+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۲/۰۸
اذان صبح:۰۳:۴۴
طلوع آفتاب:۰۵:۱۶
اذان ظهر:۱۲:۰۲
غروب خورشید:۱۸:۴۸
اذان مغرب:۱۹:۰۸

دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۳
1391/05/22 ه.ش -  23 رمضان 1433 ه.ق
در روايات تعبير به «حسن ظنّ نسبت به مَدعُوْ» شده است. ولي آنچه هست اين است كه داعي، آنچه را از خدا درخواست مي‌‌كند، بايد نسبت به آن توجّه داشته باشد كه به هر مقدار، قلب او متوجّه به خدا و اميّد او به خدا بستگي داشته باشد، خدا دعاي او را رد نمي‌‌كند. به تعبير من نسبت به دريافت حاجتش حالت قطعيّت داشته باشد كه به اجابت نزديك است. داعي بايد يك نظر به وضع حال خودش از نظر رفتارش در گذشته با خداي خودش بكند، يك نظر هم به خداي خودش كه از او تقاضا دارد بكند. يك نگاه به خود و يك نگاه به خدا.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۲ (شب قدر)
1391/05/21 ه.ش -  22 رمضان 1433 ه.ق
انسان هیچوقت نباید به خودش تردیدی راه بدهد: خدا اینطور نیست که ما را مأیوس و رد کند. این جزء آیات و معارف حتمی ماست. این را بدانید! یأس از رحمت حق از گناهان کبیره است. اینطور نیست که نتوان در نوشتة بیست و یکم تصرف نكرد. قبول داریم كه شب بیست و سوم شب امضا است امّا ميشود در آن تغييراتي ايجاد كرد. «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ»؛ در اینجا هیچ اشکالی ندارد و تقدير را عوض می‌کنند. اگر شب بیست و یکم، آنچنان که دلمان میخواست، از لحاظ تمام ابعاد دنیوی و اخروی، آن‌طور كه بايد نوشته نشده بود؛ امشب ميتواني در خانه خدا بروی و دعا کنی كه: خدايا! تقديرم را بر‌گردان و برای من همه را خوب کن؛ او قبول میکند. لذا بزرگان ما بر روی شب بیست و سوم بیشتر تکیه می‌کردند.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۱
1391/05/20 ه.ش -  21 رمضان 1433 ه.ق
آن‌‌‌طور كه خدا در ابتدا براي بنده‌‌اش، مراجعه كردن به مخلوق را دوست ندارد و مي‌‌گويد: بايد سراغ من بيايي، همان‌‌طور هم اصرار كردن در مقابل مخلوق را دوست ندارد؛ يعني اينكه سراغ مخلوقي بروي و بعد هم مرتّب اصرار كني. اصل رفتن و پافشاري بعدش را بدش مي‌‌آيد. اين‌‌طور هم نيست كه در مسئله پافشاري و اصرار در دعا سقفي تعيين كرده باشند. به اين صورت كه «سقفي تعيين شده باشد و ما آن را بايد رعايت كنيم» نداريم. شيطان راه‌هاي مختلفي دارد، براي اينكه رابطة عبد با خدايش را قطع كند و اميّدي كه او به خدا بسته را مي‌‌خواهد قطع كند. راه‌‌هاي مختلفي را مي‌‌رود؛ مثلا يك‌‌‌مرتبه به ذهن انسان مي‌‌اندازد كه: چقدر بگويم؟! يك‌‌‌دفعه دعا كردم، بس است، دو دفعه گفتم، بس است؛ يا اگر خدا مي‌‌خواست بدهد، تا حالا داده بود و... اين شيطان است.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۲۰ (شب قدر)
1391/05/19 ه.ش -  20 رمضان 1433 ه.ق
وقتی مي‏ خواهي از خدا تقاضا كني، نگاهی هم به سوابق گذشته‏ ات بكن. اگر اشتباه کرده‌ای، اوّل معذرت خواهي كن و بگو: خدایا! من را ببخش و بعد هم وقتی كه مي‏ گويي بد كرده‌ام، نيّتت اين باشد كه ديگر خطایی مرتکب نشوی و بعد با صدق نيّت، استغفار كن.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۹
1391/05/18 ه.ش -  19 رمضان 1433 ه.ق
وقتي مي خواهيد دعا كنيد بفهميد و بدانيد كه همه چيزتان وابسته به اين دعاها است؛ كوچك و بزرگ هم ندارد. اينكه تصوّر كنم: «فقط چيزهاي قابل اعتنا و بزرگ را با خدا مطرح كنم نه كوچك ها را» از ضعف ايمان است. واقع اين است كه اين شخص خداشناس نيست. ما در معرفت خود نسبت به خالق نقص داريم. تو كوچك هستي، نه خدا! دعا، كوچك و بزرگ ندارد و خدا هم خستگي‌ناپذير است! او اين دعا را خيلي هم دوست دارد. فرصت شب های قدر را از دست ندهید! خودتان را از قالب حقارت بيرون بكشید! تو كوچك هستي و كوچك هم فكر مي كني؛ طرفِ خود را اصلاً نشناخته اي...
