+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۹/۰۴
اذان صبح:۰۵:۲۲
طلوع آفتاب:۰۶:۵۰
اذان ظهر:۱۱:۵۱
غروب خورشید:۱۶:۵۲
اذان مغرب:۱۷:۱۲

درس اخلاق و معارف اسلامی
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۹
1391/05/18 ه.ش -  19 رمضان 1433 ه.ق
وقتي مي خواهيد دعا كنيد بفهميد و بدانيد كه همه چيزتان وابسته به اين دعاها است؛ كوچك و بزرگ هم ندارد. اينكه تصوّر كنم: «فقط چيزهاي قابل اعتنا و بزرگ را با خدا مطرح كنم نه كوچك ها را» از ضعف ايمان است. واقع اين است كه اين شخص خداشناس نيست. ما در معرفت خود نسبت به خالق نقص داريم. تو كوچك هستي، نه خدا! دعا، كوچك و بزرگ ندارد و خدا هم خستگي‌ناپذير است! او اين دعا را خيلي هم دوست دارد. فرصت شب های قدر را از دست ندهید! خودتان را از قالب حقارت بيرون بكشید! تو كوچك هستي و كوچك هم فكر مي كني؛ طرفِ خود را اصلاً نشناخته اي...
کلیدواژه: 
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۸ (شب قدر)
1391/05/17 ه.ش -  18 رمضان 1433 ه.ق
یک سنخ امور است که به فرمان الهی به آن‏ها رسیدگی می‏شود. بلکه می‏شود گفت آنچه که نسبت به جمیع موجودات است در لیله قدر رسیدگی می‌شود. انسان بايد بداند از ناحیه خداوند هیچ مانع و رادعی برای اينکه درخواست‌های بنده را بپذیرد نیست. حال از طرف او حجب برطرف شده امّا خودِ من چه؟ آیا خودم مانعی بر سر راهم درست کرده‏ام یا نه؟ مهم این است.
کلیدواژه: 
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۷
1391/05/16 ه.ش -  17 رمضان 1433 ه.ق
روایات مدار دعا را خيلي توسعه مي‌‌دهند و در روايات هم با عنوان «استكثار» مطرح مي‌‌كنند؛ يعني طلب كثرت كردن در دعا، به اين معنا است كه از ديگران درخواست دعا كند. روايتي است از پيغمبراكرم كه دارد: «قال رسول‌‌الله(صَلَّي‌‌اللهُ‌‌عَليه‌‌وَ‌‌آلِه‌‌وسَلَّم): اسْتَكْثِرْ مِنَ النَّاسِ مِنْ دَعاءِ الخَيْرِ لَكَ»؛ مسئلة دعا براي خودت را زياد طلب كن به اين معنا كه از ديگران تقاضا كن. اگر در جامعه گناه فراگير شود، بلا هم فراگير مي‌‌شود ولو اينكه من گناهكار نباشم. اگر دعا، اِنابه و توبه، سطحشان پائين بيايد، آنجا است كه، «نَزَلَ‌‌ الْبَلَاء». رابطه‌‌اي بين اين دو است. اگر دعا كم بشود، بلا نازل مي‌‌شود. بحث شخصي نيست بلكه كلّ جامعه را مطرح مي‌‌كند.
