+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۲/۰۳
اذان صبح:۰۳:۵۱
طلوع آفتاب:۰۵:۲۲
اذان ظهر:۱۲:۰۳
غروب خورشید:۱۸:۴۴
اذان مغرب:۱۹:۰۳

ج۴۱-ادلّةاعتصام ماءمطر۱
1389/09/07 ه.ش -  21 ذیحجه 1431 ه.ق
مهمّ­ترین مطلبی كه آقايان فقهاء در مورد آن بحث مي­كنند اين است كه آيا ماء مطر به وسیله ملاقات با نجاست منفعل مي­شود یا خیر؟ به تعبير ديگر آيا ماء مطر مانند ماءكر و جاري است که به صرف ملاقات با نجاست منفعل نمی­شوند و برای انفعال آن لازم است که حتماً تغییری در اوصاف ثلاثه­اش ایجاد شود، یا مانند ماء قلیل است که به صرف ملاقات با نجس متنجِّس می­شود؟ يعني اعتصام و عدم اعتصام و انفعال و عدم انفعال آن مورد بحث است و مطالب اوّل و دوم مورد بحث قرار نگرفته است.
   
ج۴۰-قلیل شدن وملاقات بدون علم به تاریخ
1389/09/06 ه.ش -  20 ذیحجه 1432 ه.ق
فرع اوّل: اگر ماء مسبوق به كريّت بود و بعد نسبت به آن ماء علم به قلّت و ملاقات با نجاست پيدا شد، ولي تقدّم و تأخّر عروض قلّت و ملاقات مجهول بود، ايشان در اینجا حكم به طهارت مي­كنند و تعبير «فالظاهر» دارند. محور این حکم هم همان­طور که در فروع گذشته عرض كرديم همان مسأله استصحاب در باب حادثين مجهولي التاريخ است. در این فرع هم، قلّت امر حادث و مسبوق به عدم است؛ چون فرض این است که به كريّت ماء يقين داشته­ايم؛ فلذا يك وقت در ذهنتان نيايد كه آب ذرّه ذرّه جمع شده و اين قلّت مثلاً امری قديم بوده است. ملاقات هم امر حادث و مسبوق به عدم است. در اينجا دو استصحاب عدمي جاريست: اوّل: استصحاب عدم قلّت تا حين ملاقات كه نتيجه آن اين مي­شود كه قهراً ملاقات در حال كريّت ماء بوده و در آن حال، قليل نبوده؛ پس ماء طاهر است. دوم: استصحاب عدم ملاقات تا حين قلّت كه نتيجه آن اين مي­شود كه ملاقات در حال قلّت بوده است؛ پس ماء نجس است.
   
ج۳۹-کرشدن وملاقات بدون علم به تاریخ
1389/09/02 ه.ش -  16 ذیحجه 1431 ه.ق
براي بیان مستند اين فتوا مقدمتاً باید توضیحی عرض كنم: كريّت و ملاقات هر دو أمر حادث و مسبوق به عدم هستند؛ يعني ملاقات با نجاست امر حادث و مسبوق به عدم است؛ به این معنی که يك وقتي بوده است كه ماء ملاقات با نجاست نكرده بود و هكذا كريّت هم امر مسبوق به عدم است؛ چون در مسأله صريحاً فرموده «فصار كرا»؛ يعني يك وقتي بوده كه اين ماء قليل بوده و بعد كر شده است و زماني بوده كه این آب كر نبوده است. اكنون در تقدّم و تأخّر ملاقات و كريّت شكّ داریم. چون هر دوي اينها مسبوق به عدم هستند؛ یعنی مسبوق به يقين به عدم ملاقات و عدم كريّت. بنابراين وقتي كه ملاقات حاصل مي­گردد، شكّ مي­شود در اين­كه قبل از ملاقات كريّت حاصل شده بود أم لا؛ و نيز وقتي كه ماء كر مي­شود، شكّ مي­شود در اين كه قبل از حصول کریّت ملاقات حاصل شده بود أم لا. يعني مي­خواهیم براي دو استصحاب مجرا آماده كنيم.
   
