+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۸/۳۰
اذان صبح:۰۵:۱۸
طلوع آفتاب:۰۶:۴۶
اذان ظهر:۱۱:۵۰
غروب خورشید:۱۶:۵۴
اذان مغرب:۱۷:۱۴

ج۱۳۰-مسائل وضو ۶
1391/01/30 ه.ش -  26 جمادی الاول 1433 ه.ق
بحث درباره مسأله دهم تحریر بود که در آن شک در مانعیّت شیئی برای وصول ماء به بشره مطرح شده است. این مسأله در عروة هم آمده است. عرض کردیم راجع به شک در مانعیّت دو تصویر مطرح است. صورت اوّل این بود که انسان به وجود شیئی در مواضع وضو یقین داشته باشد، ولی در مانعیّت آن شیئ شک داشته باشد؛ یعنی شک در وصف داشته باشد و نه شک در اصل وجود مانع. صورت دوم این بود که شک در اصل وجود مانع داشته باشد؛ یعنی شک دارد که اصلاً شیئی در اعضای وضو وجود دارد یا خیر. صورت اوّل این بود که اصل وجود آن محرز است، ولی در مانعیّت آن شک دارد. امّا صورت دوم شک در اصل وجود مانع است.
 
ج۱۲۹-مسائل وضو ۵
1391/01/29 ه.ش -  25 جمادی الاول 1404 ه.ق
· مسأله 9: «يصح الوضوء بالارتماس مع مراعاة الأعلى فالأعلى، لكن في اليد اليسرى لا بد من أن يقصد الغسل حال الإخراج حتى لا يلزم المسح بماء جديد، بل و كذا في اليمنى، إلا أن يبقي شيئا من اليسرى ليغسله باليمنى حتى يكون ما يبقى عليها من ماء الوضوء». قسمت اوّل این مسأله که قبلاً مورد بحث قرار گرفته است. امّا در قسمت دوم مطلبی وجود دارد که می­خواهم آن را طرح کنم. لذا خوب دقّت کنید. ابتدا این مطلب را توضیح می­دهم تا بعد ادلّه را بررسی کنیم.
 
ج۱۲۸-مسائل وضو ۴
1391/01/28 ه.ش -  24 جمادی الاول 1433 ه.ق
گاهی بر روی پوست چیزهایی مانند آبله ظاهر می­شود که پوست­هایی هستند که زیر آنها خالی است و از بشره هم جدا شده هستند؛ تا وقتی که اینها باقی هستند، غسل ظاهر آنها کافیست؛ ولو این­که این پوست­ها چاک خورده باشد و بخواهد بریزد که به مرور زمان زیر آنها نمایان می­شود. دلیل کفایت غسل ظاهر هم خیلی روشن است. چون غسل ما ظهر من البشره بر غسل این پوست­ها صدق می­کند. ولی جوف آنها و ماتحت آنها، اگر چه چاک هم خورده­اند و می­دانیم که این پوست­ها بعداً برطرف می­شود و ما تحت آنها ظاهر می­شود. ولی ما تحت اینها تا وقتی ظاهر نشده­اند، جزء ما ظهر به حساب نمی­آید و ما ظهر همان روی این پوست­ها است.
 
حدیث ۹۱/۰۱/۲۷
1391/01/27 ه.ش -  23 جمادی الاول 1433 ه.ق
در روایتی از امیرالمؤمنین «علیه ‏السلام» منقول است که حضرت فرمودند: سزاوار نیست کسی که خدا را شناخته است، حتّی به مقدار یک چشم به هم زدن دلش از امید و بیم نسبت به خدا خالی باشد؛ یعنی باید هر لحظه در قلب خداشناس دو حالت وجود داشته باشد: اوّل؛ امید به خدا، دوم؛ خوف از خدا، يعني هم امید به لطف و محبّت و مرحمتش و هم خوف از تأدیب و عقابش.
 
