+++++++++++++ ج119-کیفیّت «شستن وجه از بالا» - mojtabatehrani.ir
تهران۱۳۹۶/۰۷/۰۱
اذان صبح:۰۴:۲۹
طلوع آفتاب:۰۵:۵۳
اذان ظهر:۱۱:۵۷
غروب خورشید:۱۸:۰۰
اذان مغرب:۱۸:۱۸

     

ج۱۱۹-کیفیّت «شستن وجه از بالا»

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم
 
بحث ما راجع به وضو و درباره این مطلب بود که آیا در غسل وجه، مسح «من الأعلی إلی الأسفل» ‏واجب است یا خیر.‏
از مجموعه مباحث به این نتیجه رسیدیم که نه تنها علی الأحوط، بلکه علی الأقوی غسل وجه باید از ‏بالا به پایین باشد.
احتمالات درباره کیفیّت غسل من الأعلی إلی الأسفل
امّا در باب کیفیّت غسل «من الأعلی إلی الأسفل» چهار احتمال داده شده که بعضی ‏از فقهای ما هم به سمت این احتمالات رفته­اند.‏
احتمال اوّل: قید ‏«من الأعلی إلی الأسفل» ‏صرفاً برای شروع غسل باشد
 این­که قید «من الأعلی إلی الأسفل» فقط جنبه شروعی دارد و نه اتمامی. یعنی واجب است ‏شروع غسل وجه از بالا و «مِن ‌قصاص الشعر إلی ‌الأسفل» باشد و به مقداری که صدق کند که از بالا شروع شده است. همین که ‏صدق غسل از بالا به پایین شد، در بقیّه وجه هر طور که خواست می­تواند غسل کند. از بالا به پایین ‏، پایین به بالا، راست به چپ یا چپ به راست باشد فرقی ندارد. البتّه به حسب خطوط می­توان ‏جهات متعدّد بیان کرد. ولی ما این چهار جهت را عرض کردیم. لذا فقط آنچه مهم است این می­‏باشد که هنگام شروع غسل از قصاص شعر شروع کند و در بقیّه غسل هر طور که شد کافیست و ‏لزومی ندارد که از بالا به پایین باشد. چون آنچه ما از دلیل به دست آوردیم وجوب غسل از اعلی به ‏اسفل بود که با همین مقدار صدق کرده و حاصل می­شود.
 جواب این احتمال آنست که همه این ‏روایاتی که درباره حکایت وضوی پیغمبر نقل کردیم آبی است از احتمال این­که قید اعلی به اسفل ‏فقط برای شروع غسل باشد. حتّی نمی­توانیم روایات دیگری را که در باب وضو وارد شده بود و در آن ‏حکایت فعل پیغمبر اکرم نبود و صرف بیان وضو بود و قید اعلی الی الاسفل در آنها آمده بود، ‏حمل بر این معنا کنیم که قید اعلی الی الاسفل فقط برای شروع وضو ‏است و ظاهراً اگر این روایات را به دست کسی بدهیم این معنا را نمی­فهمد.‏
در اینجا لازم است من دفع دخلی بکنم. یک وقت به ما اشکال نکنید که شما وجوب غسل وجه از ‏بالا به پایین را از روایات استفاده نکردید و از تسالم اصحاب و سیره عملی آنها استنباط نمودید، لذا ‏نمی­توانید به این روایات استدلال کرده و بگویید آنچه از این روایات استنباط می­شود این است که ‏غسل از بالا به پایین صرفاً برای شروع نیست. زیرا ما می­گوییم بله، درست است که از این روایات وجوب غسب از بالا به پایین استنباط نمی­شود، امّاما این روایت را حمل بر استحباب و افضل افراد وضو کردیم ‏و ظاهراً کسی منکر این استحباب نشده است و فضیلت آن را کسی انکار نکرده است. امّا میان ‏فقهایی که قائل به استحباب این قید شده­اند هیچ فقیهی نداریم که گفته باشد این استحباب فقط ‏برای شروع غسل وجه است.‏
در اینجا بحث ما درباره فهم از این عبارت من الأعلی الی الأسفل است که آیا صرف شروع غسل وجه را ‏در بر می­گیرد یا پس از شروع را هم شامل می­شود. حالا می­خواهد از بالا به پایین ‏غسل کردن مستحب باشد یا واجب. لذا عرض می­کنیم که اگر این وجوب را فقط برای شروع غسل بدانیم، با ادلّه­‏ای که در دست داریم ناسازگار است.
