+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
احكام وصيت
مسأله 2808- وصيت آن است كه انسان سفارش كند بعد از مرگش براى او كارهايى انجام دهند ، يا بگويد بعد از مرگش چيزى از مال او ملك كسى باشد يا اين‏كه چيزى از مال او را به كسى تمليك يا صرف در خيرات و مبرات كنند يا براى اولاد خود و كسانى كه اختيار آنان با او است قيم و سرپرست معين كند. و كسى را كه به او وصيت مى‏كنند وصى مى‏گويند.
 
مسأله 2809- كسى كه نمى‏تواند حرف بزند اگر با اشاره مقصود خود را بفهماند براى هر كارى مى‏تواند وصيت كند ولى كسى كه مى‏تواند حرف بزند بنابر احتياط اكتفا به اشاره يا نوشته نكند.
 
مسأله 2810- اگر نوشته‏اى به امضا يا مهر ميت ببينند چنانچه مقصود او را بفهماند ومعلوم باشد كه براى وصيت كردن نوشته، بايد مطابق آن عمل كنند.
 
مسأله 2811- كسى كه وصيت مى‏كند بايد عاقل و بالغ باشد ولى بچه ده ساله‏اى كه خوب و بد را تميز مى‏دهد اگر براى كار خوبى مثل ساختن مسجد و آب انبار و پل وصيت كند صحيح مى‏باشد و همچنين بايد از روى اختيار وصيت كند، و نيز وصيت كننده بايد در حال بالغ شدن سفيه نباشد و حاكم شرع هم او را از تصرف در اموالش جلوگيرى نكرده باشد.
 
مسأله 2812- كسى كه از روى عمد مثلاً زخمى به‏خود زده يا سمى خورده است كه به واسطه آن، يقين يا گمان به مردن او پيدا مى‏شود، اگر وصيت كند كه مقدارى از مال او را به مصرفى برسانند صحيح نيست.
 
مسأله 2813- در وصيت تمليكيه قبول موصى كه معتبر است، پس اگر شخص وصيت كند كه چيزى به كسى بدهند، در صورتى آن كس آن چيز را مالك مى‏شود كه وصيت را قبول كند و لازم نيست قبول بعد از موت وصيت كننده باشد بلكه اگر پيش از موت او هم باشد، كفايت مى‏كند بلى اگر قبول پيش از موت وصيت كننده باشد به مجرد قبول آن چيز را مالك نمى‏شود بلكه بعد از موت وصيت كننده بدون حاجت به قبول ديگر، مالك مى‏شود و اگر قبول بعد از موت باشد، به مجرد قبول آن چيز را مالك مى‏شود.
 
مسأله 2814- وقتى انسان نشانه‏هاى مرگ را در خود ديد، بايد فوراً امانت‏هاى مردم را به صاحبانش برگرداند و اگر به مردم بدهكار است و موقع دادن آن بدهى رسيده باشد بايد بدهد، و اگر خودش نمى‏تواند بدهد، يا موقع دادن بدهى او نرسيده، بايد وصيت كند و براى وصيت خود شاهد بگيرد، ولى اگر بدهى او معلوم باشد، و اطمينان دارد كه ورثه مى‏پردازند وصيت كردن لازم نيست.
 
مسأله 2815- كسى كه نشانه‏هاى مرگ را در خود مى‏بيند، اگر خمس و زكات و مظالم بدهكار است بايد فوراً بدهد و اگر نمى‏تواند چنانچه از خودش مال دارد، يا احتمال مى‏دهد كسى آن‏ها را ادا نمايد، بايد وصيت كند و همچنين است اگر حج بر او واجب شده باشد.
 
مسأله 2816- كسى كه نشانه‏هاى مرگ را در خود مى‏بيند، اگر نماز و روزه قضا دارد، بايد وصيت كند كه از مال خودش براى آن‏ها اجير بگيرند، بلكه اگر مال نداشته باشد ولى احتمال بدهد كسى بدون آن كه چيزى بگيرد آن‏ها را انجام مى‏دهد، باز هم واجب است وصيت نمايد، و اگر قضاى نماز و روزه او به تفصيلى كه در مسائل قضاى نماز و روزه گفته شد، بر پسر بزرگترش واجب باشد، بايد به او اطلاع دهد يا وصيت كند كه براى او به جا آوردند.
 
مسأله 2817- كسى كه نشانه‏هاى مرگ را در خود مى‏بيند، اگر مالى پيش كسى دارد يا در جايى پنهان كرده است كه ورثه نمى‏دانند، چنانچه به‏واسطه ندانستن، حقشان از بين برود، بايد به آنان اطلاع دهد و لازم نيست براى بچه‏هاى صغير خود قيم وسرپرست معين كند، ولى در صورتى كه بدون قيم مالشان از بين مى‏رود، يا حقوقشان ضايع مى‏شود، بايد براى آنان قيم امينى معين نمايد.
 