کلیدواژه: 
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۶
1391/05/15 ه.ش -  16 رمضان 1433 ه.ق
در باب دعا موانعي داريم كه ‎ موجب مي‏شود دعا مستجاب نشود. در گذشته موانع را گفته‏ام؛ مثل گناه، ظلم، كمك كردن به ظالم، نافرماني از پدر و مادر، قطع رحم، (نعوذبالله!) عمل زنا، شراب‎خواري، ترك امر به معروف و نهي از منكر و... كه اين‎ها موجب مي‏شود داعي دعايش مستجاب نشود. امّا در باب يهودي و نصراني، آن چيزي كه مانع است تا دعايش درباره‏ي خودش مستجاب نشود، كفر او است. اين كفر موجب مي شود دعايش درباره‏ي خودش مستجاب نشود. در باب عبادات، عبادات كافر پذيرفته نيست.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۵
1391/05/14 ه.ش -  15 رمضان 1433 ه.ق
مستضعف آن كسي است كه منحرف است، امّا انحراف او از روي عناد و دشمني نيست بلکه در اثر اینکه به حق دسترسي پيدا نكرده، ضعفِ فرهنگي و فكري دارد. اين فرد حق را مي‏گيرد، حق‌جو است و عناد و دشمني‎ای با حق ندارد. در اینجا گفتم که دعا به خير كردن براي او خوب است به خصوص اگر جنبۀ معنوي داشته باشد. «لَا تُحَقِّرُوا دَعْوَةَ أَحَدٍ»؛ دعاي احدي را كوچك نشمارید؛ او هر كس مي‏خواهد باشد و بعد توضيح می‎دهد، «فَإِنَّهُ‏ يُسْتَجَابُ...»؛ اين را بدان که دعاي يهودي و نصراني دربارۀ تو مستجاب مي‏شود ولي دربارۀ خودش مستجاب نمي‏شود.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۴
1391/05/13 ه.ش -  14 رمضان 1433 ه.ق
«وَ لا يَلِدُوا..»؛ يعني خدايا! از نطفه‏ هاي اين‏ها انساني متولّد نمي‏شود مگر اينكه او هم فاجر و نا سپاس خواهد بود. در اينجا دو مطلب وجود دارد: يك؛ اين‏ها هم خود معاندند و هم ديگران را به انحراف مي‏كشند و دو؛ از نطفه اين‏ها هم افرادي مثل خودشان به دنيا خواهد آمد. ممكن است بگوييم اين‏ها خودشان بد هستند امّا شايد فرزندانشان انسان‏هاي خوب و صالحي باشند! مي‏گويد: نه! نطفه اين‏ها هم چنين نطفه‏اي است كه از آن جز مثل خودشان به دنيا نخواهد آمد؛ كأنّه إلي يوم‏القيامة از نسل آن‏ها چيزي جز اين متولّد نمي‏شود.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۳
1391/05/12 ه.ش -  13 رمضان 1433 ه.ق
تفاوت حضرت‎نوح با انبیا دیگر چه بوده است؟ انبیا دیگر قوم خودشان را نفرین می‎کردند امّا حضرت‎نوح، مَن فِی الأرض را لعن کردند. آن‎هایی که ایمان آورده بودند به او گفتند: نفرین بکن، این‎ها که درست نمی‎شوند. حاضر نشد این کار را بکند. امّا بالاخره در مضیقه قرار گرفت تا نفرینشان کند. به او گفته شد: اگر بگذاری این‎ها بمانند، همۀ بنده‎های تو را منحرف می‎کنند.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۲
1391/05/11 ه.ش -  12 رمضان 1433 ه.ق
آنچه که از آثار یعنی از عمل معصومین(صلوات‎الله‎علیهم‎اجمعین) در باب نفرین‎هایی که انجام داده‎‎اند به دستمان می‎آید، این است که ایشان هر معاندی را نفرین نمی‎کردند. کسانی که معاند و منحرف بودند و این انحراف، موجب اثرگذاری روی غیر بود را نفرین می‎کردند. سرّش همان بود که عرض شد و آن اینکه، مستضعفان به این‎ها گرایش پیدا نکنند. یک سنخ نفرین‎ها را می‎بینیم که از پیغمبر صادر شده و طرفش شخص و گروه خاصّی نیست، بلکه سراسری است. این نفرین‎ها پیام خاصّی دارد، یعنی مطلب باید پیام خاصّ خودش را داشته باشد و پیام سیاسی، اجتماعی نیست که استثنا بردار باشد.
