+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله مناسک حج
 
7- هفت شوط زدن
هفتم - آن كه هفت شوط يعنى هفت دفعه دور بزند نه كمتر و نه زيادتر.
 
[416] م - اگر از روى عمد، طواف كننده از اول قصد كند كمتر از هفت دور به جا آورد و يا بيشتر به جا آورد طوافش باطل است اگر چه به هفت دور تمام كند، و كسى كه از روى جهل يا سهو يا غفلت چنين قصدى كرده است اگر قبل از اتمام هفت دور ملتفتشود و به هفت دور تمام كند طوافش صحيح است.
 
[417] م - اگر در اثناء طواف از قصد هفت دور آوردن بر گردد به قصد زيادتر آوردن يا كمتر آوردن، از آنجا كه اين قصد را كرده وهر چه به اين عمل كرده باطل است و بايد اعاده كند، و اگر با اين قصد زيادتر آورد اصل طواف باطل مى‏شود. و احتياط آن است كه طوافش را كامل كند و بعد اعاده نمايد.
 
[418] م - اگر از اول قصد كند كه هشت دور به جا آورد لكن قصدش آن باشد كه هفت دور آن طواف واجب باشد و يك دور قدم زدن دور خانه براى تبرك يا مقصد ديگر باشد طواف او صحيح است.
 
[419] م - اگر گمان كند كه يك دور نيز مستحب است همان طور كه هفت دور مستحب است و قصد كند كه هفت دور واجب را بياورد و يك دور مستحب هم دنبال آن بياورد طواف او صحيح است.
 
[420] م - اگر بعد از طواف واجب كه هفت دوراست به خيال آن كه يك دور نيز مستحبى جداگانه است هشت دور به جا آورد طوافش صحيح است.
 
[421] م - اگر كم كند از طواف واجب چه يك دور يا كمتر يا بيشتر از يك دور از روى عمد واجب است آن‏را اتمام كند ، و اگر نكند حكمش حكم كسى است كه طواف را عمدا ترك كرده – كهدر مسائل فصل چهارم گذشت - به احتياط واجب، وحكم جاهل به مسأله حكم عالم است.
 
[422] م - اگر بعد از كم كردن از طواف كارى كند كه موالات فوت شود حكمش حكم قطع طواف است كه مى‏آيد.
 
[423] م - اگر سهوا از طواف كم كند پس اگر تجاوز از نصف كرده باشد اقوى آن است كه از همانجا تمام كند طواف را در صورتى كه فعل كثير نكرده باشد، والاّ احتياط واجب اتمام و اعاده است.
 
[424] م - اگر سهوا كم كرده وتجاوز از نصف نكرده، طواف را اعاده نمايد، لكن سزاوار نيست ترك احتياط در همه‏ى موارد سهو. بتمام كردن طواف ناقص و اعاده كردن.
 
[425] م - اگر متذكر نشود كه ناقص كرده است طواف را مگر بعد از مراجعت به وطن خود احتياط آن است كه خودش برگردد و اگر نتوانست يا مشكل بود مراجعت، نائب بگيرد.
 
[426] م - در طواف واجب، قران جائز نيست يعنى جائز نيست طواف واجب را با طواف ديگر دنبال هم آورد بدون آن كه بين دو طواف، نماز طواف فاصله شود، و در طواف مستحب مكروه است.
 
[427] م - اگر زياد كند دورى را يا كمتر يا بيشتر از دور بر طواف و قصدش آن باشد كه زياده را جزء طواف ديگر قرار دهد،داخل در قران ميان دو طواف است كه حرام است. و چون فرض مسئله صورت عمد است اگر از ابتداى طواف اول يا در اثناى آن قصد زياده كند، به دليل عدم تمشى قصد قربت، طواف اول باطل است.
 
[428] م - در فرض سابق اگر از اول قصد داشته يا در اثناء طواف قصد زياده كرده باشد احتياط واجب آن است كه طواف اول را اعاده كند، و اگر بعد از تمام شدن، قصد به جا آوردن طواف ديگر براى او حادث شد و به دنبال طواف اول، زياده را آورد اقوى صحت طواف اول است، و احتياط مستحب اعاده است.
 
[429] م - اگر سهوا زياد كند بر هفت دور پس اگر كمتر از يك دور است قطع كند آن را وطوافش صحيح است ، و اگر يك دور يا زيادتر است احوط آن است كه هفت دور ديگر را تمام كند به قصد قربت بدون تعيين مستحب يا واجب ودو ركعت نماز قبل از سعى ودو ركعت بعد از سعى بخواند، ودو ركعت اول را براى فريضه قرار دهد بدون آن كه تعيين كند براى طواف اول يا طواف دوم است.
 
[430] م - جائز است قطع طواف نافله را بدون عذر و اقوى كراهت قطع طواف واجب است بدون عذر و به مجرد خواهش نفس، و احوط قطع نكردن آن است، به اين معنى كه قطع نكند به‏طورى كه ترك بقيه را كند تا موالات عرفيه به‏هم بخورد.
 
