+++++++++++++ ج131-مسائل وضو 7 - mojtabatehrani.ir
تهران۱۳۹۵/۱۱/۰۲
اذان صبح:۰۵:۴۴
طلوع آفتاب:۰۷:۱۱
اذان ظهر:۱۲:۱۶
غروب خورشید:۱۷:۲۰
اذان مغرب:۱۷:۴۰

     

ج۱۳۱-مسائل وضو ۷

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم
 
بحثی که در مسأله یازدهم و دوازدهم تحریر مطرح شده است، در ذیل همان مسأله دهم قرار دارد؛ متن این دو مسأله را که در باب واجبات وضو است مورد بحث قرار می­دهیم. غسلتان که از واجبات وضوست را مورد بحث قرار دادند و لذا وارد مسحتان می­شوند:
«و أما مسح الرأس فالواجب مسح شي‌ء من مقدمه، و الأحوط عدم الاجتزاء بما دون عرض إصبع، و أحوط منه مسح مقدار ثلاثة أصابع مضمومة، بل الأولى كون المسح بالثلاثة، و المرأة كالرجل في ذلك».
ایشان درباره مسح سر می­فرماید که واجب است شیئی از مقدّم رأس را مسح کنند. بعد می­فرماید احوط این است که به کمتر از عرض اصبع اکتفاء نکند. ظاهر از این احوط، احوط وجوبی است؛
در اینجا یک بحث درباره اصل مسح رأس مطرح است که ظاهراً از ضروریّات فقه ماست و هیچ اختلافی در اصل آن نیست؛ بله! در خصوصیّات آن اختلاف وجود دارد، امّا نسبت به اصل مسح رأس اصلاً و ابداً اختلافی نیست و هم کتاب و هم سنّت بر آن دلالت می­کند: «إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُءُوسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ». صریحاً آمده است که رأس باید مسح شود.
بررسی مقدار عرضی ممسوح
آنچه در این باب مورد بحث است، بحث مقدار عرضی ممسوح است. چه مقدار از سر از نظر عرضی باید مسح شود؟ از نظر طولی بحث دیگری است. ایشان هم تصریح به بحث عرضی می­کند. در اینجا دو مطلب در تحریر شده است:
مطلب اوّل: این­که ایشان می­فرماید «فالواجب مسح شي‌ء»؛ مسح شیئ یعنی این­که فقط صدق مسح کند؛ بعد می­فرماید احوط این است که به کمتر از عرض اصبع اکتفاء نکند. در عروة آمده است: «و يكفي المسمى و لو بقدر عرض إصبع واحدة أو أقل».[1] که کاملاً به این مطلب اشاره می­کند که اقلّ از عرض اصبع هم می­توان مسح انجام داد.
قول به کفایت صدق عرفی در مقدار عرضی ممسوح
امّا آنچه در بین فقهای ما معروف می­باشد این است که مسح واجب در وضو، اقلّ آن مقداری است که مسح با آن تحقّق پیدا کند؛ یعنی عرف بگوید که مسح انجام شده است. حالا می­خواهد عرض
آن به مقدار اصبع باشد و یا کمتر؛ یعنی اوّلین مراتب از وجود مسح صدق کند و گفته­اند این مسأله هم اجماعی است و حتّی گفته­اند که نقل اجماع هم به طور استفاضه است.
در اینجا این نکته را دقّت کنید و من هم مکرّر عرض کرده­ام که ما وقتی سراغ اجماع می­رویم که دلیل اجتهادی لفظی نداشته باشیم و اگر چنین دلیلی وجود داشت، اجماعات ما از کار می­افتند. به دلیل این­که حجیّت اجماع بر این مدار می­چرخد که کاشف از سنّت معتبره باشد و وقتی سنّت معتبره در داست داریم، جای تمسّک به اجماع نیست؛ لذا می­ریم سراغ آنچه پشتوانه اجماع و فتوای فقهاست که در اینجا هم همین کار را می­کنیم و میرویم سراغ ادلّه لفظیّه اجتهادیّه و دلالت آنها را بررسی می­کنیم.
گفته­اند اطلاق کتاب، یعنی آیه شریفه همین معنا را اقتضاء می­کند. یعنی اقلّ مقداری که عرفاً مسح با آن متحقّق می­شود کافی است. از طرفی هم از نظر سنّت، روایت صحیحه­ای وجود دارد که به آن تمسّک می­کنند. البتّه این صحیحه در ذیل آیه شریفه وارد شده است و کأنّه آیه شریفه را تفسیر کرده است و از این صحیحه استفاده می­شود که مسح در آیه متحقّق می­شود به اقلّ آنچه که مسح به وسیله آن متحقّق می­شود؛ اگر چه اقلّ از عرض اصبع ­واحده باشد؛ یعنی به وسیله این صحیحه برای آیه اطلاق درست کرده­اند؛
