+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله مناسک حج
 
واجبات سعى
[480] م - واجب است بعد از به جا آوردن نماز طواف سعى كند بين صفا ومروه كه دو كوه معروفند.
 
[481] م - مراد از سعى آن است كه از كوه صفا برود به مروه واز مروه برگردد به صفا.
 
[482] م - واجب است سعى بين صفا ومروه هفت مرتبه باشد كه به هر مرتبه شوط گويند، به اين معنى كه از صفا به مروه رفتن يك شوط است و از مروه به صفا برگشتن نيز يك شوط است.
 
[483] م - واجب است اول از صفا شروع كند و بايد در دور هفتم به مروه ختم شود، و اگر از مروه شروع كند هر وقت فهميد بايد اعاده كند، و اگر در بين سعى بفهمد بايد از سر بگيرد و از صفا شروع كند.
 
[484] م - احتياط آن است كه ابتداء كند از جزء اول صفا و ازآنجا شروع به سعى كند، و در صورتى كه روى كوه برود و همان طور بنحو متعارف سعى كند كفايت مى‏كند.
 
[485] م - در سعى ما بين صفا و مروه جائز است سواره وبر روى محمل، چه در حال اختيار و چه با عذر لكن راه رفتن افضل است.
 
[486] م - طهارت از حدث وخبث و ستر عورت در سعى معتبر نيست گر چه احوط مراعات طهارت از حدث است.
 
[487] م - واجب است سعى را بعد از وطواف و نماز آن به جا آورد، و اگر عمدا پيش از آنها به جا آورد بايد بعد از طواف و نماز آن‏را اعاده كند.
 
[488] م - اگر از روى فراموشى مقدم بدارد سعى را بر طواف اقوى آن است كه آن‏را اعاده كند و هم چنين است اگر از روى ندانستن مسأله مقدم بدارد.
 
[489] م - واجب است رفتن وبرگشتن از راه متعارف باشد، پس اگر از راه غير متعارف به صفا برود يا به مروه سعيش باطل است.
 
[490] م - اگر بين صفا ومروه را دو طبقه يا چند طبقه كنند وتمام طبقات بين دو كوه باشد از هر طبقه جائز است سعى كند اگر چه احوط سعى از همان راهى است كه از اول متعارف بوده.
 
[491] م - اگر طبقه زير زمينى درست شد وكوه صفا ومروهريشه دار بود وسعى بين آندو واقع شد صحيح است على الظاهر، وأحوط سعى از طبقه روى زمينى است.
 
[492] م - واجب است در وقت رفتن به طرف مروه متوجه به آنجا، ووقت رفتن رو به صفا متوجه به آن باشد، پس اگر عقب عقب برود يا پهلو را به‏طرف صفا يا مروه كند و برود باطل است، لكن نگاه كردن به چپ و راست بلكه گاهى به پشت سر اشكال ندارد.
 
[493] م - جائز است به‏جهت استراحت ورفع خستگى، نشستن يا خوابيدن بر صفا يا مروه ، و همين طور جائز است نشستن يا خوابيدن بين آنها براى رفع خستگى و لازم نيست عذرى داشته باشد بنابر اقوى.
 
[494] م - جائز است تأخير سعى از طواف و نماز آن براى رفع خستگى يا تخفيف گرمى هوا، و جائز است بدون عذر تأخير بيندازد تا شب گرچه احتياط در تأخير نينداختن است.
 
[495] م - جائز نيست تأخير انداختن تا فردا بدون عذر از قبيل مرض.
 
[496] م - سعى از عبادات است و بايد آن‏را با نيت خالص براى فرمان خداى تعالى بياورد.
 
[497] م - سعى مثل طواف ركن است و حكم ترك آن از روى عمد يا سهو چنان است كه در طواف گذشت.
 
[498] م - زياد كردن در سعى بر هفت مرتبه از روى عمد موجب باطل شدن آن است به‏تفصيلى كه در طواف گذشت.
 
[499] م - اگر از روى فراموشى زياد كند بر سعى چه كمتر از يك مرتبه يا بيشتر سعى او صحيح است، و بهتر آن است كه زائد را رها كند، گرچه بعيد نيست كه بتواند آن را به هفت مرتبه برساند.
 