کلیدواژه:  دعا  ,  نفرین  ,  معاند  ,  لعن  ,  ضرر  ,  نفرین سراسر
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۱
1391/05/10 ه.ش -  11 رمضان 1433 ه.ق
اگر جوّ حاکم، جوّ فاسد باشد ولی در این جامعه افراد متدیّنی که به آن‎ها خاصّه می‎گوییم هم هستند، خدا به چنین جامعه‎ای غضب می‎کند و خشمگین می‎شود. چرا؟ چون به وظایفشان عمل نکردند. وظایف چه بود؟ نهی از منکر بود. این هر دو را در روایت داریم؛ یعنی آنجایی که خاصّه، نهی از منکر نکردند و عامّۀ جامعه بر آن فساد، حاکم شد و آنجایی که عامّه دیدند خاصّه منحرف شده‎اند و نهی از منکر نکردند؛ اینجاست که خداوند نسبت به این جامعه خشمگین می‎شود.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۰
1391/05/09 ه.ش -  10 رمضان 1433 ه.ق
ما معجزات را دو قسمت کردم؛ اول آن چیزهایی بود که خوب بود. اینکه می‎بینم مرده را زنده می‎کند و هیچ‎کس هم نمی‎تواند این کار را بکند یا حضرت‎موسی عصا را انداخت و تمام سحرها را بلعید. این چیز عادّی‎ای نیست و براساس فطرتش، ایمان می‎آورد. در اینجا معاند می‎خواهد او را برگرداند و پیغمبر هم باید بینی‎اش را به خاک بمالد. پیغمبر می‎بیند که لجاجت می‎کند و نمی‎خواهد مستضعفان ایمان بیاورند، نه اینکه خودشان نمی‎خواهند ایمان بیاورند، بلکه دیگران را هم به انحراف می‎کشد. در اینجا پیغمبر دعای نفرین می‎کند. او نفرین می‎کند که عذاب بیاید و موجب می‎شود که مؤمنین از نظر اعتقادیشان تقویت شوند و از آن طرف معاندین تضعیف می‎شوند. بنابراین پیغمبری که می‎خواهد از طریق اعجاز و آن هم با نفرین مبارزه کند، وقتی که می‎بیند معاندین لج‎بازی می‎کنند، آن‎ها را نفرین می‎کند؛ پس او دیگر نباید افراد موجود در عصر خودش را در نظر بگیرد. به تعبیر اهل علم، پیامبر باید معجزۀ خالده داشته باشد.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۹
1391/05/08 ه.ش -  9 رمضان 1433 ه.ق
این را گاهی در بحث‎ها گفته‎ام که «استعمار» بر پایۀ «استحمار» است. اوّل مردم را استحمار می‎کنند، یعنی سطح فکر انسان را پایین می‎آورند و بعد بر او مسلّط می‎شوند. مستضعفِ بدبخت، کسی است که استضعاف فرهنگی و استضعاف فکری داشته باشد؛ چنین شخصی دیگر هیچ‎چیز ندارد و می‎توان به راحتی بر او مسلّط شد. من از نظر فرهنگی می‎گویم، امّا چه در بُعد اخلاقی باشد، چه اعتقادی و چه اجتماعی‎، در هر بُعدی اوّلین مسئله استحمار است. اگر جامعه عدم شعور پیدا کرد، چنین جامعه‎ای را می‎شود به سرعت تحمیقش کرد، یعنی مي‏توان آن را استعمار و استحمار کرد و بعد هم بر آن مسلّط شد. شخصی می‎آید شعار غلیظ‎تر و قشنگ‎تر می‎دهد و افراد جامعه را به سمت خودش می‎کشاند و بعد هم بر آن‎ها تسلّط پیدا می‎کند. نباید این کار را کرد، باید به جامعه شعور تزریق کرد.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۸
1391/05/07 ه.ش -  8 رمضان 1433 ه.ق
