+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله مناسک حج
 
واجبات رمى
اول - رمي جمره عقبه
يعنى ريگ انداختن به جمره كه نام محلى است در منى.
و در اين‏جا چند مسأله است:
 
[570] م - شرط است در سنگى كه مى‏خواهد بيندازد به آن (حصى) يعنى ريگ گفته شود، پس اگر آن قدر ريز باشد كه ريگ به آن گفته نشود مثل (شن) كافى نيست، و اگر خيلى بزرگ باشد نيز كافى نيست، چنانچه به غير ريگ مثل كلوخ و خزف و اقسام جواهرات نيز جائز نيست، و اما اقسام سنگها حتى سنگ مرمر مانع ندارد.
 
[571] م - شرط است كه سنگها از حرم باشد، وسنگ خارج حرم كافى نيست، و در حرم از هر موضعى كه مباح باشد مى‏تواندبردارد مگر مسجد الحرام او مسجد خيف بلكه ساير مساجد بنابر احوط و مستحب است از مشعر بردارد.
 
[572] م - شرط است كه سنگها بكر باشند، يعنى آنها را كسى ديگرى به وجه صحيح نينداخته باشد اگر چه در سالهاى قبل.
 
[573] م - شرط است كه مباح باشد پس با سنگ غصبى يا آن چه كه ديگرى براى خودش حيازت كرده كافى نيست.
 
[574] م - وقت انداختن سنگ از طلوع آفتاب روز عيد است تا غروب آن و اگر فراموش كرد تا روز سيزدهم مى‏تواند به نيت قضا به جا آورد، و اگر تا آن وقت متذكر نشد احتياطا در سال ديگر خودش يا نايبش بيندازد.
 
[575] م - واجب است در انداختن سنگها چند امر:
 
اول - نيت، با قصد خالص بدون رياء و نمايش دادن عمل به غير كه موجب بطلان مى‏شود.
 
دوم - آن كه آنها را بيندازد، پس اگر برود نزديك و با دست بگذارد به جمره، كافى نيست.
 
سوم - آن كه به انداختن، به جمره برسد. پس اگر سنگ را انداخت و سنگ ديگران به آن خورد وبه واسطه آن يا كمك آن به جمره رسيد كافى نيست، لكن اگر سنگ به جائى بخورد وكمانه كند و به جمره برسد كافى است ظاهراً.
 
چهارم - عدد سنگ‏ريزه‏ها بايد هفت باشد.
 
پنجم - بايد به تدريج يكى يكى عقب هم بيندازد و در اين صورت اگر با هم به جمره بخورد مانع ندارد ولى اگر همه را يا چند عدد را با هم بيندازد كافى نيست اگر چه با هم به جمره نرسد و دنبال هم برسد.
 
[576] م - اگر شك كند كه سنگ را ديگرى استعمال كرده يا نه جائز است به آن بيندازد.
 
[577] م - اگر سنگى را كه در حرم است احتمال بدهد از خارج آورده‏اند اعتناء نكند.
 
[578] م - اگر شك كند به سنگى كه مى‏خواهد بيندازد (حصى‏يعنى ريگ گفته مى‏شود بايد به آن اكتفاء نكند.
 
[579] م - اگر شك كند در عدد انداختن در وقتى كه مشغول عمل است بايد چندان بيندازد تا علم به عدد پيدا كند، و هم چنين اگر شك كند كه سنگى كه انداخت خورد به جمره يا نه بايد بيندازد تا علم به رسيدن پيدا كند.
 
[580] م - اگر سنگى را كه انداخت به جمره نرسيد بايد دو مرتبه بيندازد اگر چه در وقت رمى گمانش آن بود كه رسيده است ، پس اگر پهلوى جمره چيزهاى ديگرى نصب شده و اشتباها به آنها رمى كرده كافى نيست، و بايد اعاده كند اگر چه در سال ديگر به وسيله نايبش.
 
[581] م - اگر چند سنگ را با هم بيندازد مانع ندارد لكن يكىحساب مى‏شود، چه يكى از آنها به محل بخورد يا همه.
 
[582] م - جائز است سواره و پياده سنگ بيندازد.
 
[583] م - بايد سنگ را با دست بيندازد، اگر با پا يا دهان بيندازد كافى نيست و اكتفا كردن با فلاخن، خلاف احتياط است.
 
[584] م - اگر بعد از آن كه سنگ را انداخت و از محل منصرف شد شك كند در عدد سنگها، در صورتى كه شك او بعد از صدق عرفى فراغ باشد، به شك خود اعتنا نكند ولى اگر قبل از آن شك در نقيصه كند بايد برگردد و نقيصه را تمام كند، و در شك در زياده اعتناء نكند.
 
[585] م - اگر بعد از ذبح يا سر تراشيدن شك كند در انداختن سنگ يا در عدد آن اعتناء نكند.
 
[586] م - اگر بعد از فارغ شدن شك كند در اين كه درست انداخته يا نه، بنابر صحت بگذارد، بلى اگر در رسيدن سنگ آخرى به محل شك كند در صورتى كه بعد از صدق عرفى فراغ باشد اعتنا نكند و اگر قبل از آن است بايد تدارك كند، ولى اگر رسيدن را دانست و احتمال داد كه با پا انداخته باشد يا سنگ مستعمل انداخته باشد اعتناء نكند.
 
[587] م - ظن به رسيدن سنگ و عدد آن اعتبار ندارد.
 
[588] م - در انداختن سنگها شرط نيست طهارت از حدث يا خبث و در خود سنگها نيز طهارت شرط نيست.
 
[589] م - از بچه‏ها و بيمارانى كه اميد ندارند تا غروب بهبودى حاصل كنند و كسانى‏كه نمى‏تواند به واسطه‏ى عذرى - مثل اغماء - خودشان رمى كنند، كسى ديگر نيابت كند و در نيابت نيازى به اذن منوب عنه نيست.
 
[590] م - مستحب است بلكه موافق احتياط است كه اگر بشود مريض را حمل كنند و ببرند نزد جمره و در حضور او سنگ بيندازند .
 
[591] م - اگر مريض خوب شد و بى‏هوش به‏هوش آمد بعد از آن كه نايب سنگها را انداخت لازم نيست خودش اعاده كند، و اگر در بين سنگ انداختن خوب شد يا به هوش آمد بايد خودش از سر، سنگ بيندازد، وكفايت كردن به مقدارى كه نايب عمل كرده مشكل است.
 
[592] م - كسانى كه عذر دارند از اين كه روز رمى كنند مى‏توانند شب عمل كنند، هر وقت شب كه باشد.