مسأله 2818- وصى بايد مسلمان و بالغ و عاقل و مورد اطمينان باشد.
 
مسأله 2819- اگر كسى چند وصى براى خود معين كند، چنانچه اجازه داده باشد كه هر كدام به تنهايى به وصيت عمل كنند، لازم نيست در انجام وصيت از يكديگر اجازه بگيرند و اگر اجازه نداده باشد، چه گفته باشد كه همه با هم به وصيت عمل كنند، يا نگفته باشد، بايد با نظر يكديگر به وصيت عمل نمايند، و اگر حاضر نشوند كه با يكديگر به وصيت عمل كنند، و در تشخيص مصلحت اختلاف داشته باشند در صورتى كه تأخير و مهلت دادن علت شود كه عمل به وصيت معطل بماند، حاكم شرع آن‏ها را مجبور مى‏كند كه تسليم نظر كسى شوند كه صلاح را تشخيص دهد و اگر اطاعت نكنند، به جاى آنان ديگران را معين مى‏نمايد و اگر يكى از آنان قبول نكرد يك نفر ديگر را به جاى او تعيين مى‏نمايد.
 
مسأله 2820- اگر انسان از وصيت خود برگردد مثلاً بگويد ثلث مالش را به كسى بدهند، بعد بگويد به او ندهند وصيت باطل
مى‏شود، و اگر وصيت خود را تغيير دهد، مثل آن كه قيمى براى بچه‏هاى خود معين كند بعد ديگرى را به جاى او قيم نمايد، وصيت اولش باطل مى‏شود و بايد به وصيت دوم او عمل نمايند.
 
مسأله 2821- اگر كارى كند كه معلوم شود از وصيت خود برگشته مثلاً خانه‏اى را كه وصيت كرده به كسى بدهند بفروشد، يا ديگرى را براى فروش آن وكيل نمايد، وصيت باطل مى‏شود.
 
مسأله 2822- اگر وصيت كند چيز معينى را به كسى بدهند. بعد وصيت كند كه نصف همان را به ديگرى بدهند، بايد آن چيز را دو قسمت كنند وبه هر كدام از آن دو نفر يك قسمت آن را بدهند.
 
مسأله 2823- اگر كسى در مرضى كه به آن مرض مى‏ميرد، مقدارى از مالش را به كسى ببخشد و وصيت كند كه بعد از مردن او هم مقدارى به كس ديگر بدهند آنچه را كه در حال زندگى بخشيده از اصل مال است و احتياج به اذن ورثه ندارد و چيزى را كه وصيت كرده اگر زيادتر از ثلث باشد زيادى آن محتاج به اذن ورثه است.
 
مسأله 2824- اگر وصيت كند كه ثلث مال او را نفروشند و عايدى آن را به مصرفى برسانند، بايد مطابق گفته او عمل نمايند.
 
مسأله 2825- اگر در مرضى كه به آن مرض مى‏ميرد، بگويد مقدارى به كسى بدهكار است، چنانچه متهم باشد كه براى ضرر زدن به ورثه گفته است بايد مقدارى را كه معين كرده از ثلث او بدهند و اگر متهم نباشد و كسى هم منكر گفته او نشود، بايد از اصل مالش بدهند.
 
مسأله 2826- كسى كه انسان وصيت مى‏كند كه چيزى به او بدهند بايد وجود داشته باشد، پس اگر وصيت كند به بچه‏اى كه ممكن است فلان زن حامله شود چيزى بدهند باطل است، ولى اگر وصيت كند به بچه‏اى كه در شكم مادر است چيزى بدهند، اگر چه هنوز روح نداشته باشد، وصيت صحيح است، پس اگر زنده به دنيا آمد، بايد آنچه را كه وصيت كرده به او بدهند، و اگر مرده به دنيا آمد، وصيت باطل مى‏شود و آنچه را كه براى او وصيت كرده، ورثه ميان خودشان قسمت مى‏كنند.
 
مسأله 2827- اگر انسان بفهمد كسى او را وصى كرده، چنانچه به اطلاع وصيت كننده برساند كه براى انجام وصيت او حاضر نيست، لازم نيست بعد از مردن او به وصيت عمل كند. ولى اگر پيش از مردن او نفهمد كه او را وصى كرده، يا بفهمد و به او اطلاع ندهد كه براى عمل كردن به وصيت حاضر نيست، در صورتى كه مشقت نداشته باشد، بايد وصيت او را انجام دهد و نيز اگر وصى پيش از مرگ موصى موقعى ملتفت شود كه مريض به‏واسطه شدت مرض نتواند به ديگرى وصيت كند، بنابر احتياط واجب وصيت را قبول نمايد.
 
