+++++++++++++ ج118-دلیل «شستن وجه از بالا»3 - mojtabatehrani.ir
تهران۱۳۹۶/۰۵/۰۵
اذان صبح:۰۳:۳۰
طلوع آفتاب:۰۵:۰۸
اذان ظهر:۱۲:۱۱
غروب خورشید:۱۹:۱۳
اذان مغرب:۱۹:۳۳

     

ج۱۱۸-دلیل «شستن وجه از بالا»۳

اعوذ بالله من الشیطان الرّجیم؛ بسم الله الرّحمن الرّحیم
 
بحث ما راجع به غسل وجه در وضو و درباره این مطلب بود که آیا واجب است که غسل وجه ‏از بالا به پایین باشد یا خیر. عرض کردیم که مشهور قائل به این وجوب هستند و ادلّه و وجوهی ‏برای اثبات نظر آنها بیان شده.‏
وجه دوم: استدلال به ادلّه اجتهادی برای اثبات وجوب غسل وجه از بالا به پایین
یکی از آن وجوه استناد به روایاتی در این باب بود که من در جلسه گذشته به صورت اختصار این ‏روایات را بیان کردم و سند آنها خوب بود. یکی از این روایات صحیحه زراره است که در آن آمده «عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: حَكَى لَنَا أَبُو جَعْفَرٍ (علیه­السّلام) وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی­الله­علیه­وآله)- - فَدَعَا بِقَدَحٍ مِنْ مَاءٍ- فَأَدْخَلَ يَدَهُ الْيُمْنَى فَأَخَذَ كَفّاً مِنْ مَاءٍ- فَأَسْدَلَهَا عَلَى وَجْهِهِ مِنْ أَعْلَى الْوَجْهِ- ثُمَّ مَسَحَ بِيَدِهِ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً- ثُمَّ أَعَادَ الْيُسْرَى فِي الْإِنَاءِ- فَأَسْدَلَهَا عَلَى الْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ جَوَانِبَهَا- ثُمَّ...»؛
 ‏آنچه در این روایت قابل بحث می­باشد این است که تعبیر «مِنْ أَعْلَى الْوَجْهِ» ظهور در چه چیز دارد؟ ‏بلکه به عقیده ما باید ببینیم نصّ در چیست و بحث درباره ظهور آن نمی­باشد و در این باره باید به ‏تعبیر «مسح» و «أسدل» هم توجّه کرد. درباره این تعبیر «ثُمَّ مَسَحَ بِيَدِهِ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً» ممکن است گفته شود و احتمال داده شود که ‏حضرت برای غسل وجه از دست چپ خود هم کمک می­گرفته­اند؛ یعنی دو دستی صورت خود را ‏غسل کرده­اند. البتّه بی دلیل هم این احتمال مطرح نشده؛ ما در برخی از روایات وضو داریم که ‏حضرت از دست چپ خود هم برای وضو گرفتن کمک گرفته­اند. مثلاً در حدیث یازدهم همین باب پانزدهم از ‏ابواب وضو هم از «بُکیر» و هم از «زراره» نقل شده که «عَنْ بُكَيْرٍ وَ زُرَارَةَ ابْنَيْ أَعْيَنَ أَنَّهُمَا سَأَلَا أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ وُضُوءِ رَسُولِ اللَّهِ ص- فَدَعَا بِطَشْتٍ أَوْ بِتَوْرٍ فِيهِ مَاءٌ فَغَسَلَ كَفَّيْهِ- ثُمَّ غَمَسَ كَفَّهُ الْيُمْنَى فِي التَّوْرِ- فَغَسَلَ وَجْهَهُ بِهَا- وَ اسْتَعَانَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى بِكَفِّهِ عَلَى غَسْلِ وَجْهِهِ»؛ وقتی در این روایت وضوی ‏پیامبر نقل شده این­طور آمده که حضرت از دست چپ خود هم برای غسل وجه کمک می­گرفته­‏اند. پس ظهور این حدیث به طور قوی می­گوید که غسل وجه باید از بالا به پایین باشد.
