+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۲/۰۴
اذان صبح:۰۳:۵۰
طلوع آفتاب:۰۵:۲۰
اذان ظهر:۱۲:۰۲
غروب خورشید:۱۸:۴۵
اذان مغرب:۱۹:۰۴

ج۱۳۱-مسائل وضو ۷
1391/02/02 ه.ش -  29 جمادی الاول 1433 ه.ق
بحثی که در مسأله یازدهم و دوازدهم تحریر مطرح شده است، در ذیل همان مسأله دهم قرار دارد؛ متن این دو مسأله را که در باب واجبات وضو است مورد بحث قرار می­دهیم. غسلتان که از واجبات وضوست را مورد بحث قرار دادند و لذا وارد مسحتان می­شوند: «و أما مسح الرأس فالواجب مسح شي‌ء من مقدمه، و الأحوط عدم الاجتزاء بما دون عرض إصبع، و أحوط منه مسح مقدار ثلاثة أصابع مضمومة، بل الأولى كون المسح بالثلاثة، و المرأة كالرجل في ذلك». ایشان درباره مسح سر می­فرماید که واجب است شیئی از مقدّم رأس را مسح کنند. بعد می­فرماید احوط این است که به کمتر از عرض اصبع اکتفاء نکند. ظاهر از این احوط، احوط وجوبی است؛
   
ج۱۳۰-مسائل وضو ۶
1391/01/30 ه.ش -  26 جمادی الاول 1433 ه.ق
بحث درباره مسأله دهم تحریر بود که در آن شک در مانعیّت شیئی برای وصول ماء به بشره مطرح شده است. این مسأله در عروة هم آمده است. عرض کردیم راجع به شک در مانعیّت دو تصویر مطرح است. صورت اوّل این بود که انسان به وجود شیئی در مواضع وضو یقین داشته باشد، ولی در مانعیّت آن شیئ شک داشته باشد؛ یعنی شک در وصف داشته باشد و نه شک در اصل وجود مانع. صورت دوم این بود که شک در اصل وجود مانع داشته باشد؛ یعنی شک دارد که اصلاً شیئی در اعضای وضو وجود دارد یا خیر. صورت اوّل این بود که اصل وجود آن محرز است، ولی در مانعیّت آن شک دارد. امّا صورت دوم شک در اصل وجود مانع است.
   
ج۱۲۹-مسائل وضو ۵
1391/01/29 ه.ش -  25 جمادی الاول 1404 ه.ق
· مسأله 9: «يصح الوضوء بالارتماس مع مراعاة الأعلى فالأعلى، لكن في اليد اليسرى لا بد من أن يقصد الغسل حال الإخراج حتى لا يلزم المسح بماء جديد، بل و كذا في اليمنى، إلا أن يبقي شيئا من اليسرى ليغسله باليمنى حتى يكون ما يبقى عليها من ماء الوضوء». قسمت اوّل این مسأله که قبلاً مورد بحث قرار گرفته است. امّا در قسمت دوم مطلبی وجود دارد که می­خواهم آن را طرح کنم. لذا خوب دقّت کنید. ابتدا این مطلب را توضیح می­دهم تا بعد ادلّه را بررسی کنیم.
   
ج۱۲۸-مسائل وضو ۴
1391/01/28 ه.ش -  24 جمادی الاول 1433 ه.ق
گاهی بر روی پوست چیزهایی مانند آبله ظاهر می­شود که پوست­هایی هستند که زیر آنها خالی است و از بشره هم جدا شده هستند؛ تا وقتی که اینها باقی هستند، غسل ظاهر آنها کافیست؛ ولو این­که این پوست­ها چاک خورده باشد و بخواهد بریزد که به مرور زمان زیر آنها نمایان می­شود. دلیل کفایت غسل ظاهر هم خیلی روشن است. چون غسل ما ظهر من البشره بر غسل این پوست­ها صدق می­کند. ولی جوف آنها و ماتحت آنها، اگر چه چاک هم خورده­اند و می­دانیم که این پوست­ها بعداً برطرف می­شود و ما تحت آنها ظاهر می­شود. ولی ما تحت اینها تا وقتی ظاهر نشده­اند، جزء ما ظهر به حساب نمی­آید و ما ظهر همان روی این پوست­ها است.
   