امّا صحیحه: حدیث اوّل باب بیست و سوم از ابواب وضو است: «مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي‌ جَعْفَرٍ(علیه­السّلام) أَ لَا تُخْبِرُنِي مِنْ أَيْنَ عَلِمْتَ وَ قُلْتَ- أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ وَ بَعْضِ الرِّجْلَيْنِ- فَضَحِكَ فَقَالَ يَا زُرَارَةُ قَالَهُ رَسُولُ اللَّهِ(صلی­الله­علیه­وآله)- وَ نَزَلَ بِهِ الْكِتَابُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَالَفَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ - فَعَرَفْنَا أَنَّ الْوَجْهَ كُلَّهُ يَنْبَغِي أَنْ يُغْسَلَ- ثُمَّ قَالَ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ - فَوَصَلَ الْيَدَيْنِ إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ بِالْوَجْهِ- فَعَرَفْنَا أَنَّهُ يَنْبَغِي لَهُمَا أَنْ يُغْسَلَا إِلَى الْمِرْفَقَيْنِ- ثُمَّ فَصَلَ بَيْنَ الْكَلَامِ فَقَالَ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ - فَعَرَفْنَا حِينَ قَالَ بِرُءُوسِكُمْ- أَنَّ الْمَسْحَ بِبَعْضِ الرَّأْسِ لِمَكَانِ الْبَاءِ- ثُمَّ وَصَلَ الرِّجْلَيْنِ بِالرَّأْسِ- كَمَا وَصَلَ الْيَدَيْنِ بِالْوَجْهِ- فَقَالَ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ - فَعَرَفْنَا حِينَ وَصَلَهُمَا بِالرَّأْسِ أَنَّ الْمَسْحَ عَلَى بَعْضِهِمَا- ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی­الله­علیه­وآله) لِلنَّاسِ فَضَيَّعُوهُ‌».[2]
در این حدیث حضرت به زیبایی و وضوح وضو را تبیین می­کنند. درباره غسل وجه و عطف ید بر وجه می­فرماید که همه اینها باید غسل شود و درباره مسح می­فرماید که از تعبیر «برؤوسکم» متوجّه می­شویم که بعض رأس باید مسح شود؛ چون مَسَح، بنفسه متعدّی می­شود و برای تعدّی نیازی به «باء» ندارد. هم غسل متعدّی بنفسه است و هم مسح. در قسمت اوّل آیه که درباره غسل است، آمده «وجوهکم و ایدیکم» و اگر می­خواست تمام رأس و ارجل مسح شود باید مانند غسل می­فرمود «وامسحوا رؤوسکم»؛ لذا از آوردن «باء» معلوم می­شود که مطلبی مورد نظر بوده است. حضرت خودشان می­فرماید که مقصود چه بوده است: این­که همه وجه را باید شست ولی لازم نیست همه رأس مسح شود.
در اینجا گفته­اند که شما می­خواهید با این صحیحه زمینه سازی کنید و برای آیه اطلاق درست کنید؛ یعنی می­خواهید بگویید آنچه میزان مسح در آیه است، بعض رأس می­باشد و این بعض هر چقدر می­خواهد باشد. این عبارت «هر چه می­خواهد باشد» همان اطلاق آیه است. یک وقت ممکن است بگوییم که بعض رأس مراد است ولی اطلاق ندارد که ممکن است نصف یا یک چهارم آن باشد ولی اگر بگوییم اطلاق دارد، یعنی هر قدر که باشد و با این صحیحه می­خواهید اطلاق درست کنید برای آیه­ای که می­گوید بعض از رأس باید مسح شود و نه تمام آن.