ج۱۲۷-مسائل وضو ۳
1391/01/27 ه.ش -  23 جمادی الاول 1433 ه.ق
فرع اوّل: اگر لحمی از بدن یا وجه قطع شود، پس از قطع، غسل آن مقداری از لحم جدید که در بدن ظاهر می­شود واجب است؛ فرض ایشان این است که یک قطعه لحمی از بدن قطع می­شود و به پوستی آویزان است، قهراً زیر آن گوشتی که کنده شده است، آشکار می­شود و وقتی آشکار شد، ایشان می­فرماید آن گوشت جدیدی که ظاهر شده باید در وضو غسل شود. علّت این حکم هم مشخّص است؛ چون آنچه در صحّت وضو مدخلیّت دارد، غسل آن مقداری از بشره است که ظاهر می­باشد و در وجوب غسل این مقدار شبهه­ و اختلافی وجود نداشت. لذا این مقدار از لحم جدید که آشکار می­شود هم باید غسل شود. در ادلّه هم نداریم که غسل آن مقداری از بشره واجب است که ابتداءً ظاهر بوده است؛ در نتیجه کسی اشکال کند که این لحم جدید، جزء آن لحم ظاهر ابتدائی به حساب نمی­آید و بعد حادث شده و لذا غسل آن هم واجب نیست. بلکه مهم این است که این لحم جدید، جزء بدن و ما ظهر ید یا وجه محسوب می­شود.
 
ج۱۲۶-مسائل وضو ۲
1391/01/26 ه.ش -  22 جمادی الاول 1433 ه.ق
ایشان در این مسأله می­فرماید ازاله وسخ از تحت اظفار واجب نیست، مگر این­که آن مقدار زیر ناخن جزء ظاهر شمرده شود. سپس بر این حکم این نکته را مترتّب می­کند که اگر اظفار را قصّ کند و زیر ناخن­ها پیدا شود و جزء ظاهر محسوب گردد، پس از ازاله وسخ غسل آن مقدار از زیر ناخن هم واجب است؛ یعنی آن مقداری از انگشت را که ناخن آن را پوشانده بود باید غسل کند. دلیل این مطلب که فرموده­اند ازاله وسخ از تحت اظفار واجب نیست، مگر این­که آن مقدار از ناخن جزء ظاهر شمرده شود روشن است؛ چون اگر زیر وسخ از باطن شمرده شود، غسل واجب نیست.
 
ج۱۲۵-مسائل وضو ۱
1391/01/23 ه.ش -  19 جمادی الاول 1433 ه.ق
بحث ما در گذشته درباره واجبات وضو بود که بخشی از مسأله سوم تحریرالوسیله را مورد بحث قرار دادیم. در انتهای این مسأله آمده است: «يجب غسل شي‌ء من العضد للمقدمة كالوجه، و لا يجوز ترك شي‌ء من الوجه أو اليدين بلا غسل و لو مقدار مكان شعرة». در گذشته راجع به این عبارت «يجب غسل شي‌ء من العضد للمقدمة كالوجه» مطالبی عرض شد. حدّ وجه را بر طبق روایات بیان کردیم که از نظر عرضی بین دو انگشت و از نظر طولی از قصاص شعر تا چانه را در بر می­گیرد. ایشان می­فرماید از باب مقدّمه باید مقداری زائد بر این حد غسل شود. ما دو تقریب برای این عبارت بیان کردیم. مقصود ایشان از مقدّمه، مقدّمه علمیّه است. یک تقریب با استفاده از قاعده اشتغال بیان شد. چون در اینجا اصل تکلیف غسل مشخّص است و ما در مکلّفٌ به شک داریم که مصبّ قاعده شتغال است. تقریب دیگر هم با استفاده از دلیل اجتهادی در مقام بیان شد.
 
حدیث ۹۱/۰۱/۲۰
1391/01/20 ه.ش -  16 جمادی الاول 1433 ه.ق
روایت از امام باقر «علیه‏ السلام» منقول است که از حضرت سؤال کردند: کدام‏یک از عبادات افضل است؟ حضرت جواب این سؤال را ندادند، بلکه مطلب اساسی‏تر دیگری را فرمودند. «مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ»، هیچ چیز، حتّی عبادت؛ «مَا مِنْ شَيْ‏ءٍ اَحَبَّ إِلَى اللَّهِ»، هیچ چیزی نزد خداوند محبوب‏تر از این نیست که: «مِنْ اَنْ يُسْاَلَ وَ يُطْلَبَ مَا عِنْدَهُ»، عبد آنچه را نزد خدا دارد که همه چیز هم هست، از او تقاضا کند. روایات متعدّد راجع به عبادات وارد شده است که: مغز عبادت دعا است. ما بدون مغز نمی‏توانیم کار کنیم. همه کارهایمان به واسطة مغز است. در عبادات هم همین‏گونه است. آن‏چه مغز عبادت است و به آن جان می‏دهد، دعا است. چه بسا اگر دعا در عبادت نباشد، آن عبادت محبوب عندالله نیست.
 
