ش -  5 محرم 1433 ه.ق
...معاویه طی یک بخش نامه تهدید کرد که کسی فضائل علی را نقل نکند. در نتیجه این بخشنامه، خطبا و گویندگان و به تعبیر من وعّاظ السلاطین که میخواستند نان بخورند، در تمام نقاط وسیع مملکت اسلامی بالای منابر ـنعوذ باللهـ شروع به لعن علی(علیهالسلام) کردند و از وی تبرّی و دوری نمودند. به او و خاندانش تهمتها زدند و نسبتهای ناروا زدند. از طرفی به جاعلین حدیث در مورد فضیلت عثمان و شیخین، هدیه و عطیه میداد. این بذل و بخششهایی که معاویه کرد، حکّام را به جعل حدیث تشویق کرد. هر کسی که توانست دروغ بافت و این کار در تمام شهرهای اسلامی گسترش یافت. هر کس حدیثی جعل میکرد، وضعش خوب میشد... 
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۷)
1390/09/09 ه.ش -  4 محرم 1433 ه.ق
...حضرت آن‌قدر دوست داشت كه دیگران بیایند و در این مسیر کشته شوند. چون می‌دانست «این كشته شدن، پيروزي است». نه این که «مردن مردم» ابزار خوبی است برای این که اسلام پایدار بماند؛ بلکه اگر امام حسین همه آنهایی را که با عمر سعد بودند می‎¬کشت و بعد هم حکومت را در دست می‎¬گرفت، از نظر دینی بُرد نکرده بود و به هدفش که بقا اسلام بود نرسیده بود. امام می‎¬دانست هر نفر از يارانش که کشته می‎¬شوند، در طول تاریخ مطرح می‎¬شوند. آيا می‎¬شود این را در تاریخ پایمال کرد که حضرت بچه شیرخواره¬اش را روی دستش بیاورد و بگوید به او آب دهید، امّا او را بکشند؟ امام حسین چرا خانوادهاش را به کربلا آورد؟ آيا انسان می‎¬تواند از این مسائل بگذرد؟ برای این آورد که امروز اسلام را به دست من و تو برسد...
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۶)
1390/09/08 ه.ش -  3 محرم 1433 ه.ق
دشمن شناسی و بینش رهبری، جلوتر از همه
بحث ما راجع به قیام و حرکت امام حسین(علیه¬السلام) بود. گفته شد كه اين قيام، حرکتی هدفمند بود و همچنين صحیفه¬ای از دروس در ابعاد گوناگون معرفتی، معنوی، فضیلتیِ انسانی، مادی، دنیوی، اخروی، فردی و اجتماعی بود. در همه زمینهها نمونه بود، یعنی برای ابنای بشر، مجموعه¬ای از درس¬ها بود.
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۵)
1390/09/07 ه.ش -  2 محرم 1433 ه.ق
حربه دشمن برای جداکردن مردم از رهبری: «تبلیغات» و «اسلحه»
... كسي که می توانست معاويه را از جا بکند، علی و بنيهاشم بود، لذا اوّل آمد چهره اینها را در جامعه خراب کند که مردم به اينها بدبین شوند و سراغشان نروند. بعد خودش را بازسازی کرد. از آن طرف خودش را تطهیر کرد که از کتاب وحی و از آن روایات دروغ جعلی سوء استفاده كرد و بعد هم در براندازي اسلام تلاش كرد. از هیچ چیزی هم باک نداشت. گاهی من تعبیر می کنم كه با یک دست بوق، یعني تبلیغات و با یک دست اسلحه کارشان را از پیش می‌برند، امّا بدانید اینها پایدار نیست. بوق و اسلحه کار از پیش نمی برد، آن چه در طول تاریخ کار از پیش می برد، قلب است، قلب!...
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۴)
1390/09/06 ه.ش -  1 محرم 1433 ه.ق
... اکثریت کوفی‏ها کسانی بودند که قلباً امام حسین را حق و یزید را باطل می دانستند، تأمّل هم نداشتند، امّا وقتي مسأله تهدید، تخویف، تطمیع و امثال اینها پیش آمد، اینها عملاً دست ازحمایت حضرت برداشتند و حتي با آن حضرت مقابله کردند. وقتی كه اينها با تهدیدها و تطمیع های حكومت مواجه می-شدند، برای عافیت طلبی و سلامت دنیایشان و به خاطر زیاده طلبی که ثمره تطمیع ها بود و یا به جهت ترسِ از دست رفتن دنيايشان كه ثمره تهدیدها بود، با جریانی که حکومت به راه انداخته بود، همسو می-شدند و یا لااقل از مخالفین حکومت حمایت نمی کردند...
کلیدواژه: 
   