[431] م - اگر بدون عذر طواف را قطع كرد احوط آن است كهاگر چهار دور به جا آورده باشد طواف را تمام كند و بعد اعاده كند، واين در صورتى است كه منافى به جا آورده باشد حتى مثل زياد فاصله دادن كه موالات عرفيه بهم بخورد.
 
[432] م - اگر طواف را قطع كند و منافى به جا نياورده باشد اگر بر گردد وتمام كند طوافش صحيح است.
 
[433] م - اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن پيدا شد مثل مرض يا حيض يا حدث بى اختيار پس اگر بعد از تمام شدن چهار دور بوده بعد از رفع عذر برگردد و از همان جا تمام كند و اگر قبل از آن بوده طواف را اعاده كند، و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد.
 
[434] م - اگر شخصى كه به خاطر مرض طواف را قطع كرده نتوانست بجا آورد تا آن كه وقت تنگ شد اگر ممكن است او را حمل كنند و طواف دهند، و اگر ممكن نيست نايب براى او بگيرند. و در هر صورت چنانچه ترك طواف به واسطه‏ى عذر قبل از اتمام دور چهارم بوده طواف را از ابتدا اعاده كند و اگر بعد از آن بوده مقدار باقى مانده را تدارك نمايد.
 
[435] م - اگر مشغول طواف است و وقت نماز واجب تنگ شود واجب است طواف را رها كند و نماز بخواند، پس اگر بعد از چهار دور رها كرد از همان جا طواف را تمام كند، والاّ اعاده كند.
 
[436] م - جائز است بلكه مستحب است قطع كند طواف رابراى رسيدن به نماز جماعت يا رسيدن به وقت فضيلت نماز واجب، و از هر جا قطع كرد از همان جا بعد از نماز اتمام كند، و احتياط آن است كه به دستور مسأله قبل عمل كند، وسزاوار نيست اين احتياط ترك شود.
 
[437] م - اگر بعد از تمام شدن طواف وانصراف از آن شك كند كه آيا طواف را زيادتر از هفت دور به جا آورده يا نه يا شك كند كمتر به جا آورده يا نه اعتناء نكند و طوافش صحيح است، لكن در صورت دوم خالى از اشكال نيست و احتياط ترك نشود.
 
[438] م - اگر بعد از طواف شك كند كه صحيح به جا آورده آن را يا نه مثلاً احتمال بدهد كه از طرف راست طواف كرده يا محدث بوده يا از داخل حجر اسماعيل عليه‏السلام طواف كرده اعتنا نكند، وطوافش صحيح است اگر چه باز در محل طواف باشد و از آن‏جا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، در صورتى كه هفت دور بودن معلوم باشد بى زياده ونقيصه.
 
[439] م - اگر در آخر دور كه به حجر الاسود ختم شد شك كند كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتناء به شك نكند و طوافش صحيح است.
 
[440] م - اگر قبل از رسيدن به حجر الاسود وتمام شدن دور شك كند كه آنچه را دور مى‏زند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است.
 
[441] م - اگر در آخر دور يا اثناء آن شك كند ميان شش و هفت و هر چه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است.
 
[442] م - اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل گذارد، و طوافش صحيح است.
 
[443] م - شخص كثير الشك در عدد دورها اعتناء به شكش نكند و احتياط آن است كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.
 
[444] م - گمان در عدد دورها اعتبار ندارد و حكم شك را دارد.
 
[445] م - اگر مشغول سعى بين صفا ومروه شد و يادش آمد كه طواف به جا نياورده بايد رها كند و طواف كند وپس از آن سعى را اعاده كند.
 
[446] م - اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص به جا آورده بايد برگردد و طواف را از همان‏جا كه ناقص كرده تكميل كند وبر گردد تتمه‏ى سعى را به جا آورد و طواف وسعيش صحيح است، لكن احتياط آن است كه اگر كمتر از چهار دور به جا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد، و هم چنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده كند.
 
[447] م - اگر سهوا يا غفلتا يا جهلاً طواف را بى وضوء به جا آورد طوافش باطل است، و همين طور اگر با حال جنابت يا حيض و نفاس به جا آورد.
 
[448] م - اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند وطواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دو صحيح است.
 
[449] م - در حال طواف تكلم كردن وخنده نمودن وشعر خواندن اشكال ندارد لكن كراهت دارد ومستحب است در حال طواف مشغول دعا وذكر خدا وتلاوت قرآن باشد.
 
[450] م - واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده طرف جلو باشد بلكه جايز است به يمين و يسار نگاه كند و صفحه‏ى صورت را برگرداند بلكه به عقب نگاه كند، و مى‏تواند طواف را رها كند و خانه را ببوسد و برگردد از همان جا اتمام كند.
 
[451] م - جائز است در بين طواف براى رفع خستگى و استراحت بنشيند يا درازا بكشد و بعد از همان جا اتمام كند، ولى نبايد آن قدر طول دهد كه موالات عرفيه به‏هم بخورد، و اگر آن قدر نشست كه موالات عرفيه به هم خورد چنانچه قبل از اتمام نصف بوده است، آن را از ابتدا اعاده نمايد و اگر بعد از آن بوده احتياطا طواف را اتمام و سپس اعاده كند.