[500] م - اگر سعى را كم كند سهوا واجب است آن‏را اتمام كند هر وقت يادش بيايد، و اگر به وطن خود مراجعت كرده و براى او مشقت ندارد بايد مراجعت كند، و اگر نمى‏تواند يا مشقت دارد بايد نائب بگيرد.
 
[501] م - اگر كمتر از يك مرتبه سعى كرد و بقيه را فراموش كرد بياورد، احتياط واجب آن است كه سعى را از سر بگيرد، و اگر بعد از تمام كردن يك مرتبه يا بيشتر فراموش كرد به هفت مرتبه برساند جائز است از همان‏جا سعى را تمام كند، لكن احتياط آن است كه اگر چهار مرتبه را تمام نكرده تمام كند و از سر بگيرد.
 
[502] م - باتمام كردن سعى حلال نمى‏شود بر او آنچه حرام شده بود به واسطه احرام.
 
[503] م - اگر فراموش كرد بعض سعى را در عمره‏ى تمتع پس به گمان اين كه أعمال عمره تمام شده از احرام خارج شد و بعد از آن نزديكى با زنان كرد واجب است برگردد وسعى را تمام كند، و اقوى آن است كه يك گاو براى كفاره ذبح كند.
 
[504] م - اگر فراموش كرد بعض سعى را در عمره‏ى تمتع و تقصير كرد و بعد از آن نزديكى با زنان كرد احتياط واجب آن است كه به دستور مسأله سابق عمل كند، بلكه احتياط واجب آن است كه در اين دو حكم سعى در غير عمره‏ى تمتع را نيز ملحق به تمتع كند در كفاره و اتمام.
 
[505] م - اگر شك كند در عدد رفت وآمدها بعد از تقصير اعتناء نكند، و اگر شك كند بعد از آن كه از عمل فارغ شد ومنصرف شد چون بنا گذارى بر اتمام واعتناء نكردن به شك خالى از اشكال نيست احتياط آن است كه آنچه احتمال نقص مى‏دهد اتمام كند، خصوصا اگر شك در ناقص گذاشتن در اين باشد كه عمدا براى حاجتى ترك كرده است سعى را كه بر گردد و اتمام كند كه در اين صورت وجوب اتمام بعيد نيست، و اگر شك در زياده دارد و مى‏داند ناقص نشده اعتناء نكند.
 
[506] م - اگر بعد از فارغ شدن از سعى يا از هر دورى شك در درست آوردن آن كند اعتناء نكند و سعيش صحيح است، و همين طور اگر در بين رفت وآمد شك در صحيح به جا آوردن جزء پيش كند اعتناء نكند.
 
[507] م - اگر در مروه شك كند كه هفت دفعه رفت و آمد كرده يا زيادتر مثل اين كه شك كند بين هفت و نه اعتناء نكند، و اگر قبل از رسيدن به مروه شك كند كه اين دور هفت است يا كمترظاهرا سعى او باطل است، و هم چنين است هر شكى كه به كمتر از هفت تعلق بگيرد، مثل شك بين يك و سه يا دو و چهار و هكذا.
 
[508] م - اگر طواف را در روزى به جا آورد و روز بعد شك كرد كه سعى كرده است يا نه بعيد نيست بنا گذارى بر آوردن، اگر عالم به مسأله بوده و مى‏دانسته كه نبايد بدون عذر تا روز بعد تأخير بيندازد به شك خود اعتنا نكند والاّ احتياط واجب در آوردن آن است، مگر آن كه بعد از تقصير شك كند كه در اين صورت لازم نيست سعى كند.
 
 
[509] م - كسى كه مى‏دانسته بايد هفت مرتبه بين صفا و مروه سعى كند وبا همين نيت از صفا شروع كرده ولى رفت وبرگشت را يك مرتبه حساب كرده و در نتيجه چهارده مرتبه سعى نموده احتياط آن است كه سعى را اعاده كند اگر چه اقوى كفايت همان سعى است.
 
[510] م - كسى كه بعد از ظهر، طواف و نماز را به جا مى‏آورد و سعى را شب انجام مى‏دهد اگر بدون تأخير عرفى، سعى در شب واقع شود مانع ندارد و احتياط آن است كه تا شب تأخير نيندازد اگر چه اقوى كفايت است.
 
[511] م - سعى در طبقه فوقانى اگر محرز نيست كه بين صفاو مروه است، جايز نيست.