ج۳۸-ملاقات ماءمتنجس بامشکوک الکریّه
1389/09/01 ه.ش -  15 ذیحجه 1431 ه.ق
بحث درباره فرعي بود كه در مسأله پانزدهم تحرير مطرح است و در عروة هم آمده بود؛ آن فرع این بود که ماء مشكوك الكرية­اي كه حالت سابقه­اش معلوم نيست، به وسیله ملاقات با نجس، نجس نمي­شود، ولي احكام ماءكر هم بر آن مترتّب نيست. مرحوم سيّد در عروة اين مسأله را در ذیل مسائل باب ماءكر مطرح كرده و بعد هم استدراك مي­كند كه: «نعم لا يجري عليه حكم الكر فلا يطهر ما يحتاج تطهيره إلى إلقاء الكر عليه»؛ يعني اگر اين ماء مشكوك ­الكرية­ بر چيزي كه تطهير آن منوط به اين است كه آب كر بر آن ریخته شود، ريخته شد، آن را تطهير نمي­كند.
   
ج۳۷-طهارت ماءمشکوک الکریّه
1389/08/30 ه.ش -  14 ذیحجه 1431 ه.ق
دو فرع دارد: «الماء المشكوك كريته إن علم حالته السابقه يبني علي تلك الحاله. و إلّا فالأقوي عدم تنجسه بالملاقاه و إن لم يجر عليه سائر احكام الكر». بحث ما در مورد فرع دوم این مسأله بود؛ یعني جایی­که حالت سابقه این ماء را از نظر كريّت نمی­دانیم. ايشان دو مطلب را در همين فرع دوم مطرح فرمودند. مطلب اوّل این­که چنين آبي به وسیله ملاقات با نجس، نجس نمي­شود. مطلب دوم هم این­که احكام كر بر این آب مترتّب نيست.
   
ج۳۶-نجاست ماءمشکوک الکریّة
1389/08/29 ه.ش -  10 ذیحجه 1431 ه.ق
فرع اوّل كه حکم آن روشن می­باشد این است: ما آبی داریم که حالت سابقه آن را از نظر موضوع می‌دانیم؛ یعنی یا می‌دانستیم که کر بوده و الآن یک مقداری از آن برداشت شده است، نمی‌دانیم از کرّیّت افتاد یا خیر؟ یا می‌دانستیم که قبلاً کر نبوده و قلیل بوده است؛ الآن آبی روی آن ریخته‌ایم و نمی‌دانیم که به حدّ کرّیّت رسیده است یا نه؟ در هر دوی این صُور، ما همان حالت سابقه را استصحاب می­کنیم و احکام هر موضوع را بر آن بار می­کنیم. امّا فرع دوم مورد بحث است؛ «و إلّا»یی كه در ابتدای این فرع آمده به معنای این است: «إن لم يعلم الحالة السابقة للماء»؛ كه ايشان مي­فرمايند در اين صورت أقوي، عدم تنجُّس آن آب به وسیله ملاقات با نجاست است.
   
ج۳۵-جمع ملاك وزني و مساحطي
1389/08/24 ه.ش -  8 ذیحجه 1431 ه.ق
در ادلّه دو تقدیر و دو معیار در باب ماءکر داریم؛ یک معیار بر طبق وزن و دیگری بر حسب مساحت. در باب مساحت سه نظریّه قابل اعتنا مطرح است که منشأ آن روایات است که آنها را مطرح کردم؛ از جمله نظریّه مشهور و نظریّه قمّیین که اینها از بزرگان ما هستند. برخلاف بعضی اقوالی که در باب معیار وزن وجود دارد، مثل قول ابن‌جنید که «لایعمل به احد من الفقهاء». در جلسه گذشته بحث به اینجا رسید که اگر ما ‌توانستیم بین روایات باب مساحت جمع کنیم، این کار را انجام می­دهیم. امّا اگر نتوانستیم جمع کنیم، دلیل ما مجمل می‌شود و وقتی دلیل مجمل شد، باید رجوع کنیم به روایاتی که در باب وزن وجود دارد. چون توانستیم بین روایات باب وزن جمع کنیم. یعنی یک معیار و یک تقدیر بیشتر برای ما نمی‌ماند. بنابراین هزار ‌و ‌دویست رطل عراقیّ را اخذ می‌کنیم.
   