امام حسین(ع)؛ انسان ضدّ غرور(۲۳)
1390/09/05 ه.ش -  29 ذیحجه 1432 ه.ق
ما چه قدر پاي پيمانمان با رهبرمان هستيم؟
ما خودمان از آن موقعی که چشم باز کردیم، وقتی دهه عاشورا و بحث امام حسین و کوفه و اینها شده است، این کوفه را لعنت می کنیم، ببینم تو خودت بودی این کار را می کردی؟ امشب همه بروید با خودتان فکر کنید که اگر شماها بودید حاضر بودید که پایش بایستید تا آنجا که عمرو انصاری ایستاد. می گویند: تا وقتي كه او زنده بود در روز عاشورا یک تیر به امام حسین اصابت نکرد، یک شمشیر به سمت او نیامد. تا این که این قدر به او تیر خورد مجبور شد به زمین افتاد و دیگر نمی توانست بلند شود، رویش را به امام حسین کرد و گفت آیا من به آن پیمانی که بسته بودم عمل کردم؟ آقا من به آن عهدی که بسته بودم عمل کردم؟ وفاداری کردم؟ امام حسین(علیه السلام) به او می گوید: نعم، بله «أنت أمامي في الجنه»
کلیدواژه: 
   
توکّل: ۸
1390/08/04 ه.ش -  8 محرم 1403 ه.ق
جهت استفاده بهتر علاقمندان محترم، فايل متني اين جلسه پس از آماده‌‌سازي، متعاقباً در همين قسمت قرار خواهد گرفت.
کلیدواژه: 
 
تربیت ومربیان تربیتی۴
1390/07/27 ه.ش -  21 ذیقعده 1432 ه.ق
... در مباحث اخلاقی هم این مسأله را مطرح می‎کنند كه انسان ابتدا باید سراغ ضبط خیال برود. خیال و واهمه در انسان مثل پرنده‎ای است كه هر لحظه روی یک شاخه است و آرام و قرار هم ندارد، اگر آن را از روی یک شاخه بپرانی، می‏رود و فوراً روی شاخه دیگري می‎نشیند. همین قوه خیال است که در انسان معصیت، مسائل شهویه و مسائل غضبی را جلوه می‎دهد. لذا بزرگان می‎فرمایند: «مهم‎ترین چیز در انسان ضبط خیال است که انسان بتواند آن را مهار کند»...
   
تربیت ومربیان تربیتی۳
1390/07/20 ه.ش -  14 ذیقعده 1432 ه.ق
...هوا یعنی خواسته‎ها، چه در بُعد شهوت باشد، چه غضب باشد و چه وهم باشد، چون نفس به معنای خاصش از اینها تشکیل می‎شود. این تعلیم به تعبیر علی(علیه‎السلام) و این تأدیب ابتدا مشکل است و از غلبه کردن بر این نفس به جهاد اکبر تعبیر شده است. این که می‎گویند جهاد اکبر همین تربیت نفس و غلبه بر هوای نفس است که من می‎گویم. علی(علیه‎السلام) می‎فرماید: اگر بخواهی نفست را از آن خواسته گسترده‎اش برگردانی و جلوی اطلاقش را بگیری، جهاد اكبر كرده¬اي...
   
تربیت ومربیان تربیتی۲
1390/07/13 ه.ش -  7 ذیقعده 1432 ه.ق
انبیاء آمدند تا در این روابط، نیروی شهوت، غضب و وهم انسان را مهار کنند. اگر کسی بگوید انبیا می‎خواهد این قوا را از بین ببرند، حرفش مخالف نظام اتمّ است و اصلاً مورد قبول نیست. نه آمده‏اند انسان را به سمت نفسانیات حرکت بدهند و نه آمده‏اند ریشه تمایلات را بخشکانند. انبیا برای جلوگیری از اطلاق این مطلق‏ها آمده‏اند.
   