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۸ (شب قدر)
1391/05/17 ه.ش -  18 رمضان 1433 ه.ق
یک سنخ امور است که به فرمان الهی به آن‏ها رسیدگی می‏شود. بلکه می‏شود گفت آنچه که نسبت به جمیع موجودات است در لیله قدر رسیدگی می‌شود. انسان بايد بداند از ناحیه خداوند هیچ مانع و رادعی برای اينکه درخواست‌های بنده را بپذیرد نیست. حال از طرف او حجب برطرف شده امّا خودِ من چه؟ آیا خودم مانعی بر سر راهم درست کرده‏ام یا نه؟ مهم این است.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۷
1391/05/16 ه.ش -  17 رمضان 1433 ه.ق
روایات مدار دعا را خيلي توسعه مي‌‌دهند و در روايات هم با عنوان «استكثار» مطرح مي‌‌كنند؛ يعني طلب كثرت كردن در دعا، به اين معنا است كه از ديگران درخواست دعا كند. روايتي است از پيغمبراكرم كه دارد: «قال رسول‌‌الله(صَلَّي‌‌اللهُ‌‌عَليه‌‌وَ‌‌آلِه‌‌وسَلَّم): اسْتَكْثِرْ مِنَ النَّاسِ مِنْ دَعاءِ الخَيْرِ لَكَ»؛ مسئلة دعا براي خودت را زياد طلب كن به اين معنا كه از ديگران تقاضا كن. اگر در جامعه گناه فراگير شود، بلا هم فراگير مي‌‌شود ولو اينكه من گناهكار نباشم. اگر دعا، اِنابه و توبه، سطحشان پائين بيايد، آنجا است كه، «نَزَلَ‌‌ الْبَلَاء». رابطه‌‌اي بين اين دو است. اگر دعا كم بشود، بلا نازل مي‌‌شود. بحث شخصي نيست بلكه كلّ جامعه را مطرح مي‌‌كند.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۶
1391/05/15 ه.ش -  16 رمضان 1433 ه.ق
در باب دعا موانعي داريم كه ‎ موجب مي‏شود دعا مستجاب نشود. در گذشته موانع را گفته‏ام؛ مثل گناه، ظلم، كمك كردن به ظالم، نافرماني از پدر و مادر، قطع رحم، (نعوذبالله!) عمل زنا، شراب‎خواري، ترك امر به معروف و نهي از منكر و... كه اين‎ها موجب مي‏شود داعي دعايش مستجاب نشود. امّا در باب يهودي و نصراني، آن چيزي كه مانع است تا دعايش درباره‏ي خودش مستجاب نشود، كفر او است. اين كفر موجب مي شود دعايش درباره‏ي خودش مستجاب نشود. در باب عبادات، عبادات كافر پذيرفته نيست.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۵
1391/05/14 ه.ش -  15 رمضان 1433 ه.ق
مستضعف آن كسي است كه منحرف است، امّا انحراف او از روي عناد و دشمني نيست بلکه در اثر اینکه به حق دسترسي پيدا نكرده، ضعفِ فرهنگي و فكري دارد. اين فرد حق را مي‏گيرد، حق‌جو است و عناد و دشمني‎ای با حق ندارد. در اینجا گفتم که دعا به خير كردن براي او خوب است به خصوص اگر جنبۀ معنوي داشته باشد. «لَا تُحَقِّرُوا دَعْوَةَ أَحَدٍ»؛ دعاي احدي را كوچك نشمارید؛ او هر كس مي‏خواهد باشد و بعد توضيح می‎دهد، «فَإِنَّهُ‏ يُسْتَجَابُ...»؛ اين را بدان که دعاي يهودي و نصراني دربارۀ تو مستجاب مي‏شود ولي دربارۀ خودش مستجاب نمي‏شود.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۴
1391/05/13 ه.ش -  14 رمضان 1433 ه.ق
«وَ لا يَلِدُوا..»؛ يعني خدايا! از نطفه‏ هاي اين‏ها انساني متولّد نمي‏شود مگر اينكه او هم فاجر و نا سپاس خواهد بود. در اينجا دو مطلب وجود دارد: يك؛ اين‏ها هم خود معاندند و هم ديگران را به انحراف مي‏كشند و دو؛ از نطفه اين‏ها هم افرادي مثل خودشان به دنيا خواهد آمد. ممكن است بگوييم اين‏ها خودشان بد هستند امّا شايد فرزندانشان انسان‏هاي خوب و صالحي باشند! مي‏گويد: نه! نطفه اين‏ها هم چنين نطفه‏اي است كه از آن جز مثل خودشان به دنيا نخواهد آمد؛ كأنّه إلي يوم‏القيامة از نسل آن‏ها چيزي جز اين متولّد نمي‏شود.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۳
