+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله مناسک حج
 
احکام محصور و مصدود
[779] م - مصدود عبارت است از كسى كه دشمن او را منع كند از عمره يا حج به تفصيلى كه مى‏آيد. و محصور آن است كه به واسطه‏ى مرض ممنوع شود از عمره يا حج.
 
[780] م - كسى كه محرم شد به احرام عمره يا احرام حج،واجب است عمره و حج را تمام كند و اگر نكند در بعضى از صور به احرام باقى خواهد ماند ولى بقاى احرام در بعضى ديگر از صور معلوم نيست.
 
[781] م - اگر كسى احرام عمره را بست و بعد از آن دشمنى يا كسى ديگر از قبيل عمال دولت يا غير آنها او را منع كنند و از رفتن مكه، وراه ديگرى نباشد جز آن راهى كه ممنوع است يا اگر باشد موءونه آن‏را نداشته باشد مى‏تواند در همان محل كه ممنوع شده يك شتر يا يك گاو يا يك گوسفند قربانى كند و از احرام خارج شود، و احتياط واجب آن است كه به نيت تحليل قربانى كند، وبه احتياط واجب قدرى از مو يا ناخن خود را بگيرد، و در اين صورت بر او همه چيز حلال مى‏شود حتى زن.
 
[782] م - اگر كسى به احرام عمره وارد مكه شد ودشمن يا كسى ديگر او را از به جا آوردن اعمال عمره منع كرد همان حكم مسأله پيش را دارد ، بلكه بعيد نيست كه اگر از طواف يا سعى نيز منع كند همين حكم را داشته باشد.
 
[783] م - كسى را كه به واسطه‏ى بدهكارى كه ندارد بدهد، حبس كنند يا به ظلم حبس كنند حكم سابق را دارد.
 
[784] م - اگر بعد از احرام براى رفتن به مكه يا اجازه به جا آوردن اعمال، پولى مطالبه كنند پس اگر داشته باشد بايد بدهد، مگر آن كه حرجى باشد، و اگر نداشته باشد يا حرجى باشد ظاهراًحكم مصدود را داشته باشد.
[785] م - اگر از يك طريق مصدود شد و راه ديگرى هست كه باز است و مخارج رفتن از آن راه را دارد به احرام باقى بماند واز آن راه برود، و اگر از آن راه رفت و حج او فوت شد بايد عمره‏ى مفرده به جا آورد و از احرام خارج شود.
 
[786] م - اگر شخص مصدود خوف آن داشته باشد كه اگر از راه ديگر برود به حج نمى‏رسد نمى‏تواند عمل شخص مصدود را بكند و مُحِل شود، بلكه بايد به راه ادامه دهد و صبر كند تا فوت محقق شود و با عمره‏ى مفرده متحلل شود.
 
[787] م - تحقق پيدا مى‏كند مصدود بودن در حج به اين كه به هيچ يك از وقوف اختيارى واضطرارى عرفه و مشعر نرسد، بلكه تحقق پيدا مى‏كند اگر نرسد به چيزى كه به فوت آن، حج فوت مى‏شود هر چند از روى علم وعمد نباشد، وصور آن سابق ذكر شد، بلكه ظاهراً تحقق پيدا كند به اين كه بعد از وقوفين منع كنند او را از منى و مكه و نتواند نايب بگيرد، و ظاهر آن است كه به منع از اعمال منى به تنهايى صدّ محقق نمى‏شود و لذا اگر قادر به انجام اعمال پس از منى نيست، بايد براى انجام آن نايب بگيرد؛ ولو در سال بعد باشد.
 
[788] م - كسى كه مصدود شد از آمدن به مكه يا از اتمام اعمال يا از به جا آوردن اعمالى كه به ترك آنها حتى به غير عمد حج باطل مى‏شود و به دستورى كه گفته شد از احرام خارج شد،اگر حج بر او مستقر شده بوده يا آن كه در سال ديگر مستطيع است و حج واجب را به جا نياورده بايد بعد از رفع منع دوباره به حج برود واعمالى كه نموده كافى از حجة الاسلام نيست.
 
[789] م - كسى كه مصدود است اگر اميد بر طرف شدن مانع را داشته باشد بلكه گمان آن را هم داشته باشد مى‏تواند به دستورى كه گفته شد از احرام خارج شود، گرچه احتياط مستحب آن است كه تا اميد برطرف شدن مانع از بين نرفته است. صبر كند.
 
