+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
تهران۱۳۹۶/۰۹/۰۲
اذان صبح:۰۵:۲۰
طلوع آفتاب:۰۶:۴۸
اذان ظهر:۱۱:۵۱
غروب خورشید:۱۶:۵۳
اذان مغرب:۱۷:۱۳

ج۱۰۱-استنجاء با جسم مرطوب، حد إزاله
1390/02/07 ه.ش -  23 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث درباره اقوالی بود که در مسأله استنجاء به وسیله مسح مطرح است؛ عرض کردیم دو قول در این باب وجود دارد: یک قول ملاک استنجاء را نقاء می­داند و قائل به طریقیّت عدد است. قول دیگر قائل به موضوعیّت و مدخلیّت داشتن عدد سه بار مسح در استنجاء هستند؛ لذا بر طبق این قول استنجاء به کمتر از سه بار مسح محقّق نخواهد شد. در جلسه گذشته عرض کردم تعارضی میان فرمایش قائلین به موضوعیّت عدد وجود دارد و این تعارض در جایی نمود پیدا می­کند که نقاء به وسیله سه بار مسح صورت نگیرد؛ این آقایان بر طبق مبنای خودشان باید بگویند که چون ملاک عدد سه است، لذا مهم نیست که نقاء به وسیله سه بار مسح صورت بگیرد یا خیر؛ بلکه ملاک همان عدد سه است؛ در حالی­که این آقایان در این موارد از مبنای خود عدول کرده و می­فرمایند باید این­قدر مسح انجام شود تا نقاءء حاصل گردد: «و أن يحصل بالثلاث فإلى النقاء فالواجب في المسح أكثر الأمرين من النقاء و العدد»؛ لذا بالأخره یا باید در همه موارد طریقیّت را پذیرفت و یا موضوعیّت را.
   
ج۱۰۰-استنجاء با نجس و متنجّس
1390/02/06 ه.ش -  22 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث درباره استنجاء مخرج غائط بود. در تحریر آمده بود: «بل الحد النقاء بل الظاهر في المسح أيضا كذلك»؛ ایشان محور و ملاک استنجاء محلّ غائط را نقاء دانسته­اند. دلیل این­که در این فرع احتیاط مستحب داشتند و فرمودند: «و إن كان الأحوط الثلاث و إن حصل النقاء بالأقل» را هم بیان کردیم؛ علّت این­که ایشان فرموده­اند: «و إن لم يحصل بالثلاث فإلى النقاء» هم این است که ملاک را نقاء می­دانند و نه لزوم تعدّد مسح مخرج؛ مستندات این باب را هم بیان نمودیم.
   
ج۹۹-تکمیل و جمع‎بندی مسأله
1390/02/05 ه.ش -  21 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث راجع به این مسأله بود که آیا در باب استنجاء موضع غائط به وسیله مسح، وحدت تطهیر کفایت می¬کند و یا این¬که تعدّد لازم است. کسانی که قائل به لزوم تعدّد ‏بودند به صحیحه زراره تمسّک کرده¬اند که حدیث اوّل باب نهم از ابواب احکام خلوت بود: «عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(علیه¬السّلام) قَالَ: لَا صَلَاةَ إِلَّا بِطَهُورٍ- وَ يُجْزِيكَ مِنَ الِاسْتِنْجَاءِ ثَلَاثَةُ أَحْجَارٍ- بِذَلِكَ جَرَتِ السُّنَّةُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلی¬الله¬علیه¬وآله)- وَ أَمَّا الْبَوْلُ فَإِنَّهُ لَا بُدَّ مِنْ غَسْلِهِ»؛ این عدّه به مفهوم عدد در این روایت تمسّک کرده¬اند که به آنها چند اشکال شده بود که سه اشکال را در جلسه گذشته عرض کردم و ادامه اشکال سوم را در این جلسه بیان می¬کنم:
   
