+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۶/۲۹
اذان صبح:۰۴:۲۷
طلوع آفتاب:۰۵:۵۱
اذان ظهر:۱۱:۵۸
غروب خورشید:۱۸:۰۴
اذان مغرب:۱۸:۲۲

ج۲۶-انفعال ماء قليل وبررسی اقوال۳
1389/08/09 ه.ش -  23 ذیقعده 1431 ه.ق
در مسأله يازدهم تحرير آمده بود «الراكد بلا مادة ينجس بملاقاة النجاسة إذا كان دون الكر، سواء كان واردا عليها أو مورودا...». درباره قسمت اوّل این مسأله بحث کردیم. در قسمت بعدی ایشان می­فرمایند «سواء كان وارداً عليها أو موروداً» ـ چه ماء قليل روي نجاست ريخته شود و چه نجاست روي ماء قليل ريخته شود، ماءقلیل به وسیله ملاقات با نجاست، متنجّس می­شود ـ . در عروة هم این قید آمده است و من در مورد آن توضيحی عرض می­کنم.
   
ج۲۵-انفعال ماءقليل وبررسي اقوال۲
1389/08/08 ه.ش -  22 ذیقعده 1431 ه.ق
از نظر سند: در سند «علي بن حديد» وجود دارد كه خود شيخ در رجالشان او را تضعيف كرده­اند (ضعيفٌ جدّاً). از نظر دلالت: دلالت روایت بر اين­كه نجس العين منجِّس ماء قليل نيست، قابل انكار نمی­باشد. اما اولاً صدر روایت در «تفسُّخ» تفصيل داده است، در حالی­که كه احدي از فقها قائل به چنين تفصيلي نشده است! و ثانیاً در صدر و ذیل روایت «رَاوِيَة» و «تَفَسُّخ» آمده­است؛ اما صدر روایت میان تفسُّخ و عدم تفسُّخ فرق گذاشته­است؛ یعنی اگر در راويه تفسُّخ باشد منجِّس است و اگر تفسُّخ نباشد، منجِّس نيست. در حالی­که ذیل چنین تفاوتی قائل نشده­است؛ كأنّه ماء اگر بيش از راويه باشد، عاصميّت دارد، چه تفسُّخ باشد چه نباشد و اگر به اندازة راویه باشد به شرطی عاصمیّت دارد که تفسُّخ صورت نگیرد.
   
ج۲۴-انفعال ماء قليل و بررسي اقوال۱
1389/08/05 ه.ش -  19 ذیقعده 1431 ه.ق
مرحوم حكيم مطلبي را به آخوند نسبت مي­دهند كه نکاتی را دربارة آن عرض مي­كنيم: «و قد فصل استاذنا الأعظم (قدس سره) بين النجس و المتنجس فبنى على طهارة الماء بملاقاة الثاني؛ إذ لا إجماع على الانفعال بملاقاته» فرمایش ایشان محل حرف است. آخوند «لو لا الإجماع» گفته­اند، نه «إذ». يك وقت اجماع بر انفعال به ملاقات را دليل بر عدم تنجس مي­گيريم، يك وقت دليل بر تنجس؛ و ما در جلسة گذشته گفتيم «لو لا الإجماع» يعني دلالت روايات براي ما كافي نيست و اگر اجماع نبود بر اينكه متنجس نجس مي­شود، دليل ديگري بر آن نداشتيم.
   
ج۲۳-ادلّه تنجّس ماء راكد قليل با ملاقات
1389/08/04 ه.ش -  18 ذیقعده 1431 ه.ق
• مسأله11: «الراكد بلا مادة ينجس بملاقاة النجاسة إذا كان دون الكر، سواء كان واردا عليها أو مورودا، و يطهر بالامتزاج بماء معتصم كالجاري و الكر و ماء المطر، و الأقوى عدم الاكتفاء بالاتصال بلا امتزاج.» بحث درباره «ماء راكد قليل» است. عده¬اي در اثبات این¬که آب قلیل به ملاقات با نجاست نجس می¬شود، اجماعاتی از قدما و متأخرين مطرح كرده¬اند. حتي اين¬که ابن عقيل قائلند ماء قليل منفعل نمی¬شود را قابل اعتنا ندانسته¬ و گفته¬اند مضر به اجماع هم نيست.
   