روایت دیگری که دلالت بر وجوب غسل «من الأعلی إلی الأسفل» دارد حدیث دوم همین باب است که ‏این هم صحیحه «زراره» می­باشد: «عَنْ زُرَارَةَ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ(علیه­السّلام) أَ لَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی­الله­علیه­وآله)- فَقُلْنَا بَلَى فَدَعَا بِقَعْبٍ فِيهِ شَيْ‌ءٌ مِنْ مَاءٍ- فَوَضَعَهُ بَيْنَ يَدَيْهِ ثُمَّ حَسَرَ عَنْ ذِرَاعَيْهِ- ثُمَّ غَمَسَ فِيهِ كَفَّهُ الْيُمْنَى- ثُمَّ قَالَ هَكَذَاإِذَا كَانَتِ الْكَفُّ طَاهِرَةً- ثُمَّ غَرَفَ مِلْأَهَا مَاءً- فَوَضَعَهَا عَلَى جَبِينِهِ - ثُمَّ قَالَ بِسْمِ اللَّهِ وَ سَدَلَهُ عَلَى أَطْرَافِ لِحْيَتِهِ- ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى وَجْهِهِ- وَ ظَاهِرِ جَبِينِهِ مَرَّةً وَاحِدَةً- ثُمَّ غَمَسَ يَدَهُ الْيُسْرَى فَغَرَفَ بِهَا مِلْأَهَا- ثُمَّ وَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُمْنَى- فَأَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ- ثُمَّ غَرَفَ بِيَمِينِهِ مِلْأَهَا- فَوَضَعَهُ عَلَى مِرْفَقِهِ الْيُسْرَى- فَأَمَرَّ كَفَّهُ عَلَى سَاعِدِهِ- حَتَّى جَرَى الْمَاءُ عَلَى أَطْرَافِ أَصَابِعِهِ- وَ مَسَحَ مُقَدَّمَ رَأْسِهِ وَ ظَهْرَ قَدَمَيْهِ- بِبِلَّةِ يَسَارِهِ وَ بَقِيَّةِ بِلَّةِ يُمْنَاهُ-».
حضرت در این روایت خودشان ابتدا به کلام می­کنند که آیا می­خواهی برای تو وضوی پیغمبر را ‏حکایت کنم؟ عدّه­ای در آنجا حضور داشتند وگفتند بله. حضرت کاسه آبی خواستند و در مقابل خود ‏قرار دادند. سپس آستین­های خود را بالا زدند و دست راست خود را ‏در آب قرار دادند و فرمودند «هَكَذَاإِذَا كَانَتِ الْكَفُّ طَاهِرَةً»؛ اگر دست راست نجس نبود این کار بکنید که آب هم نجس نشود. ‏سپس آب را از پیشانی بر روی صورت خود ریختند. ظهور این روایت هم در این است که غسل ‏وجه باید از اعلی به اسفل باشد.