ج۳۴-جمع روايات باب
1389/08/22 ه.ش -  6 ذیحجه 1431 ه.ق
روایت اوّل:حدیث اوّل باب دهم از ابواب ماء مطلق در وسائل است: «مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَيُّوبَ بْنِ نُوحٍ عَنْ صَفْوَانَ عَنْ إِسْمَاعِيلَ بْنِ جَابِرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِي­عَبْدِاللَّه(علیه­السّلام) الْمَاءُ الَّذِي لَا يُنَجِّسُهُ شَيْ‏ءٌ قَالَ ذِرَاعَانِ عُمْقُهُ فِي ذِرَاعٍ وَ شِبْرٍ سَعَتِهِ». این افراد برای استفاده از این روایت، سه مطلب را به عنوان مقدّمه ذکر کرده و بعد هم استدلال اصلی خود را می­کنند. مقدّمه اوّل: مراد از «سَعَة» در روایت طول وعرض نیست، بلکه «سَعَة» به معنی آن چیزی است که سطح شیئ را از هر طرف بگیرد. یعنی می‌گویند به حسب تفاهم عرفی، معنای «سَعَة»، سطح شیئ از هر طرف است.
   
ج۳۳-ادلّه روايي قول مشهور
1389/08/19 ه.ش -  3 ذیحجه 1431 ه.ق
گفتیم عدّه­ای نسبت به «عثمان‌بن‌عیسی» که یکی از راویان این روایت است خدشه وارد کرده و سند روایت را زیر سؤال برده­اند. البتّه ما عرض کردیم که «عثمان‌بن‌عیسی» از نظر نقل قدحی ندارد و بر فرض این­که از نظر اعتقادی هم واقفی باشد، امّا باز هم برای ما در رجال، عقائد افراد مهمّ نیست و عقیده افراد در نزد ما مطرح نیست؛ بلکه وثاقت در نقل برای ما مهمّ است. گذشته از این‌ مطالب، «کشّی» راجع ‌به «عثمان‌بن‌عیسی» مطلبی می­گوید که مهمّ است:
   
ج۳۲-ملاك مساحت در ماء كر
1389/08/18 ه.ش -  2 ذیحجه 1431 ه.ق
دو تقدیر برای میزان ماءکر مطرح شده است: تقدیر بر حسب کیل و رطل و تقدیر بر حسب مساحت. همچنین به این نتیجه رسیدیم که چه مرسلات «ابن­ابی­عمیر» را حجّت بدانیم و چه آنها را حجّت ندانیم، میزان ماءکر بر طبق روایات وارده و بر حسب تقدیر وزنی، هزار و دویست کیل عراقیّ است.
   
ج۳۱-جمع ادلّه و نظرات مختلف
1389/08/17 ه.ش -  1 ذیحجه 1431 ه.ق
در مورد تقدیر وزنی هم دو دسته روایت داشتیم که یک دسته هزارو دویست رطل و دسته دیگر ششصد رطل را مبنا قرار داده­اند. فلذا بنا‌ بر این‌که هر دو دسته روایات را حجّت بدانیم، بین آنها جمع کردیم و ششصد‌ را بر رطل مکّیّ که دو برابر رطل عراقیّ است حمل کردیم و نتیجه آن همان هزار و دویست رطل عراقیّ شد. بحث ما به این وسیله بسته شد.
   