ج۱۲۷-مسائل وضو ۳
1391/01/27 ه.ش -  23 جمادی الاول 1433 ه.ق
فرع اوّل: اگر لحمی از بدن یا وجه قطع شود، پس از قطع، غسل آن مقداری از لحم جدید که در بدن ظاهر می­شود واجب است؛ فرض ایشان این است که یک قطعه لحمی از بدن قطع می­شود و به پوستی آویزان است، قهراً زیر آن گوشتی که کنده شده است، آشکار می­شود و وقتی آشکار شد، ایشان می­فرماید آن گوشت جدیدی که ظاهر شده باید در وضو غسل شود. علّت این حکم هم مشخّص است؛ چون آنچه در صحّت وضو مدخلیّت دارد، غسل آن مقداری از بشره است که ظاهر می­باشد و در وجوب غسل این مقدار شبهه­ و اختلافی وجود نداشت. لذا این مقدار از لحم جدید که آشکار می­شود هم باید غسل شود. در ادلّه هم نداریم که غسل آن مقداری از بشره واجب است که ابتداءً ظاهر بوده است؛ در نتیجه کسی اشکال کند که این لحم جدید، جزء آن لحم ظاهر ابتدائی به حساب نمی­آید و بعد حادث شده و لذا غسل آن هم واجب نیست. بلکه مهم این است که این لحم جدید، جزء بدن و ما ظهر ید یا وجه محسوب می­شود.
   
ج۱۲۶-مسائل وضو ۲
1391/01/26 ه.ش -  22 جمادی الاول 1433 ه.ق
ایشان در این مسأله می­فرماید ازاله وسخ از تحت اظفار واجب نیست، مگر این­که آن مقدار زیر ناخن جزء ظاهر شمرده شود. سپس بر این حکم این نکته را مترتّب می­کند که اگر اظفار را قصّ کند و زیر ناخن­ها پیدا شود و جزء ظاهر محسوب گردد، پس از ازاله وسخ غسل آن مقدار از زیر ناخن هم واجب است؛ یعنی آن مقداری از انگشت را که ناخن آن را پوشانده بود باید غسل کند. دلیل این مطلب که فرموده­اند ازاله وسخ از تحت اظفار واجب نیست، مگر این­که آن مقدار از ناخن جزء ظاهر شمرده شود روشن است؛ چون اگر زیر وسخ از باطن شمرده شود، غسل واجب نیست.
   
ج۱۲۵-مسائل وضو ۱
1391/01/23 ه.ش -  19 جمادی الاول 1433 ه.ق
بحث ما در گذشته درباره واجبات وضو بود که بخشی از مسأله سوم تحریرالوسیله را مورد بحث قرار دادیم. در انتهای این مسأله آمده است: «يجب غسل شي‌ء من العضد للمقدمة كالوجه، و لا يجوز ترك شي‌ء من الوجه أو اليدين بلا غسل و لو مقدار مكان شعرة». در گذشته راجع به این عبارت «يجب غسل شي‌ء من العضد للمقدمة كالوجه» مطالبی عرض شد. حدّ وجه را بر طبق روایات بیان کردیم که از نظر عرضی بین دو انگشت و از نظر طولی از قصاص شعر تا چانه را در بر می­گیرد. ایشان می­فرماید از باب مقدّمه باید مقداری زائد بر این حد غسل شود. ما دو تقریب برای این عبارت بیان کردیم. مقصود ایشان از مقدّمه، مقدّمه علمیّه است. یک تقریب با استفاده از قاعده اشتغال بیان شد. چون در اینجا اصل تکلیف غسل مشخّص است و ما در مکلّفٌ به شک داریم که مصبّ قاعده شتغال است. تقریب دیگر هم با استفاده از دلیل اجتهادی در مقام بیان شد.