+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
مراتب امر به معروف و نهى از منكر
مسأله 2910- براى امر به معروف و نهى از منكر مراتبى است، و جائز نيست با احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پايين، به مراتب ديگر عمل شود.
 
مسأله 2911- مرتبه اول آن كه با شخص معصيت كار طورى عمل شود كه بفهمد براى ارتكاب او به معصيت، اين نحو عمل با او شده است، مثل اين كه از او رو برگرداند، يا با چهره عبوس با او ملاقات كند، يا ترك مراوده با او كند و از او اعراض كند به نحوى كه معلوم شود اين امور براى آن است كه او معصيت را ترك كند.
 
مسأله 2912- اگر در اين مرتبه درجاتى باشد لازم است با احتمال تأثير درجه خفيف تر، به همان اكتفا كند، مثلاً اگر احتمال مى‏دهد كه با تكلم با او، مقصود حاصل مى‏شود، به همان اكتفا كند و به درجه بالاتر، عمل نكند، خصوصا اگر طرف شخصى است كه اين نحو عمل موجب هتك او مى‏شود.
 
مسأله 2913- اگر اعراض نمودن و ترك معاشرت با معصيت كار موجب تخفيف معصيت مى‏شود يا احتمال بدهد كه موجب تخفيف مى‏شود، واجب است اگر چه بداند موجب ترك به كلى نمى‏شود، و اين امر در صورتى است كه با مراتب ديگر، نتواند از معصيت به‏طور كلى جلوگيرى كند.
 
مسأله 2914- مرتبه دوم از امر به معروف و نهى از منكر، امر و نهى به زبان است، پس با احتمال تأثير و حصول ساير شرايط گذشته، واجب است اهل معصيت را نهى كنند، و تارك واجب را به آوردن واجب امر كنند.
 
مسأله 2915- اگر احتمال بدهد كه با موعظه و نصيحت، معصيت كار معصيت را، ترك مى‏كند لازم است اكتفا به آن، و نبايد از آن تجاوز كند.
 
مسأله 2916- اگر مى‏داند كه نصيحت تأثير ندارد، واجب است با احتمال تأثير امر ونهى الزامى كند، و اگر تأثير نمى‏كند مگر با تشديد در گفتار و تهديد بر مخالفت، لازم است لكن بايد از دروغ و معصيت ديگر احتراز شود.
 
مسأله 2917- جايز نيست براى جلوگيرى از معصيت، ارتكاب معصيت مثل فحش و دروغ و اهانت، مگر آن كه معصيت، از چيزهايى باشد كه مورد اهتمام شارع مقدس باشد و راضى نباشد به آن به هيچ وجه، مثل قتل نفس محترمه، در اين صورت بايد جلوگيرى كند به هر نحو ممكن است.
 
مسأله 2918- اگر عاصى ترك معصيت نمى‏كند مگر به جمع ما بين مرتبه اول و دوم از انكار، واجب است جمع به اين كه هم از او اعراض كند، و ترك معاشرت نمايد و با چهره عبوس با او ملاقات كند، و هم او را لفظاً امر به معروف كند و نهى از منكر كند.
 
مسأله 2919- مرتبه سوم توسل بزور و جبر است، پس اگر بداند يا اطمينان داشته باشد كه ترك منكر نمى‏كند يا واجب را به جا نمى‏آورد مگر با اعمال زور و جبر، واجب است لكن بايد تجاوز از قدر لازم نكند.
 
مسأله 2920- اگر ممكن شود جلوگيرى از معصيت به اين كه بين شخص و معصيت حائل شود وبا اين نحو مانع از معصيت شود، لازم‏است اقتصار به آن اگر محذور آن كمتر از چيزهاى ديگر باشد.
 
مسأله 2921- اگر جلوگيرى از معصيت توقف داشته باشد بر اين كه دست معصيت كار را بگيرد يا او را از محل معصيت بيرون كند يا در آلتى كه به آن معصيت مى‏كند تصرف كند، جايز است، بلكه واجب است عمل كند.
 
مسأله 2922- جايز نيست اموال محترمه معصيت كار را تلف كند مگر آن كه لازمه جلوگيرى از معصيت باشد، در اين صورت اگر تلف كند ضامن نيست ظاهراً، و در غير اين صورت، ضامن و معصيت كار است.
 
مسأله 2923- اگر جلوگيرى از معصيت توقف داشته باشد بر حبس نمودن معصيت كار، در محلى يا منع نمودن از آن كه به محلى وارد شود، با مراعات مقدار لازم و تجاوز ننمودن از آن واجب است.
 
مسأله 2924- اگر توقف داشته باشد جلوگيرى از معصيت، بر كتك زدن و سخت گرفتن بر شخص معصيت كار، و در مضيقه قرار دادن او جايز است، لكن لازم است مراعات شود كه زياده‏روى نشود، و بهتر آن است كه در اين امر و نظير آن اجازه از مجتهد جامع الشرايط گرفته شود.
 
مسأله 2925- اگر جلوگيرى از منكرات و اقامه واجبات موقوف باشد بر جرح و قتل، جائز نيست مگر به اذن مجتهد جامع الشرايط با حصول شرايط آن.
 
مسأله 2926- اگر منكر از امورى است كه شارع اقدس به آن اهتمام مى‏دهد و راضى نيست به وقوع آن به هيچ وجه، جايز است دفع آن به هر نحو كه ممكن باشد، مثلاً اگر كسى خواست يك شخص را كه جايز القتل نيست بكشد بايد از او جلوگيرى كرد، واگر ممكن نيست دفاع از قتل مظلوم مگر به قتل ظالم، جائز است بلكه واجب است، و لازم نيست از مجتهد اذن حاصل نمايد. لكن بايد مراعات شود كه در صورت امكان جلوگيرى به نحو ديگرى كه به قتل منجر نشود به آن نحو عمل كند، و اگر از حد لازم تجاوز كند معصيت كار و احكام متعدى بر او جارى خواهد بود.
 
مسأله 2927- اگر انسان بداند كه معصيت كار لج باز است و با امر به معصيت او معصيت را ترك مى‏كند واجب است او را امر به معصيت كند تا معصيت را ترك كند.