[790] م - كسى كه احرام عمره بست و به واسطه‏ى مرض نتوانست برود به مكه اگر بخواهد مُحِل شود بايد هدى كند، وبه احتياط واجب هدى يا پول آن‏را بفرستد به وسيله‏ى امينى به مكه وبا او قرار داد كند كه در چه روز و چه ساعتى آن‏را در مكه ذبح كند و وقتى كه روز وساعت موعود رسيد تقصير كند، پس از آن هر چه بر او حرام شده بود حلال مى‏شود مگر زن، و احتياط آن است كه در ذبح، هم نايب و هم منوب عنه قصد تحليل كنند.
 
[791] م - كسى كه احرام حج بست و به واسطه‏ى مرض نتوانست برود براى عرفات و مشعر، بايد هدى كند، و به احتياط واجب هدى يا پول آن‏را بايد بفرستد به منى كه در آنجا ذبح كنند و مواعده كنند كه روز عيد ذبح شود و در آن وقت تقصير كند، پس هر چه بر او حرام شده بود حلال مى‏شود مگر زن.
 
[792] م - كسى كه حج واجب به عهده او است و به واسطه‏ى مرض، محصور شد زن بر او حلال نمى‏شود مگر آن كه خودشبيايد و اعمال حج را به جا بياورد وطواف نساء بكند، ولى اگر عاجز شد از آمدن، بعيد نيست كفايت عمل نايب براى تحليل زن بر او. و اما كسى كه حج او استحبابى بوده بعيد نيست كفايت طواف نايب از او، ولكن احتياط آن است كه در صورت امكان خودش برود.
 
[793] م - اگر كسى كه با او قرار داده بود ذبح كند نكرده بوده و شخص محرم در روز موعود مُحِل شد و با زن هم نزديكى كرد معصيت نكرده و كفاره هم ندارد، لكن بايد باز هدى يا پول را بفرستد و مواعده كند و بايد از زن اجتناب كند، و احتياط واجب آن است كه از وقتى كه معلوم شد عمل نشده اجتناب كند گر چه محتمل است كه وجوب اجتناب از وقتى باشد كه شخص را مى فرستد براى ذبح.
 
[794] م - تحقق محصور بودن مثل تحقق مصدود بودن است كه گذشت.
 
[795] م - اگر مريض بعد از آن كه هدى يا پولش را فرستاد حالش خوب شد به‏طورى كه توانائى رفتن به مكه را داشت بايد برود، پس اگر محرم به احرام تمتع است و به وقت رسيد، اعمال عمره و حج را به جا مى‏آورد و اگر وقت تنگ شد به‏طورى كه اگر بخواهد عمره به جا بياورد وقوف به عرفات فوت مى‏شود بايد برود به عرفات و حج افراد به جا بياورد، و احتياط آن است كه قصد عدول كند و بعد از آن عمره‏ى مفرده بكند، و كافى است از حجة الاسلام. و اگر وقتى رسيد به مكه كه حج فوت شده يعنى بهوقت اختيارى مشعر نمى‏رسد عمره‏ى او مبدل مى‏شود به عمره‏ى مفرده و بايد آن را به جا آورد و از احرام خارج شود، و احتياط آن است كه قصد عدول به عمره‏ى مفرده كند، و حج واجب را با وجود شرايط در سال ديگر به جا آورد.
 
[796] م - مصدود به دشمن در حكمى كه براى مريض در مسأله پيش ذكر شده مانند او است.
 
[797] م - كسانى كه مريض نيستند لكن به علت ديگر بعد از احرام نتوانستند به مكه بروند مثل كسى كه پايش يا كمرش شكسته يا به واسطه‏ى خونريزى ضعف بر او مستولى شده حكم مريض را دارند، پس اگر حج فوت شده، عمره‏ى مفرده به جا بياورند و از احرام خارج شوند، و حج اگر واجب بوده با وجود شرايط اعاده كنند.
 
[798] م - زمانى كه بايد مريض مواعده كند براى ذبح در احرام حج، روز دهم است به احتياط واجب و بايد قرار تأخير تا ايام تشريق ندهد، و در احرام عمره‏ى تمتع احتياط آن است قبل از خروج حاج به عرفات باشد.
وَالْحَمْدُ للّه‏ِِ اَوّلاً وَآخِرا وَظاهِرا وَباطِنا وَالسَّلامُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّيِبينَ وَاللَّعْنَ عَلى أَعْدائِهِمْ أَجْمَعينَ.