تربیت ومربیان تربیتی ۱۱
1391/01/18 ه.ش -  14 جمادی الاول 1433 ه.ق

 
تربیت ومربیان تربیتی ۱۰
1391/01/17 ه.ش -  13 جمادی الاول 1433 ه.ق

 
تربیت ومربیان تربیتی ۹
1391/01/16 ه.ش -  12 جمادی الاول 1433 ه.ق

 
حدیث ۹۱/۰۱/۱۶
1391/01/16 ه.ش -  12 جمادی الاول 1433 ه.ق
از امام صادق«علیه ‏السلام»در روایتي منقول است که حضرت فرمودند: کسانی که حقوق الهیّه را ادا نمی‏کنند، بدانند که در نظام قضای الهی این‏چنین رقم خورده است که دو برابر آن را در باطل مصرف خواهند کرد؛ مثلاً در امور مالی، در باب انفاق‏های واجب و مستحب اگر یک تومان از حقّ الهی را که باید در راه خدا مصرف كند، امّا ندهد، بداند که دو تومان در راه باطل مصرف خواهد کرد؛ چون آنچه را که در راه حقّ باید مصرف می‏کرد را منع نموده است. «مَنْ مَنَعَ حَقّاً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»، هر كس حقّ الهي را منع كند، «اَنْفَقَ فِي بَاطِلٍ مِثْلَيْهِ»، دو برابرش را در راه باطل مصرف می‏کند. نظیر این روایت، روایات متعدّد داریم.
 
تربیت ومربیان تربیتی ۸
1391/01/15 ه.ش -  11 جمادی الاول 1433 ه.ق
در باب ادب السر، تطهیر قلوب و تهذیب خُلق مطرح است. نکته اساسی که باید قبل از ورود به بحث تذکر بدهم، این است که این دو، یعنی تطهیر قلب و تهذیب خُلق تحقق پیدا نمی‎کنند مگر به ادب علانیه. بین ادب سر و ادب علانیه رابطه مستقیم وجود دارد. به این معنا که، اگر کسی ادب علانیه نداشته باشد، محال است به ادب سر راه پیدا کند، یعنی تا انسان حدود الهیّه را حفظ نکند، عملاً به سوی قرب به خداوند، که اثر تطهیر باطن است، راه پیدا نمی‎کند. لذا انسان، باید این را بداند که اگر ادب ظاهر را رعایت نکرد، زیان‎هایی بر او مترتّب است. یکی از زیان‎های عدم رعایت ادب ظاهر، این است که سدّ راه قرب به حق تعالی می‏شود.
 
تربیت ومربیان تربیتی۷
1391/01/14 ه.ش -  10 جمادی الاول 1433 ه.ق

 
در «نوروز» چه باید کرد؟!
1390/12/24 ه.ش -  21 ربیع الثانی 1433 ه.ق
در «نوروز» چه باید کرد؟! ضرورت تنبّه در کنار مباحث علمی اگر بنا باشد همیشه مباحث علمی را بدون اینکه در کنارش تنبّهی برای ما وجود داشته باشد مطرح کنیم فکر می‎کنم فایده‎ای نداشته باشد، لذا خوب است گاهی برای ایجاد تنبّه مسائلی را مطرح کرده و در آن تأمّل کنیم. غفلت از «مرور ایّام» و «گذشت زمان» از جمله این مسائل مسئله «مرور ایّام» است. به تعبیر همگانی انسان گاهی از «گذشت زمان» غفلت می‎کند و این غفلت موجب می‏شود انسان از خواب غفلتی که او را فرا گرفته است بیدار نشود. در این عالم اموری که موجب اعتبار و پندپذیری می‏گردد زیاد است امّا انسان از آن عبرت نمی‎گیرد!