گذشته از این مطالب اگر ما فقط در موقع شروع، آب را از بالا به پایین ‏ریختیم، شک می­کنیم که آیا وظیفه و تکلیف خود را انجام داده­ایم یا خیر؛ یعنی در مکلّفٌ­به ‏شک می­کنیم؛ یعنی اگر قائل به وجوب غسل از بالا به پایین شدیم و در ابتدای غسل از بالا به پایین ‏ریختیم، ولی در ادامه هر طور که خواستیم غسل کردیم، شک می­کنیم که آیا به وظیفه خود عمل ‏کرده­ایم یا خیر و در مکلّفٌ­به و نه در تکلیف شک می­کنیم. چون ما به وسیله دلیل، اصل وجوب ‏غسل از بالا به پایین را به دست آورده بودیم و حالا در کیفیّت مکلّفٌ­به شک می­کنیم که مجرای ‏اصل اشتغال است.
احتمال دوم: قید من الأعلی إلی الأسفل جنبه عرضی داشته باشد
یعنی ما از لحاظ عرضی صورت ‏را به دو بخش بالایی و پایینی تقسیم کنیم و بعد بگوییم تا قسمت بالای صورت ‏کاملاً شسته نشده باشد، نباید قسمت پایین را شست. لذا اگر کسی یک طرف صورت را از بالا تا ‏پایین کشید و قسمت بالایی طرف دیگر شسته نشده بود، این قسمت پایینی طرفی که شسته شده هم ‏به درد نخورد و باید ابتدا همه قسمت بالایی را شست و سپس قسمت پایینی را.‏
من در دوره گذشته تدریس فقه از این نوع وضو تعبیر به وضی حلقاتی کردم. یعنی حلقه به حلقه ‏صورت و یدین شسته شود.[1]
امّا این ‏احتمال که غسل من الاعلی الاسفل عرضاً باشد هم با ادلّه سازگار نیست. حالا غیر از این­که اختلال نظام ‏هم لازم می­آید، با ادلّه ما سازگار نیست. زیرا در صحیحه زراره چنین آمده بود: «فَأَخَذَ كَفّاً مِنْ مَاءٍ- فَأَسْدَلَهُ عَلَى وَجْهِهِ - ثُمَّ مَسَحَ وَجْهَهُ مِنَ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً»؛ «أسدله» به­معنای ریختن ‏و فروهشتن است. وقتی انسان آب را بر روی صورت خود می­ریزد، خب این آب پخش می­شود و ‏پایین و بالا می­رود و بعد هم حضرت بر جانبین صورت خود دست می­کشید، یکی این جانب می­‏کشیده و یکی هم جانب دیگر.‏
لذا این احتمال اصلاً با روایات سازگار نیست و اگر این تعبیر را بخواهیم معنا کنیم اصلاً با این ‏احتمال سازگار نیست که حضرت بخواهند دو دست خود را بر جانبین صورت خود بگذارند و آرام ‏ارام این دست را بر صورت بکشند. گذشته از این­که عرض کردم اگر این احتمال را از نظر واقعیّت ‏خارجی هم بخواهیم در نظر بگیریم، چه بسا موجب اختلال نظام بشود. بنابراین نمی­توانیم به این ‏احتمال ملتزم شویم.
احتمال سوم: قید من الأعلی إلی الأسفل جنبه طولی داشته باشد
 این­که ملاک بالا به پایین کشیدن طولی باشد ونه عرضی؛ یعنی لازم ‏نیست که از لحاظ عرضی قید بالا و پایین رعایت شود. بلکه اگر از یک طرف صورت شروع کرده و ‏از بالا به پایین آن طرف را غسل کردیم و بالای طرف دیگر غسل نشده اشکالی نداشته باشد و غسل ‏این طرف صحیح است و بعد می­رویم سراغ طرف دیگر و آنجا را از بالا به پایین مسح می­کنیم. این ‏طور مسح کردن طولی می­شود و نسبتاً کار آسان­تری از مسح عرضی است؛
امّا این احتمال هم باز با ‏ادلّه سازگار نیست. در آن ادلّه­ای که حکایت فعل پیغمبر اکرم(صلی­الله­علیه­وآله) شده است، آمده که حضرت بر ‏روی صورت خود آب می­­ریخته و این آب وقتی بر صورت ریخته می­شود چیزی نیست که ‏ در سرایت قانونمند باشد و بگوییم حتماً از یک جهت حرکت می­کند. بلکه وقتی این آب را بر ‏صورت می­ریزیم، این طرف و آن طرف می­رود و به جهات مختلف پراکنده می­شود. این که در ‏روایات آمده که حضرت بر وجه خود دست می­کشیدند، به این دلیل است که آن آبی که بر روی ‏صورت پخش شده به همه جای وجه برسد و همه وجه تغسیل شود. لذا بعید به نظر ‏می­رسد که غسل از بالا به پایین باید طولی باشد و اینها واقعاً خلاف متعارف هستند.[2]
 