1391/05/12 ه.ش -  13 رمضان 1433 ه.ق
تفاوت حضرت‎نوح با انبیا دیگر چه بوده است؟ انبیا دیگر قوم خودشان را نفرین می‎کردند امّا حضرت‎نوح، مَن فِی الأرض را لعن کردند. آن‎هایی که ایمان آورده بودند به او گفتند: نفرین بکن، این‎ها که درست نمی‎شوند. حاضر نشد این کار را بکند. امّا بالاخره در مضیقه قرار گرفت تا نفرینشان کند. به او گفته شد: اگر بگذاری این‎ها بمانند، همۀ بنده‎های تو را منحرف می‎کنند.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۲
1391/05/11 ه.ش -  12 رمضان 1433 ه.ق
آنچه که از آثار یعنی از عمل معصومین(صلوات‎الله‎علیهم‎اجمعین) در باب نفرین‎هایی که انجام داده‎‎اند به دستمان می‎آید، این است که ایشان هر معاندی را نفرین نمی‎کردند. کسانی که معاند و منحرف بودند و این انحراف، موجب اثرگذاری روی غیر بود را نفرین می‎کردند. سرّش همان بود که عرض شد و آن اینکه، مستضعفان به این‎ها گرایش پیدا نکنند. یک سنخ نفرین‎ها را می‎بینیم که از پیغمبر صادر شده و طرفش شخص و گروه خاصّی نیست، بلکه سراسری است. این نفرین‎ها پیام خاصّی دارد، یعنی مطلب باید پیام خاصّ خودش را داشته باشد و پیام سیاسی، اجتماعی نیست که استثنا بردار باشد.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۱
1391/05/10 ه.ش -  11 رمضان 1433 ه.ق

 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۱۰
1391/05/09 ه.ش -  10 رمضان 1433 ه.ق
ما معجزات را دو قسمت کردم؛ اول آن چیزهایی بود که خوب بود. اینکه می‎بینم مرده را زنده می‎کند و هیچ‎کس هم نمی‎تواند این کار را بکند یا حضرت‎موسی عصا را انداخت و تمام سحرها را بلعید. این چیز عادّی‎ای نیست و براساس فطرتش، ایمان می‎آورد. در اینجا معاند می‎خواهد او را برگرداند و پیغمبر هم باید بینی‎اش را به خاک بمالد. پیغمبر می‎بیند که لجاجت می‎کند و نمی‎خواهد مستضعفان ایمان بیاورند، نه اینکه خودشان نمی‎خواهند ایمان بیاورند، بلکه دیگران را هم به انحراف می‎کشد. در اینجا پیغمبر دعای نفرین می‎کند. او نفرین می‎کند که عذاب بیاید و موجب می‎شود که مؤمنین از نظر اعتقادیشان تقویت شوند و از آن طرف معاندین تضعیف می‎شوند. بنابراین پیغمبری که می‎خواهد از طریق اعجاز و آن هم با نفرین مبارزه کند، وقتی که می‎بیند معاندین لج‎بازی می‎کنند، آن‎ها را نفرین می‎کند؛ پس او دیگر نباید افراد موجود در عصر خودش را در نظر بگیرد. به تعبیر اهل علم، پیامبر باید معجزۀ خالده داشته باشد.
 
دعا - رمضان ۱۳۹۱ - جلسه ۹
1391/05/08 ه.ش -  9 رمضان 1433 ه.ق
گاهی در بحث‎ها گفته‎ام که «استعمار» بر پایۀ «استحمار» است. اوّل مردم را استحمار می‎کنند، یعنی سطح فکر انسان را پایین می‎آورند و بعد بر او مسلّط می‎شوند. مستضعفِ بدبخت، کسی است که استضعاف فرهنگی و استضعاف فکری داشته باشد؛ چنین شخصی دیگر هیچ‎چیز ندارد و می‎توان به راحتی بر او مسلّط شد. من از نظر فرهنگی می‎گویم، امّا چه در بُعد اخلاقی باشد، چه اعتقادی و چه اجتماعی‎، در هر بُعدی اوّلین مسئله استحمار است. اگر جامعه عدم شعور پیدا کرد، چنین جامعه‎ای را می‎شود به سرعت تحمیقش کرد، یعنی مي‏توان آن را استعمار و استحمار کرد و بعد هم بر آن مسلّط شد. شخصی می‎آید شعار غلیظ‎تر و قشنگ‎تر می‎دهد و افراد جامعه را به سمت خودش می‎کشاند و بعد هم بر آن‎ها تسلّط پیدا می‎کند. نباید این کار را کرد، باید به جامعه شعور تزریق کرد.