+++++++++++++ حدیث شماره 18 - mojtabatehrani.ir
تهران۱۳۹۷/۰۵/۳۰
اذان صبح:۰۳:۵۷
طلوع آفتاب:۰۵:۲۸
اذان ظهر:۱۲:۰۷
غروب خورشید:۱۸:۴۷
اذان مغرب:۱۹:۰۶

حدیث شماره ۱۸

رُوِيَ عَنْ عَلِيٍّ اَميرِالمُوْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ في َوصْفِ اَهْلِ التَّقْوي قالَ:
 يُمْسِي وَ هَمُّهُ الشُّکّرُ وَ يُصْبِحُ وَ هَمُّهُ الذِّکْرُ يَبيتُ حَذِراً وَ يُصْبِحْ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ الغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِما اَصابَ مِنَ الفَضْلِ وَ الرَّحْمَةِ[1]
 
 ترجمه حدیث: حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام فرمودند:
 انساني که مؤمن و اهل تقوا و پرهيزکاري است، کسي است که روز خود را در حالي شب مي کند که تمام همّ او در شبانگاه سپاسگزاري و شکر خداوند است و شب خود را در حالي صبح مي کند که تمام همّ و غمّ او ذکر و ياد خداست. مؤمنِ متّقي روز خود را شب مي کند در حالي که از چيزهايي که او را به غفلت و فراموشي خداوند بکشاند ترسان و هراسناک است و شب خود را صبح مي کند در حالي که خوشحال و شادمان است و اين خوشحالي او به خاطر فضل و رحمتي است که خداوند به او عنايت کرده است.
 
شرح حدیث: انسان هايي که ايمان به خداوند دارند و انجام اوامر و فرامين الهي و دوري از محرّمات و گناهان براي آن­ها ملکه شده است، به راحتي فرامين الهي را انجام و گناهان را ترک مي­کنند و در حالي روز را سپري مي کنند که هرچه را مي بينند نعمت­هاي بي­شمار الهي است. چه نِعَم متّصله و چه منفصله که خداوند به آنها عطا فرموده است. آنان به سپاس و شکر قلبي و زباني و عملي مي پردازند و از شروع صبح به ياد و ذکر، دعا و اعمال خير مي پردازند.
 ذکر و ياد خداوند به اين معنا که همه اعمال عبادي و معيشتي، کسب و کار، تحصيل، تفريح، ورزش، همسرداري، دوستي و رفاقت و... را با ياد خداوند و براي او با اخلاص انجام مي دهد و در روز نگران و ترسان و هراسناک است نکند چيزي او را به غفلت بکشاند و خداوند را فراموش کند و کار و امورات دنيايي او را منحرف نمايد. و شب را که به صبح مي رساند خوشحال و مسرور است از اين که احسان، فضل و کرم الهي شامل او شده و او زنده است تا بتواند توشه­اي براي خود فراهم نمايد و يا اگر نعوذبالله خطا و گناهي انجام داده، توبه و جبران نموده و مورد غفران و بخشش الهي قرار بگيرد.
 مؤمن اهل شکر است و اهل شکايت نيست. عده­اي اهل شکايت هستند و خودشان هم نمي دانند. با کم شدن و يا نرسيدن موارد مادي و خواسته هاي خودشان (که از مصلحت و امتحان الهي يا بر اثر دوري از خداوند و انجام گناه مي باشد) لب به گِله و شکايت مي گشايند که همين ناسپاسي توفيقات زيادي را از انسان سلب مي کند. بالاترين مصيبت دنيا و آخرت اين است که خداوند ياد خود را از بنده اش گرفته و او را مشغول و سرگرم به دنياي خود کند که اين بلاي جهنّمي مصيبت در دين است. ان شاءالله خداوند مصيبت ما را در دين قرار ندهد!


[1]     نهج البلاغه، خطبه 193، خطبه همّام