احتمال چهارم: تشخیص کیفیّت غسل من الأعلی إلی الأسفل به عرف واگذار شده
‏احتمال چهارم اینست که بگوییم غسل از بالا به پایین به عرف واگذار شده است. حتّی به نظر من وقتی به عرف می­‏گویید صورت خود را شست و شو بده، لازم نیست به او بگویید که حتماً از بالا به پایین باشد. چون ‏هیچ کس از پایین به بالا دست نمی­کشد و اغلب افراد از بالا به پایین دست می­کشند و این­که برخی ‏گفته­اند این اغلبیّت انصراف درست نمی­کند غلط است؛ زیرا در اینجا فرد نادر که همان از پایین به ‏بالا دست کشیدن است، کالمعدوم می­باشد. لذا حتّی اگر به بچّه­ای هم گفته شود که صورت خود را ‏بشوی از بالا به پایین دست می­کشد. لذا در کیفیّت این­که چگونه از بالا به پایین دست بکشد هم ‏عرف حاکم است و به عرف واگذار شده است. بنابراین هیچ­کدام از احتمالات قبلی که غسل عرضی ‏باشد یا طولی در اینجا جاری نیست و ملاک، نظر عرف است که اگر کسی بر صورت خود دست ‏کشید عرف بگوید که او از بالا به پایین دست کشیده است و از اعلی به اسفل دست کشیدن باید از ‏نظر عرفی صدق کند. بگذریم از این­که من اصل خود از بالا به پایین دست کشیدن را هم عرفی ‏دانستم و این احتمالاتی که درباره غسل از اعلی به اسفل بیان شده که صرف شروع باشد یا طولی ‏یا عرضی، خلاف متفاهم عرفی است و ادلّه ما بر طبق متفاهم عرفی وارد شده است و واگذار به عرف ‏کرده­اند.‏
دلیل واگذاری به عرف هم این است که در هیچ یک از این روایت مطلبی درباره کیفیّت غسل از ‏بالا به پایین نیامده است و شارع گفته اگر من به کسی بگویم که صورت خود را از بالا به پایین ‏بشوی، لازم نیست که به او بگویم چگونه این غسل را انجام بده؛ بلکه خود او می­فهمد که چگونه باید ‏تغسیل کند و این احتمالاتی که بیان شده چیزهایی است که ما خودمان در مدرسه درست کرده­ایم و با ‏واقعّیت خارجی تنافی دارد.
در ادامه این فرع در تحریر آمده است: «نعم لو ردّ الماء منكوسا و لكن نوى الغسل من الأعلى برجوعه جاز». مفاد این عبارت روشن است. ‏مخصوصاً کسانی که تند تند وضو می­گیرند، قهراً امکان این­که آب از پایین به بالا برود وجود دارد. ‏چون ممکن است وقتی می­خواهد دست بر صورت بکشد، وقتی دو مرتبه می­خواهد دست را به ‏بالا ببرد تا به پایین بکشد دست او از پایین به بالا کشیده شود. پس مقصود از این عبارت «لو ردّ الماء منكوسا»، آن است ‏که خود فرد از پایین به بالا دست خود را بکشد و گرنه مقصود پریدن آب از پایین به بالا نیست؛ یعنی ‏وقتی فرد دارد تند تند وضو می­گیرد، دست او به سمت بالا کشیده می­شود و دلیل این­که اشکالی ‏ندارد آنست که چون در این حرکت قصد وضو ندارد. چون رکن اساسی این اعمال آنست که به ‏قصد وضو باشد و صرف شست و شو کافی نیست. چون وضو از امور تعبّدی است و نه توسّلی و احکام تعبدیّه متقّوم به نیّت هستند. لذا وقتی غسل ‏وجه منکوساً شد، چون در این حالت نیّت وضو ندارد اشکالی متوجّه فرد نیست و این مسأله درباره ‏غسل یدین هم مطرح است که اگر منکوساً شد اشکالی ندارد. چون قصد وضو در آن حالت ندارد و ‏فقط وقتی که از بالا به سمت پایین می­کشد قصد وضو دارد و در هنگامی که دست او از پایین به بالا ‏کشیده می­شود قصد وضو ندارد. ‏
لذا این استدراک که ایشان کرده­اند استدراک بدی نیست و جنبه توضیحی دارد که یک وقت خیال ‏نکنید اگر دست از پایین به بالا رفت مشکل ساز است. چون وضو از امور تعبّدی است و امور تعبّدی ‏متقّوم به نیّت است. بنابراین وقتی منکوساً مسح می­کنند چون قصد وضو ندارد و می­داند که غسل ‏باید از بالا به پایین باشد، اشکالی ندارد.