تربیت ومربیان تربیتی۱
1390/07/06 ه.ش -  29 شوال 1432 ه.ق
...امّا بحث من فقط متمرکز به یک گروه است و آنها کسانی هستند که قصد می‎کنند روش دهند. من می‎خواهم افرادی را مطرح کنم که از آنها به مربّیان تعبیر می‎کنند. مربّیان یعنی روش دهندگان و تربیت کنندگان که می‎خواهند با قصد به دیگری روش دهند. در این رابطه مطالبی را در گذشته عرض کردم، ولی الآن می‎خواهم مستقلاً بحث کنم. کسانی که می‎خواهند در جامعه و در هر محیطی به عنوان مربّی، آموزش دهنده و تربیت کننده باشند و می‎خواهند غیر را تربیت کنند، باید دارای شرایطی باشند. اوّلین شرط و اساسی‎ترین شرط نسبت به آنها این است که آنها باید خود ساخته شده باشند تا بتوانند دیگران را بسازند. ما در روایاتمان تحت عناوین مختلفه این معنا را داریم که انسان ابتدا باید خودش و بعد دیگران را تربیت کند، ان‎شاءالله روابطش را بعداً می‎گویم. کسی که خودش را نساخته و تربیت نکرده است، اگر بخواهد دیگری را تربیت کند، نه تنها فایده ندارد، بلکه گاهی اثر عکس هم دارد. من قبلاً به اینها اشاره کرده‎ام. کسی که خودش مؤدّب به آداب شرع و عقل نیست، نمی‎تواند دیگری را مؤدّب به آداب شرع و عقل کند...
کلیدواژه: 
   
دعا - رمضان ۱۳۹۰ - جلسه ۲۷
1390/06/05 ه.ش -  26 رمضان 1432 ه.ق
در روایات بیان شد که برای امور مادّی‏ات سقف قرار بده، ولی در امور معنوی سقفی را بیان نکردند. آیا انسان برای منافع خودش سقفی می‎گذارد؟ خیر! برای آخرت هر اندازه هم کار کنی، باز هم کم است. پس طمعت را در راه آخرت به کار بینداز! حسّ زیاده‎طلبی حسّ بدی نیست، ولی راه را اشتباه آمده‏ای! باید این حس را در راه توشه‏گیری برای آخرت به کار بیندازی. اگر برای آخرت کار کنی، برای خودت کار کرده‏ای و بهره‎اش را خودت می‎بری...
   
دعا - رمضان ۱۳۹۰ - جلسه ۲۶
1390/06/04 ه.ش -  25 رمضان 1432 ه.ق
کسی که با دنیا آمیخته و اُنس شدید پیدا کرده است، هنگام جدایی از آن بسیار حسرت می‏خورد. اُنس و تعلّق قلبی از آثار سوئی است که بر کسانی مترتّب می‎شود که حدّ کفاف را نپذیرند. امّا کسانی که در امور دنیوی‎شان به همان سقفی که در معارف ما آمده بسنده کنند، راحت‎تر به نشئه آخرت منتقل می‎شوند. کسی که بتواند خود را از نظر درونی توجیه کند و دلش به کفاف راضی باشد، با آسایش به آخرت منتقل می‏شود. اگر کسی تنها با زبان خود بگوید «اللّهُمَّ ارزُقنِی کِفَافاً»، به درد نمی‎خورد؛ باید از عمق جان این دعا را از خدا بخواهد...
کلیدواژه: 
   
دعا - رمضان ۱۳۹۰ - جلسه ۲۵
1390/06/03 ه.ش -  24 رمضان 1432 ه.ق
اگر انسان با هر شیئی اُنس پیدا کند، به آن تعلّق قلبی پیدا می‎کند و هر چه اُنس بیشتر شود، تعلّق شدّت پیدا می‎کند. کسانی که ‎ با دنیا اُنس دارند، تعلّقات قلبی‎شان نسبت به دنیا شدید است؛ لذا هنگام عبور از این نشئه به نشئه دیگر سختی‏های بسیاری را تحمّل می‏کنند. اگر انسان این آثار سوء را در نظر بگیرد، در درون خود از دنیا جدا شده و به کفاف و آن‏چه که دارد اکتفا کرده و از آن لذّت می‏برد.