روایت دیگر حدیث دهم همین باب است که آن هم از نظر سند ‏صحیح است و برای زراره می­باشد: « عَنْ زُرَارَةَ بْنِ أَعْيَنَ قَالَ: حَكَى لَنَا أَبُو جَعْفَرٍ (علیه­السّلام) وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ(صلی­الله­علیه­وآله)- - فَدَعَا بِقَدَحٍ مِنْ مَاءٍ- فَأَدْخَلَ يَدَهُ الْيُمْنَى فَأَخَذَ كَفّاً مِنْ مَاءٍ- فَأَسْدَلَهَا عَلَى وَجْهِهِ مِنْ أَعْلَى الْوَجْهِ- ثُمَّ مَسَحَ بِيَدِهِ الْجَانِبَيْنِ جَمِيعاً- ثُمَّ أَعَادَ الْيُسْرَى فِي الْإِنَاءِ- فَأَسْدَلَهَا عَلَى الْيُمْنَى ثُمَّ مَسَحَ جَوَانِبَهَا-»؛ البتّه کسی خیال نکند و احتمال ندهد که چون راوی هر سه زراره است، این سه روایت یکی ‏هستند. خیر! این­طور نیست. چون در دو تای این روایت خود «زراره» از حضرت ‏سؤال می­کند و در یک روایت خود حضرت ابتدا به کلام کرده و می­فرماید می­خواهی ‏برای تو وضوی پیغمبر را حکایت کنم یا خیر. لذا نمی­توان گفت که این سه روایت یکی هستند. ‏پس این روایات که سند آنها تمام و دلالت آنها هم خیلی روشن بود، قابل خدشه نبوده و دالّ بر ‏وجوب غسل وجه از بالا به پایین می­کنند. ‏
اشکال به دلالت روایات:
الف: اجمال روایات
امّا اشکالی که به این روایات کرده­اند این است که این روایات حکایت فعل پیغمبر است و فعل هم ‏اجمال دارد و زبان و لسان ندارد که بتوان به آن تمسّک کرده و بگوییم وضوی حضرت حتماً همین­‏طور بوده است. مرحوم آقای حکیم(رضوان‌الله‌تعالی‌علیه) در مستمسک می­فرماید که چون این روایت حکایت فعل پیامبر ‏است و اجمال دارد، احتمال دارد که حضرت فردی از افراد وضوی پیامبر را نقل کرده و شاید وضوی ‏پیامبر فرد دیگری هم داشته باشد که آن فرد این باشد که می­توان از پایین به بالا هم کشید.
جوابی که ‏به ایشان داده­اند و جواب خوبی هم هست این است که با روایت این­طور برخورد نکنید و نگویید ‏حکایت فعل است و فعل هم اجمال دارد. این حرف­ها درباره این روایات صحیح نیست و نمی­توان گفت که این وضوی ‏منقول، فردی از وضوی پیامبر بوده؛ زیرا حضرت در این روایات در صدد بیان کیفیّات و خصوصّیات وضوی پیامبر بوده­اند. اگر به ‏این روایات دقّت کنید می­بینید که راوی، تمام خصوصیّاتی را که حضرت نقل کرده می­گوید. مثلاً می­‏گوید کاسه آبی بوده و آب آوردند و حضرت این­طور کردند... لذا معلوم می­شود که حضرت در صدد بیان ‏تمام خصوصیّات وضوی پیامبر بوده­اند و اجمالی در روایت نیست. اجمال در جایی در روایت ‏هست که خصوصیّاتی از فعل نقل نشده باشد. ولی در اینجا حضرت در مقام بیان کیفیّت وضو هستند ‏و حتّی راوی تمام مقدّمات را هم نقل می­کند که حضرت فرموده می­خواهی برای تو وضوی پیامبر ‏را نقل کنم. این سخن حضرت یعنی این­که من می­خواهم خصوصیّات وضوی پیامبر را برای تو نقل ‏کنم. روایت صرف نقل اصل وضوی پیغمبر نیست. بلکه یکسری خصوصیّات را هم بیان می­کند و ‏این مطلب قابل انکار نیست که حضرت درمقام بیان کیفیّات وضوی پیغمبر است.