ج۲۲-سرايت نجاست در ماء جاري
1389/08/03 ه.ش -  17 ذیقعده 1431 ه.ق
آبي كه بر سطح زمین جاري می¬شود در سه بخش قابل تصوّر است. يك بخش كه جلوي آب است و در حال حركت است و منفعل نشده و تغيير هم پيدا نكرده¬است؛ بخش دیگر هم كه متّصل به منبع است و درباره انفعال این بخش بحث كرديم؛ بخش سوم بخش وسطي آب است که اگر تغيير پيدا كند، آیا بخش جلوي آب که هنوز منفعل نشده، نجس می‎شود یا نه؟ اگر آبِ بعد از قسمت متنجّس كرّ باشد، مطمئناً منفعل نمي¬شود؛ ولی بحث در اين است كه اگر چه کرّ است و منفعل نمی‎شود، اما آیا حكم جاري بر آن مترتّب است يا خیر؟
   
ج۲۱-نظر شيخ طوسي و جمع‌بندي
1389/08/02 ه.ش -  16 ذیقعده 1431 ه.ق
در مورد روایت اوّل، این حرف مطرح شده بود که اگر «ماء حمام» تنزیل منزله «ماء جاري» است، نمي¬شود اَقوي را به منزله اَضعف گرفت؛ يعني اين‏طور مفروض گرفته¬اند كه نمي¬شود ماء حمامی را كه بيش از كرّ است و خزانه دارد و حياضي از آن منشعب مي¬شود را به منزله آب جاري بگيريم و بگوييم كرّيت شرط نيست. بنابر این گفته¬اند كه در آب جاري هم كرّيت معتبر است. لذا قائل به اين شده¬اند كه لااقل از جهت کرّیت مي¬شود بين اين دو مساوات برقرار كرد.
   
ج۲۰-نظر‏علامه‏ حلّي‏ و‏مخالفان
1389/08/01 ه.ش -  15 ذیقعده 1431 ه.ق
...ماء مطر هم فقط جریان دارد و به دلیل همین جریان است که هم طاهر است و هم مطهِّر. شبهه¬اي در طاهريّت و مطهريِّت مطر در حین نزول نيست. بلكه از نظر نصوص، مطهِّري بالاتر از ماء مطر نداريم. یعنی همين كه باران مي¬بارد و در حين نزول، چيز نجسي را در چاله كوچكي آب مي¬كشي پاك مي¬شود، هر چند که آب باران جمع شده در این چاله کمتر از کرّ باشد. ولی به محض اين¬كه باران قطع شد، همین آبی که در چاله جمع شده، اگر با نجسی ملاقات کند نجس مي‏شود؛ چون دیگر متّصل به آب باران نیست و آب قلیل محسوب می¬شود.
   
ج۱۹-شرایط‏ماء‏جاری
1389/07/28 ه.ش -  12 ذیقعده 1431 ه.ق
...شکل دوم، این است که منطوق¬ها را به وسیله «أو» به هم عطف کنیم؛ یعنی بگوییم آب اگر جاری باشد یا بئر باشد یا مادّه داشته باشد یا کر باشد، عاصم است. یعنی هر کدام از اینها «علّت تامّه» عاصمیّت باشد و هر کدام به تنهایی برای عاصمیّت آب کافی است. اگر این ‌طور جمع کنیم، ظاهراً مشکل ما حل می‌شود. چون در واقع ما به وسیله این نوع جمع کردن گفته¬ایم که آب، اگر به حدِ کرّ نرسد نجس خواهد شد، مگر این¬که جاری باشد، یا ماء بئر باشد.
   
ج۱۸-تكميل،‏تعريف‏ ماء‏جاري
1389/07/26 ه.ش -  10 ذیقعده 1431 ه.ق
ما می¬خواهیم ببینیم آب جاری در اصطلاح شریعت چه معنایی دارد. آب جاری در شریعت، موضوع بعضی از احکام است و ما نیز به دنبال فهم موضوع این احکام هستیم. موضوع حکم از نظر عرفی، آب جاریِ دارایِ استعدادِ جریان است؛ یعنی دارای نبع. بنا‌بر ‌این محور و معیار، نابعیّت است.
   
ج۱۷-تنجيس‏ ماء‏كر‏با‏متنجّس ‏ديگر
1389/07/25 ه.ش -  9 ذیقعده 1431 ه.ق
بنابر این، معیار در تشخیص موضوعات غیر مستنبطه احکام شرعیه، دیدگاه عرف و نگاه عرف است، نه عقل. این اشکال عقلاً درست است و قابل انکار هم نیست، امّا باید دقّت شود که بحث ما کجا است و در چه محیطی شده است؛ باید بدانیم که ما در چه منطقی داریم حرف می‌زنیم؛ ما در منطق شرع داریم صحبت می‌کنیم و باید ببینیم که طبق این منطق، معیار تشخیص تنجّس چیست. معیار شارع در این امور، عرف است نه عقل.
   