o       مسأله 3: «لا يجب غسل ما استرسل من اللحية، أما ما دخل منها في حد الوجه فيجب غسله،و الواجب غسل الظاهر منه من غير فرق بين الكثيف و الخفيف مع صدق إحاطة الشعر بالبشرة و إن كان التخليل في الثاني أحوط، و أما اليدان فالواجب غسلهما من المرفقين إلى أطراف الأصابع و يجب غسل شي‌ء من العضد للمقدمة كالوجه، و لا يجوز ترك شي‌ء من الوجه أو اليدين بلا غسل و لو مقدار مكان شعرة».
عدم وجوب غسل لحیه مسترسل طولی و عرضی
در اینجا به نظرم دو بحث مطرح است. در عروه استرسال لحیه را دوگونه معنا کرده­اند. یکی طولی و یک عرضی. ‏امّا ظهور بحث استرسال لحیه در این است که طولی باشد، هر چند عرضی آن هم ملحق به همان ‏استرسال طولی می­شود. امّا آنچه در این مسأله و حکم مهم می­باشد دلیلی است که اقامه شده.
دلیلی که ‏برای وضو بیان شده آیه شریفه «إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ» است و از این آیه استنباط می­شود که آنچه که محیط وجه شمرده می­شود، باید شسته شود و خارج از ‏محیط وجه لازم نیست غسل شود؛ حتّی به نظر من اگر بخواهیم مقداری دقیق­تر بشویم باید بگوییم، ‏ظاهر آیه فقط دلالت بر غسل بشره می­کند و نه لحیه. تعارف که نداریم. در تمام روایاتی هم که در باب وضو وارد ‏شده و بحث غسل وجه را مطرح کرده، مراد صرف وجه است و لحیه اصلاً جزء وجه به حساب نمی­‏آید؛ یعنی غسل فقط بر بشره صحیح است و اگر بر لحیه انجام شود کافی نیست.
امّا این­که می­گوییم ‏اگر مسح بر لحیه انجام نشد کفایت می­کند، به دلیل خارجی است و الّا اگر بخواهیم فقط الفاظ ‏روایات و آیه را اخذ کنیم، باید بگوییم فقط پوست صورت به عنوان وجه حساب شده و مسح باید بر ‏آن باشد. در ذهن من است که مرحوم آقای حکیم به اجماع تمسّک کرده و می­فرماید اجماع داریم ‏بر این-که لازم نیست آن قسمت مسترسل از لحیه غسل شود. امّا به نظر من اگر بخواهیم به همین ادلّه ‏تمسّک کنیم می­گوییم دلیل داریم که فقط آن مویی که در محیط و منطقه صورت قرار دارد باید ‏شسته شود. بنابراین استرسال طولی و عرضی لحیه از میزانی که باید تغسیل شود خارج می­شوند. ‏لذا آن مقداری از لحیه که از عرض صورت خارج است و مثلاً تا گوش­ها آمده یا از طول صورت ‏بیشتر است، لازم نیست شسته شوند و این دلیل هم حاکم بر آن اجماعی است که مرحوم حکیم آورده­اند؛ یعنی روایات و آیه می­گوید که فقط باید مویی که احاطه به وجه کرده و در منطقه وجه است شسته ‏شود و اجماع می­گوید لازم نیست مقدار مسترسل لحیه غسل شود.‏


[1].  بنابر آنچه که بعضی از ثقات برای من نقل کرده­اند مرحوم میرزا ‏محمّد تقی شیرازی ‏(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) ‏که خیلی محتاط بوده­اند و احتیاطات عجیب و غریبی داشته­اند، این­طور وضو می­گرفته­اند. نقل کرده­اند که ایشان دو ساعت به اذان می­آمده و نزدیک جایی که می­خواسته وضو ‏بگیرد فرش پهن می­کرده و وضوی او یک ساعت طول می­کشیده؛ چون وضوی حلقاتی می­گرفته ‏است. حتّی من شنیده­ام ایشان هر دفعه­ای که می­خواسته نماز بخواند قطب نما می­گذاشته؛ حتّی ‏در جایی که قبلاً نماز خوانده بود تا تحرّی از آنچه در روایات درباره قبله آمده حاصل شود.
[2].  خداوند آقای بروجردی را رحمت ‏کند. می فرمود احتمال بی عار است و همین­طور به ذهن می­آید.