ما می­گوییم بله! اگر قرار باشد به وسیله صحیحه اطلاقی برای آیه درست شود، باید ببینیم صحیحه در مقام بیان چیست. چون در صورتی می­توانیم اطلاق گیری کنیم که صحیحه در صدد بیان آن جهت باشد. اینجا دو مطلب وجود دارد: مطلب اوّل این­که آیا مسح سر باید بتمامه باشد؟ در جواب می­گوییم خیر و مسح بعض آن کافی است. مطلب دوم این­که حالا که قرار است بعض رأس مسح شود، آیا این بعض قرار است هر چقدر باشد یا خیر؟ بلکه باید مقدار خاصّی مثلاً عرض انگشت باشد؛ صحیحه در صدد بیان کدام­یک از اینها است؟ گفته­اند صحیحه درصدد بیان مطلب اوّل است و آن مطلبی که ما به دنبال آن هستیم، مطلب دوم می­باشد. شاهد و قرینه هم در خود صحیحه است. آخرین جمله­ای که در رسائل نقل شده شاهد بر این است: «ثُمَّ فَسَّرَ ذَلِكَ رَسُولُ اللَّهِ(صلی­الله­علیه­وآله) لِلنَّاسِ فَضَيَّعُوهُ». از این عبارت متوجّه می­شویم که صحیحه وارد شده است برای ردّ نظر. توضیح مطلب این­که از مواردی که ما با عامّه اختلاف داریم اینجاست. عامّه قائل به مسح تمام سر هستند و ما می­گوییم بعض رأس باید مسح شود. لذا صحیحه درصدد ردّ حرف آنهاست که همه سر لازم نیست مسح شود. لذا اصلاً در مقام بیان این نیست که آن مقدار مسح چه اندازه باید باشد. بنابراین به وسیله صحیحه نمی­توانیم برای آیه اطلاق درست کنیم و بگوییم آیه اطلاق دارد و مسح سر هر مقداری که باشد کافی است؛ یک اصبع باشد یا کمتر از آن و صدق عرفی کافی است.
یک بحثی در اینجا مطرح شده که حاج­آقارضا آن را بیان می­کند و ما هم به اختصار طرح می­کنیم. در این صحیحه آمده است «لِمَكَانِ الْبَاءِ»؛ یعنی «باء» به معنای تبعیض است؛ مانند «من» تبعیضیّه. گفته­اند خود «باء» به معنای تبعیض نیست و موضوعٌ­له آن تبعیض نمی­باشد. لذا رفته­اند سراغ نحوییین و خود حاج­آقارضا از سیبویه نقل می­کند که «باء» اصلاً به معنای تبعیض نیست. ایشان از علّامه هم نقل کرده که علاّمه با استناد به قول سیبویه، «باء» به معنای تبعیض را رد کرده است. لذا در اینجا برای این­که بگوییم معنای تبعیض به دست می­آید چند وجه بیان شده است. من می­خواهم این نکته را عرض کنم که هرچه باشد، آن چیزی که از نظر حکم فقهی به درد ما می­خورد، ربطی به «باء» ندارد. می­خواهد «باء» به معنای تبعیض باشد یا نباشد؛ استعمال آن حقیقی باشد و یا مجازی. آن چیزی که برای ما مفید است این نکته می­­باشد که در خود صحیحه به صراحت آمده است که باید بعض رأس مسح شود؛ حالا دلیل این مطلب چیست و این­که از «باء» استفاده می­شود یا خیر به درد نمی­خورد. این مطلب به صراحت در صحیحه آمده است و همین برای ما کافی است. حالا این­که بخواهیم بدانیم سیبویه یا زمخشری یا ابن جنّی چه گفته است به درد ما نمی­خورد. بلکه حکم شرعی برای ما مهم است و حکم شرعی در متن صحیحه آمده است که بعض رأس باید مسح شود.
البتّه این مطلب را هم از صحیحه نمی­توانیم به دست بیاوریم که این بعض هر مقداری باشد کافی است.
در اینجا روایاتی وجود دارد که آنها مطرح کرده­اند و خواسته­اند از آنها استفاده کنند که این مسح به هر مقداری باشد کافی است؛ یعنی اندازه عرضی مسح به مقدار خاصّی تقدیر نشده است. یکی از این روایات صحیحه «زراره و بکیر» است که حدیث سوم باب پانزدهم از ابواب وضو است که در این روایت وضوی پیامبر نقل شده و در آن آمده است: «فَإِذَا مَسَحَ بِشَيْ‌ءٍ مِنْ رَأْسِهِ أَوْ بِشَيْ‌ءٍ مِنْ قَدَمَيْهِ مَا بَيْنَ الْكَعْبَيْنِ إِلَى أَطْرَافِ الْأَصَابِعِ فَقَدْ أَجْزَأَهُ». از تعبیر «مسح بِشَيْ‌ءٍ» استفاده کرده­اند که تقدیر خاصّی برای مسح رأس بیان نشده و صرف مسح به هر اندازه­ای که باشد کافیست.
 


[1].  العروة الوثقى؛ ج‌: 1، ص: 208
[2]. وسائل الشيعة، ج:‌1، ص: 412