در این باره باید ‏دقّت داشت و میان دو مطلب تفکیک قائل شد.‏ گاهی ممکن است که یکی از حضرات معصومین مثلاً امام صادق(علیه­السّلام) فعلی را انجام می­دهند ‏و راوی مثل «زراره» این فعل را می­بیند و بعد برای ما نقل می­کند. مثلاً می­بیند که حضرت چگونه ‏وضو گرفته­اند و بعد وضوی حضرت را برای ما نقل می­کند. در این موارد می­توانیم بگوییم فعلی ‏که نقل شده اجمال دارد و لسان و بیان ندارد. امّا گاهی ممکن است خود امام صادق یا امام باقر(علیهما­‏السّلام) می­خواهند وضوی پیغمبر را نقل کنند. وقتی این­طور شد، امام خصوصیّات را هم بیان می­کند و ‏در مقام بیان خصوصیّات و کیفیّات وضوی پیامبر است. در اینجا دیگر نمی­توان گفت که این صرف ‏نقل فعل پیامبر است و این فعل بیان ندارد و مجمل است. این­گونه نقل فعل­ها مانند اینست که اساساً ‏روایتی درباره نحوه وضو گرفتن وارد شده است. لذا به نظر من این شبهه­ها وحرف­ها که بگوییم این روایات ‏مجمل می­باشد، مقداری خلط کردن مطالب است و تمام نیست.
ب: این روایات بیانگر افضل افراد وضو است
اشکال عمده­ای که می­‏تواند مطرح شود و همین اشکال هم وارد می­باشد این است که وقتی حضرت می­فرماید که ‏پیغمبر این­طور وضو می­گرفته­اند، شاید این نوع وضو افضل افراد وضو با رعایت مستحبّات بوده است. ‏ضمیمه و قرینه این مطلب هم آنست که حضرت وضوی پیامبر را با تمام خصوصیّات نقل کرده­اند؛ ‏معنای این نقل، لزوماً این نیست که این اعمال در وضو واجب است. بلکه ممکن است مستحب ‏باشد؛ لذا ما نمی­توانیم به طور قطع وجوب این اعمال را از این نقل استنباط کنیم و این مطلب، حرفی قابل ‏قبول است.‏
حتّی در روایت دیگری که در آن وضوی پیغمبر نقل شده، نیامده است که حضرت «من الأعلی­ إلی الأسفل» ‏غسل کرده­اند.‏ همین روایت قرینه بر این مطلب است که در روایات قبلی آن خصوصیّات حمل بر فرد افضل وضو ‏می­شود و نه حمل بر وجوب. در این روایت ترتیبی که در وضو لازم است رعایت شده، امّا این­که ‏حضرت از اعلی الی الاسفل غسل می­کرده­اند اصلاً بیان نشده است. این روایت حدیث چهارم از ‏همین باب پانزدهم ابواب وضو است که «بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ» از امام باقر(علیه­السّلام) نقل می­کند: «وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ دَاوُدَ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ أَبِي أَيُّوبَ عَنْ بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ(علیه­السّلام) (قَالَ) قَالَ: أَ لَا أَحْكِي لَكُمْ وُضُوءَ رَسُولِ اللَّهِ‌(صلی­الله­عیه­وآله)- فَأَخَذَ بِكَفِّهِ الْيُمْنَى كَفّاً مِنْ مَاءٍ- فَغَسَلَ بِهِ وَجْهَهُ ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ الْيُسْرَى كَفّاً - فَغَسَلَ بِهِ يَدَهُ الْيُمْنَى- ثُمَّ أَخَذَ بِيَدِهِ الْيُمْنَى كَفّاً مِنْ مَاءٍ- فَغَسَلَ بِهِ يَدَهُ الْيُسْرَى- ثُمَّ مَسَحَ بِفَضْلِ يَدَيْهِ رَأْسَهُ وَ رِجْلَيْهِ».[1] در این ‏روایت اصلاً خبری از این مطلب نیست که غسل باید از بالا به پایین باشد. اشکال هم نکنید که شاید «بُكَيْرِ بْنِ أَعْيَنَ» در این روایت دقّت نداشته و همه خصوصیّات را بیان نکرده است؛ زیرا در روایتی که هم «بکیر» و ‏هم «زراره» نقل کرده بودند این دقّت بوده ولی چه­طور الآن نباشد.