ج۱۶- بررسي انواع تغيّر اوصاف
1389/07/24 ه.ش -  8 ذیقعده 1431 ه.ق
حالا فقط این صورت باقی می¬ماند که آب نه به صفت قبل از ملاقات و نه به صفت بعد از ملاقات نجس درآید، با آن‏که منشاء تغییر، همان نجس است. مثلاً هم یک مردار و هم قطعه‎ای عذره داخل آب بیفتند که هر دو بوی تعفّن دارند، امّا این دو چون با هم آمده¬اند، نمی¬توانیم بگوییم که بوی فعلی آب، مشخّصاً بوی مردار است یا بوی عذره، بلکه بوی سومی درست شده است. در اینجا می¬شود گفت که روایات این مورد را هم شامل می¬شود. چون بالأخره این بو نیز از ناحیه نجس است. درست است که بوی نجسِ مشخّص نیست، ولی این بو از ناحیه نجس آمده است.
   
ج۱۵ـ ‌شرایط تنجيس ماء مطلق۳
1389/07/21 ه.ش -  5 ذیقعده 1431 ه.ق
با توجّه به دلیل نبوی و صحیحه، به شکل دیگری می¬توانیم از این روایات استظهار کنیم که تغییر باید به وسیله نجس¬العین باشد. یعنی بگوییم که شارع مقدس به حسب خلقت اوّلیه، یک نظر به اشیاء طاهره و یک نظر هم به اشیاء نجسه کرده است. سپس دو دسته اشیاء درست کرده و فرموده که این دسته¬ای که نجاست در آنها جعل شده، اینها هستند و دسته دیگر را متنجِّس می¬کنند. در این میان، فقط ماء است که متنجّس نمی¬شود مگر این¬که یکی از سه وصف آن به سبب نجاست تغییر کند.
   
ج۱۴- شرایط تنجيس ماء مطلق۲
1389/07/20 ه.ش -  4 ذیقعده 1431 ه.ق
اگر جیفه‏ای در آبی افتاده و آن را متعفّن کرده است، آب دیگری هم وجود دارد که جیفه‏ای مثل همین داخل آن افتاده، ولی در اطراف این آب دوم جیفه¬های متعدّد دیگری نیز وجود دارد که آنها هم باعث تعفّن بیشتر این آب شده¬اند. در این مثال ظاهر این است که چون تعفّن از کیفیّات است و دارای شدّت و ضعف می¬باشد، این دو آب باید از نظر تعفّن با هم تفاوت داشته باشند و این تفاوت هم به خاطر وجود جیفه¬هایی است که در بیرون و اطراف یکی از آب¬ها قرار دارد؛ ولی آیا می¬توانیم بین این دو آب از نظر نجاست فرق بگذاریم؟ نخیر، نمی‏توانیم؛ یعنی بر اساس ادلّه¬ای که در دست داریم، هر دو نجس هستند.
   
ج۱۳ـ ‌ شرایط تنجيس ماء مطلق۱
1389/07/19 ه.ش -  3 ذیقعده 1431 ه.ق
حالا روایت آخر می¬ماند که در آن «مطلق‏التغییر» مطرح شده بود. در اینجا این بحث مطرح می¬شود که آیا از روایاتی که اوصاف را ذکر می¬کنند، انحصار به دست می¬آوریم یا خیر؟ یعنی آیا تغییر باید منحصراً در یکی از همین اوصاف ثلاثه رخ دهد یا این¬که منحصر در این سه وصف نیست؟ اگر انحصار را به دست بیاوریم مطلق‏التغییر را هم مقیَّد به اوصاف ثلاثه می¬کنیم و می¬گوییم که ملاک، تغییر همان اوصاف ثلاثه است؛ و اگر نتوانستیم انحصار را به دست بیاوریم، نمی¬توانیم میان آنها جمع کنیم.
   
ج۱۲- شبهه مفهوميّه درباره ماء
1389/07/18 ه.ش -  2 ذیقعده 1431 ه.ق
ایشان فرمودند: «فإن علم حالته السابقة يبنى عليها إلا في بعض الفروض، كالشبهة المفهومية و الشك في بقاء الموضوع، و إن لم يعلم حالته السابقة فلا يرفع حدثا و لا خبثا». اگر فرد حالت سابقه را نمی¬داند، مثلاً مایعی هست که نمی¬داند «ماء مطلق» بوده یا «ماء ورد»، نمی¬تواند استصحاب کند و آثار اختصاصی هیچ یک از این دو موضوع نیز بر آن بار نمی-شود. همان‏طور که در عروه هم آمده، ایشان به مسأله رفع حدث و خبث می¬پردازند و این¬که این مایع مشکوکٌ‏فیه، رفع حدث و خبث نمی¬کند.