ج۹۸-تکمیل و بررسی ادلّه تعدّدی‎ها
1390/02/04 ه.ش -  20 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث ما در این موضوع بود که آیا در استنجاء محلّ غائط، مسح مرّه کافیست یا تکرار مسح لازم است. دو نظریّه در این باره مطرح بود: عدّه¬ای قائل به کفایت مرّه و عدّه¬ای قائل به لزوم تکرار هستند. در جلسه گذشته ظاهراً عرض کردم مشهور قائل به مرّه هستند؛ در حالی¬که صحیح این است که مشهور قائل به تکرار می¬باشند. البتّه تعبیر بهتری که با استفاده از روایات درباره استنجاء محلّ غائط می¬توان به کاربرد نقاء است. حال این عمل چه با یک سنگ و یا دو سنگ یا بیشتر باشد، نقاء است.
   
ج۹۷-بررسی ادلّه قائلین به نقاء
1390/02/03 ه.ش -  19 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث درباره این مطلب بود که آیا در استنجاء و تطهیر مخرج غائط به وسیله مسح با احجار، صرف نقاء برای تطهیر کافیست یا در روایات حدّی (مثلاً سه بار مسح) هم برای آن تعیین شده است. مشهور قائل هستند که نقاء کافیست و در مقابل، عدّه¬ای هم صرف نقاء را کافی نمی¬دانند. در اینجا ما دو دسته روایت داریم: یک دسته روایاتی است که قائلین به کفایت نقاء به آنها تمسّک کرده-اند و دسته دیگر روایاتی است که قائلین به لزوم ثلاث مرّات به آن استناد کرده¬اند.
   
ج۹۶-تکمیل،ملاک تطهیر در مخرج غائط
1390/01/31 ه.ش -  16 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث ما درباره استنجاء محل غائط بود. عرض کردیم که در این باره، تحریر قائل به تخییر میان تطهیر به وسیله ماء و تطهیر به وسیله شیئ قالع نجاست شده است. البتّه در تحریر آمده است که «و الغسل أفضل» و بیان کردیم که مستند این حکم دو روایت صحیحه است: یکی صحیحه «هشام» و دیگری صحیحه «جمیل بن درّاج».
   
ج۹۵-تطهیر مخرج غائط
1390/01/24 ه.ش -  9 جمادی الاول 1432 ه.ق
مطلب بعدی راجع به تطهیر مخرج غائط است. در تحریر در این باره آمده است: «و يتخير في مخرج الغائط بين الغسل بالماء و المسح بشي‌ء قالع للنجاسة كالحجر و المدر و الخرق و غيرها» که در ادامه آمده است: «و الغسل أفضل، و الجمع بينهما أكمل»؛ درباره این عبارت تحریر چند بحث مطرح است:
   
ج۹۴-تطهیر مخرج طبیعی و غیر طبیعی بول
1390/01/23 ه.ش -  8 ربیع الثانی 1432 ه.ق
بحث ما در باب تطهیر مخرج بول و درباره فرع آمده در تحریر بود که «و إن كان الأقوى كفاية المرة في الرجل». در جلسه گذشته عرض کردم علّت این¬که ایشان قید رجل را آورده¬اند، به دلیل دو روایتی است که در این باره وجود دارد: یکی موثّقه «یونس» و دیگری روایت «نشیط» که هر دو درباره رجل بود و مستند کفایت مرّه در تطهیر مخرج بول در رجال هم اطلاق همین دو روایت بود.
   
ج۹۳-تکمیل و جمع‎بندی روایات باب
1390/01/22 ه.ش -  7 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث راجع به روایاتی بود که قائلین به کفایت مرّه در تطهیر مخرج بول، برای اثبات نظر خود به آن¬ها استدلال کرده اند. روایت هشتم: روایت دیگری که به آن استناد شده، حدیث اوّل باب سیزدهم احکام خلوت است: «مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ الْمُغِيرَةِ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ(علیه السّلام) قَالَ: قُلْتُ لَهُ لِلِاسْتِنْجَاءِ حَدٌّ؟- قَالَ: لَا يُنَقَّى ‏مَا ثَمَّةَ- قُلْتُ: فَإِنَّهُ يُنَقَّى مَا ثَمَّةَ وَ يَبْقَى الرِّيحُ- قَالَ: الرِّيحُ لَا يُنْظَرُ إِلَيْهَا».
   