علاوه بر این مطلب، ما در روایاتی که ‏در باب تعلیم وضو آمده است و افعال وضو را تعلیم داده اصلاً به چنین مطلبی بر نمی­خوریم که ‏غسل وجه حتماً باید از بالا به پایین باشد. این روایات را چه­طور می­خواهید زیر سؤال ببرید!؟
اوّلین روایت دراین­باره حدیث اوّل همین باب پانزدهم از ابواب وضو است: «عَنْ دَاوُدَ بْنِ فَرْقَدٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(علیه­السّلام) يَقُولُ إِنَّ أَبِي كَانَ يَقُولُ إِنَّ لِلْوُضُوءِ حَدّاً مَنْ تَعَدَّاهُ لَمْ يُؤْجَرْ- وَ كَانَ أَبِي يَقُولُ إِنَّمَا يَتَلَدَّدُ - فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ وَ مَا حَدُّهُ- قَالَ تَغْسِلُ وَجْهَكَ وَ يَدَيْكَ- وَ تَمْسَحُ رَأْسَكَ وَ رِجْلَيْكَ». در این روایت ‏حضرت تهدید می­کند و ظاهراً از این جهت قوی­تر از روایات دیگر است. جامع افراد و مانع اغیار است. ‏اگر به سایر روایات هم مراجعه کنید احاطه پیدا می­کنید که در این روایات اصلاً خبری از این مطلب ‏که غسل وجه حتماً باید از بالا به پایین باشد نیست.
وجه سوم: استناد به تسالم اصحاب و سیره متشرّعه‏
بنابراین از این روایاتی که در باب وضو وارد شده ‏است ما نمی­توانیم وجوب غسل وجه از اعلی الی الاسفل را استنباط کنیم و تنها راه برای استفاده این ‏وجوب وجه سوم و دلیل سومی است که اقامه شده که شامل دو بخش است: یکی تسالم اصحاب و ‏فقهاء من القدماء الّا سید المرتضی بر این­که غسل وجه واجب است از اعلی به اسفل باشد.
دقّت کنید ‏که من نگفتم سیره علماء. بلکه تسالم اصحاب و فتاوای آنها بر این مطلب است و نه عمل و سیره ‏آنها. یعنی تسالم اصحاب و تسالم فتوای فقها بر این است که غسل وجه باید از بالا به پایین باشد. همه ‏قدما به غیر از سیّد مرتضی فتوای به این امر داده­اند. لذا این شهرت فتوائیّه آن­قدر قوی است که به ‏راحتی نمی­توان آن را نادیده گرفت.‏
بخش دوم: سیره عملیّه متشرّعه که متّصل به زمان معصوم است دلالت بر وجوب غسل وجه از اعلی به اسفل دارد. آن قبلی بحث شهرت فتوائیّه بین قدما بود و این یکی بحث سیره عملیّه ‏متشرّعه که متّصل به زمان معصوم است که هیچ راه فراری از این دو نیست.‏
برای اثبات وجوب غسل وجه از بالا به پایین یک تقریب دیگری نیز بیان شده؛ گفته­اند اگر به کسی ‏بگویند که صورت خود را بشوی، از نظر عرفی و متعارف آیا صورت خود را از پایین به بالا می­شوید ‏یا از بالا به پایین؟ اگر در آیه شریفه آمده «إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ» و امر شده که صورت­های خود را بشویید، متعارف در عرف از ‏این غسل چیست؟ گفته­اند متعارف از غسل وجه منصرف به غسل از بالا به پایین است و به هر ‏کسی هم که بگویید این را می­فهمد. بله اگر کسی از پایین به بالا چپ به راست یا راست به چپ ‏هم بشوید غسل صدق می­کند؛ امّا منصرف از ادلّه غسل و امر به غسل وجه، غسل از بالا به پایین ‏است و این مقدر هم متعارف می­باشد. لذا می­گوییم دلیل ما که آیه «إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ» است، منصرف به آن غسلی ‏است که متعارف می­باشد و دیگر لازم نیست به ادلّه دیگر تمسّک کنیم.