عدّه‎ای از آن‎ها هستند که از نظر چهره‎، چهره‎های برجستۀ اجتماعی و سیاسی‎اند و از این جهت در بین مردم انسان‏هاي سرشناسي محسوب مي‏شوند. اين‏ها در اسلام زیاد هستند؛ مثل معاویه، عمرعاص، مروان‎بن‎حکم و... هر کدام از این‎ها براي خود شخصيّتي بودند. كساني‏كه شخصیّت اجتماعی- سیاسی داشتند چهره‎شان در اجتماع بسیار برجسته است. ما می‎بینیم که پیغمبراکرم این‎ افراد را علناً لعن می‎کردند. این را هم عامّه نقل می‎كنند. راوی می‎گوید: «قَالَ سَمِعْتُ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ»؛ از عبدالله‎بن‎زبیر شنیدم، «وَ هُوَ مُسْتَنِدٌ إِلَى الْكَعْبَةِ»؛ دیدم که در مسجد‎الحرام به خانه کعبه تکیه داده است، «وَ هُوَ يَقُولُ»؛ و این سخن را می‎گوید، «وَ رَبِّ هَذِهِ الْكَعْبَةِ لَقَدْ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ(صَلَّى‏ اللَّهُ‏ عَلَيْهِ‏ وَآله‏ وسَلَّمَ) فُلَانًا وَمَا وُلِدَ مِنْ صُلْبِهِ»؛
کلیدواژه:  دعا  ,  مسلم بن‏ عقیل  ,  معاند  ,  مستضعف  ,  لعن و نفرين  ,  كوفه
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۷
1391/05/06 ه.ش -  7 رمضان 1433 ه.ق
خدا در قرآن، راجع به حضرت موسی و فرعون می‎فرماید: از حضرت موسی معجزه خواستند، معجزاتش را تحت عنوان آیات الهی نشان داد و همه دیدند که خارق‎العاده است و عادی نیست، دسته‎ای ایمان آوردند ولی دسته دیگر در عین حال كه یقین پیدا کردند، کارهایی که حضرت موسی انجام مي‏دهد، اعجازي از جانب خدا است و انسان عادی نمی‎تواند چنین کارهایی را انجام دهد، او را انکار کردند. پس می‎شود که حق از طرف عدّه‎ای پذیرفته نشود. قرآن هم به این خبر داده است. «فَلَمَّا جاءَتْهُمْ اياتُنا مُبْصِرَةً»؛ وقتی که آیات و معجزاتِ خیلی روشن و آشکارِ حضرت موسی جلوی چشم همه آمد، «قالُوا هذا سِحْرٌ مُبينٌ‏ وَ جَحَدُوا بِها»؛ یعنی این معجزات را انکار کردند؛ جحد به معنی انکار است، «وَ اسْتَيْقَنَتْها انْفُسُهُمْ» و حال اینکه نفس‎هایشان به اینکه این‎ها معجزه است یقین داشت.
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۶
1391/05/05 ه.ش -  6 رمضان 1433 ه.ق
«مستضعفان»، از کسانی‌اند که تعمّد ندارند و اشتباه کرده‌اند یا منحرف شده‌اند و یا ...؛ انحراف این ها منشأهای مختلفی دارد؛ نه از باب اینکه حق را شناختند و با آن رویارویی کردند؛ این‌طور نیست. این‌ها اغوا شدند. ما از این اشخاص تعبیر به «مستضعف» می‌کنیم. این یک نوع استضعاف است. اوّلی «مستضعف» است و دوّمی «معاند». این‌ها دوتا است و با همدیگر خیلی فرق می‌کند. اوّلی به گونه‌ای است که اگر حق را به او عرضه کنند و با مقدّماتی به او برسانند، بلافاصله می‌پذیرد و اصلاً‌ دنبال آن است؛ امّا در مصداق اشتباه کرده. خیال کرده آنچه پذیرفته حق است در حالی که باطل می باشد. اگر این‌ها را تنبّه دهید متنبّه می‌شوند. لذا جایز نیست که آن‌ها را نفرین کنید، بلکه برعکس، واجب است برایشان دعا کرده و حتّی بهتر این است که آن ها به سوی حق دعوت نمایید.
کلیدواژه:  دعا  ,  نفرین  ,  معاند  ,  مستضعف  ,  رحمت فراگیر  ,  حق و باطل
   
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۵
1391/05/04 ه.ش -  5 رمضان 1433 ه.ق
هم در آیات و هم در روایات داریم که دعای خیر برای مشرک و برای کافر نهی شده است. این‏ها معیار دارد و بی جهت نیست. به پیغمبر می‏‏گوید: اگر هفتاد بار هم طلب آمرزش کنی، خدا این‏ها را نمی‌آمرزد. دیگر بالاتر از پیغمبر کسی هست که طلب آمرزش کند؟ بالاتر از پیغمبر برای دعا کردن نداریم. دعای خیر برای مشرک و کافر ارزشی ندارد. البته این هم باید توضیح داده شود که برای ظالم هم‏ دعاي خيري نبايد كرد.
کلیدواژه:  كافر  ,  مشرك  ,  دعاي شرّ  ,  دعاي خير  ,  ظالم