ج۳۰-احتمالات در ملاک وزنی
1389/08/15 ه.ش -  29 ذیقعده 1431 ه.ق
در ادلّه ما دو تقدیر برای ماءکر آورده شده است، تقدیر اوّل از نظر وزنی و تقدیر دوم از نظر مساحتی است. در مورد تقدیر وزنی دو دسته روایت داریم که میزان این تقدیر را بیان کرده­اند. در یک دسته از آنها تقدیر به وسیله «رطل» مطرح شده است؛ امّا تقدیرهایی که در این دسته از روایات بیان شده، با هم اختلاف دارد. یک دسته از این روایاتی که تقدیر به وسیله رطل را بیان کرده، ملاک کریّت یک ماء را هزار و دویست رطل و دسته دیگر شش‌ صد رطل می­داند. مرسله «ابن‌ابی‌عمیر» هزار و دویست و صحیحه «ابن‌مسلم» شش‌ صد رطل را مطرح کرده است.
   
ج۲۹-ملاك وزن در ماء كر
1389/08/12 ه.ش -  26 ذیقعده 1431 ه.ق
مسأله 14: «للكر تقديران: أحدهما بحسب الوزن، و هو ألف و مائتا رطل عراقي، و هو بحسب حقة كربلاء و النجف المشرفتين- و هي عبارة عن تسعمائة و ثلاثة و ثلاثين مثقالا و ثلث مثقال- خمس و ثمانون حقة و ربع و نصف ربع بقالي و مثقالان و نصف مثقال صيرفي، و بحسب حقة إسلامبول- و هي مائتان و ثمانون مثقالا- مائتا حقة و اثنتان و تسعون حقة و نصف حقة، و بحسب المنّ الشاهي- و هو ألف و مائتان و ثمانون مثقالا- يصير أربعة و ستين منّا إلا عشرين مثقالا، و بحسب المنّ التبريزي يصير ماءة و ثمانية و عشرين منّا إلا عشرين مثقالا، و بحسب من البمبئي- و هو أربعون سيرا، و كل سير سبعون مثقالا- يصير تسعة و عشرين منّا و ربع‌ منّ و بحسب الكيلو المتعارف (419/ 377) على الأقرب. و ثانيهما بحسب المساحة، و هو ما بلغ ثلاثة و أربعين شبرا إلا ثمن شبر على الأحوط، بل لا يخلو من قوة».
   
ج۲۸-شك در مادّه ماء قليل، حكم كر
1389/08/11 ه.ش -  25 ذیقعده 1431 ه.ق
ايشان در این مسأله فرمودند اقوا اين است ماء قليلي كه شک داریم مادّه دارد يا نه، اگر ملاقات با نجس کند منفعل نمي­شود. مرحوم سيّد هم در عروة به صراحت مقابل ايشان فتوا داده­اند. ما براي استدلال امثال مرحوم سيّد دو وجه و تقریب بیان کردیم که من عرض كردم احتمالاً وجهی که مدّ نظر ایشان بوده، تمسّک به عامّ در شبهات مصداقيّه مخصِّص است.
   
ج۲۷-شك در نوع ماء ملاقي
1389/08/10 ه.ش -  24 ذیقعده 1431 ه.ق
«و يطهر بالامتزاج بماء معتصم كالجاري و الكر و ماء المطر، و الأقوى عدم الاكتفاء بالاتصال بلا امتزاج» يعني ماء قليلي كه با ملاقات با نجس متنجّس شد، با اتّصال به ماء جاري و كر و مطر طاهر مي­شود. در مورد ماء جاري ادلّه­اي داشتيم كه مفاد آن ادلّه این بود که «الماء الجاري طاهرٌ و مطهِّرٌ». درباره آب كر و مطر نيز همین مفاد به دست ما رسیده است.