در این تقریب عدّه­ای آمده­‏اند و به تعبیر خودشان مناقشه صغرویّه و کبروّیه کرده­اند. گفته­اند اوّلاً از نظر صغروی این­که شما ‏گفتید متعارف بین مردم غسل از بالا به پایین است این­طور نیست. در خیلی موارد این طور است که عرف وقتی می­خواهد صورت خود را غسل کند، آب را وسط صورت خود می­ریزد و هیچ وقت ‏از قصاص شعر نمی­ریزد که بعد به پایین بکشد.
از نظر کبروی هم اشکال شده که شما نهایت ‏چیزی که می­گویید این است که اغلب مردم صورت خود را این­طور می­شویند و کبرای این استدلال ‏غلبه است، در حالی­که ما غلبه را حجّت نمی­دانیم و غلبه موجب انصراف ادلّه نمی­شود.
امّا به نظر ‏من هر دو اشکال صغروی و کبروی در اینجا مردود است. در پاسخ این­که گفتید مردم آب را به وسط صورت ‏خود می­ریزند و از این جهت اشکال صغروی کردید، عرض می­کنیم که مگر بحث ما ‏درباره نحوه آب ریختن است که شما بگویید مردم آب را از قصاص شعر نمی­ریزند و تا پایین نمی­‏کشند؟
بحث ما درباره نحوه مسح است. لذا متعارف این­طور است که همان آبی را که به وسط صورت خود ‏می­ریزند از بالا به پایین می­کشند و صورت خود را این­طور مسح می­کنند. لذا این یک مغالطه­ای ‏است که این آقای محترم کرده است و این حرف درست است که متعارف مردم وقتی می­خواهند ‏صورت خود را غسل کنند، علی فرض هم که آب را وسط صورت خود بریزند باز هم همین آب را ‏از بالا به پایین می­کشد و نمی­گذارد پیشانیش خشک باشد. لذا این اشکالی صغروی مردود است. ‏
امّا درباره اشکال کبروی نیز باید عرض کنیم که ما هم قبول داریم که غلبه موجب انصراف نمی­شود ‏و اگر فرد نادری وجود داشت ما نمی­توانیم آن را نادیده بگریم و اغلب افراد را موجب انصراف ‏اطلاق بدانیم. ولی باید عرض کنیم که نادر افراد هم همیشه یکسان نیست و نادر تا نادر افراد ‏داریم. یک وقت ممکن است طبیعتی صد فرد داشته باشد که نود فرد آن به یک شکل و ده فرد آن ‏شکل دیگر هستند. این غلبیّت باعث انصراف اطلاق نمی­شود. امّا گاهی فرد نادر کالمعدوم است و در ما نحن فیه اگر کسی در هنگام شستن صورت خود، آب را از پایین به بالا بکشد این فرد نادر ‏را اصلاً به حساب نمی­آورند و می­گویند که او دیوانه است. لذا نمی­توان این نادر را به حساب ‏آورد و گفت مانع انصراف اطلاق به وسیله اغلب افراد می­شود. این مسائل عرفی است و این افراد ‏نادر اصلاً به حساب نمی­آیند. لذا هیچ­کدام از این مناقشات صغروی و کبروی درست نبوده و هر دو ‏مخدوش است.
ولی دلیل عمده­ای که ما به آن استناد کرده و گفتیم غسل وجه باید از بالا به پایین ‏باشد، عبارت از شهرت فتوائیّه و سیره عملیّه متشرّعه متّصل به زمان معصوم است و با استناد به این ‏دو دلیل چه بسا بتوانیم بگوییم که نه تنها «علی الأحوط»، بلکه «علی الأقوی» غسل وجه باید از بالا به ‏پایین باشد.‏


[1]. وسائل الشيعة، ج:‌1، ص: 389