ج۹۲-بررسی ادلّه مره در تطهیر مخرج بول۲
1390/01/21 ه.ش -  6 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث ما درباره این مطلب بود که آیا برای تطهیر مخرج بول، تعدّد تغسیل معتبر است یا وحدت تغسیل کفایت می¬کند. کسانی که قائل به وحدت تغسیل هستند، به روایاتی استناد کرده¬اند که تعدادی از این روایات را بررسی کردیم.
   
ج۹۱-بررسی ادلّه مره در تطهیر مخرج بول۱
1390/01/20 ه.ش -  5 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث ما درباره تطهیر مخرج بول بود. عرض کردیم که دو قول در این باره وجود دارد. یک قول غسله واحده را کافی می¬دانست و قول دیگر معتقد به لزوم تعدّد بود.
   
ج۹۰-بررسی ادلّه تعدد در تطهیر مخرج بول
1390/01/16 ه.ش -  1 جمادی الاول 1432 ه.ق
بحث ما راجع به تطهیر مخرج بول بود. در تحریر آمده است که «يجب غسل مخرج البول بالماء». سه بحث درباره این عبارت مطرح کردیم. در ادامه می¬فرمایند: «مرتين على الأحوط»؛
   
ج۸۹-ادلّه تطهیر انحصاری بول با ماء
1390/01/15 ه.ش -  30 ربیع الثانی 1432 ه.ق
بحث ما درباره مسأله اوّل فصل استنجاء و در مورد تطهیر مخرج بول بود. عرض کردم که درباره این مسأله چند مطلب قابل طرح است: مطلب اوّل: درباره کلمه «یجب» بود که هم در تحریر و هم در عروة فرموده بودند: «يجب غسل مخرج البول بالماء مرتين على الأحوط». بحث در این بود که آیا این وجوب، غیری است یا نفسی که عرض کردیم غیری است. پس از بیان این¬که این وجوب غیری است و نماز مشروط به طهارت از خبث می باشد، لذا تطهیر مخرج بول هم واجب است، به مطلب دوم کشیده شدیم: مطلب دوم این بود که آیا صحّت وضو هم مشروط به تطهیر از خبث است یا خیر؟ دو دسته روایت در این باب وجود داشت که آنها را بررسی کرده و نتیجه گرفتیم وضو مشروط به تطهیر از خبث نیست.
   
ج۸۸-شرط تطهیر مخرج بول برای وضو
1390/01/14 ه.ش -  29 ربیع الثانی 1432 ه.ق
در مسأله اوّل فصل استنجاء در تحریر چنین آمده است: «يجب غسل مخرج البول بالماء مرتين على الأحوط، و إن كان الأقوى كفاية المرة في الرجل مع الخروج عن مخرجه الطبيعي، و الأفضل ‏ثلاث، و لا يجزي غير الماء». در این مسأله چند مطلب بیان شده است.
   
ج۸۷-دوران امر بین کشف و استقبال
1389/12/23 ه.ش -  9 ربیع الثانی 1432 ه.ق
بحث درباره مسأله حرمت استقبال و استدبار قبله در حال تخلّی بود. در ادامه مسأله‌ پنجم این بحث در تحریر آمده است: «و لو دار أمره بين أحدهما و ترك الستر عن الناظر المحترم اختار الستر». در این مسأله می¬فرمایند که اگر امر دائر بر این شد که اگر شخص بخواهد در هنگام تخلّی ستر عورت کند، باید مستقبل یا مستدبر قبله بنشیند و اگر بخواهد از استقبال و استدبار قبله اجتناب کند باید کشف عورت نماید و امر دائر بین این دو حرام شد، باید کدام¬یک را اختیار کند. در واقع شخص ناچار است که مبتلا به یکی از این دو حرام شود و امر هم دائر بین این دو حرمت است.