مسأله 2828- اگر كسى كه وصيت كرده بميرد، وصى نمى‏تواند ديگرى را براى انجام كارهاى ميت معين كند و خود از كار كناره‏گيرى نمايد، ولى اگر بداند مقصود ميت اين نبوده كه خود وصى آن كار را انجام دهد، بلكه مقصودش فقط انجام كار بوده، مى‏تواند ديگرى را از طرف خود وكيل نمايد.
 
مسأله 2829- اگر كسى دو نفر را وصى كند، چنانچه يكى از آن دو بميرد، يا ديوانه، يا كافر شود، حاكم شرع يك نفر ديگر را به جاى او معين مى‏كند و اگر هر دو بميرند، يا ديوانه، يا كافر شوند، حاكم شرع دو نفر ديگر را معين مى‏كند ولى اگر يك نفر بتواند وصيت را عملى كند، معين كردن دو نفر لازم نيست.
 
مسأله 2830- اگر وصى نتواند به تنهايى كارهاى ميت را انجام دهد حاكم شرع براى كمك او يك نفر ديگر را معين مى‏كند.
 
مسأله 2831- اگر مقدارى از مال ميت در دست وصى تلف شود، چنانچه در نگه‏دارى آن كوتاهى كرده و يا تعدى نموده، مثلاً ميت وصيت كرده است كه فلان مقدار به فقراى فلان شهر بده و او مال را به شهر ديگر برده و در راه از بين رفته ضامن است بلكه اگر در بين راه تلف نشود و به فقراى شهرى دهد كه مورد وصيت نبوده نيز ضامن است و اگر كوتاهى نكرده و تعدّى هم ننموده ضامن نيست.
 
مسأله 2832- هر گاه انسان كسى را وصى كند و بگويد كه اگر آن كس بميرد فلانى وصى دوم باشد، بعد از آن كه وصى او مرد، وصى دوم بايد كارهاى ميت را انجام دهد.
 
مسأله 2833- حجى كه بر ميت واجب است و بدهكارى و حقوقى را كه مثل خمس و زكات و مظالم، ادا كردن آن‏ها واجب مى‏باشد، بايد از اصل مال ميت بدهند، اگر چه ميت براى آن‏ها وصيت نكرده باشد.
 
مسأله 2834- اگر مال ميت از بدهى و حج واجب و حقوقى كه مثل خمس و زكات و مظالم بر او واجب است زياد بيايد، چنانچه وصيت كرده باشد كه ثلث يا مقدارى از ثلث را به مصرفى برسانند، بايد به وصيت او عمل كنند و اگر وصيت نكرده باشد، آنچه مى‏ماند مال ورثه است.
 
مسأله 2835- اگر مصرفى را كه ميت معين كرده، از ثلث مال او بيشتر باشد، وصيت او در بيشتر از ثلث در صورتى صحيح است كه ورثه حرفى بزنند، يا كارى كنند كه معلوم شود عملى شدن وصيت را اجازه داده‏اند و تنها راضى بودن آنان كافى نيست. و اگر مدتى بعد از مردن او هم اجازه بدهند صحيح است و چنانچه بعضى از ورثه اجازه و بعضى ردّ نمايند، وصيت فقط در سهم آن‏هايى كه اجازه نموده‏اند صحيح و نافذ است.
 
مسأله 2836- اگر مصرفى را كه ميت معين كرده، از ثلث مال او بيشتر باشد، و پيش از مردن او ورثه اجازه بدهند كه وصيت او عملى شود، بعد از مردن او نمى‏توانند از اجازه خود برگردند.
 
مسأله 2837- اگر وصيت كند كه از ثلث او خمس و زكات يا بدهى ديگر او را بدهند و براى نماز و روزه او اجير بگيرند و كار مستحبى هم مثل اطعام به فقرا انجام دهند بايد اول به واجبات خواه مالى باشديا بدنى، عمل نمايد و در بين واجبات ترتيب معتبر نيست، بلكه اگر وصيت او به ترتيب بوده بايد اول آن واجبى را كه مقدم داشته عمل نمايند اگر چه بدنى باشد و هم چنين به ترتيب وصيت تا آخر واجبات، پس اگر ثلث، وافى به تمام آن باشد، بايد به تمام آن عمل شود و چنانچه ثلث وافى نباشد، باقيمانده اگر تماماً يا قسمتى واجب مالى باشد، بايد از اصل تركه براى آن بردارند و عمل نمايند و اگر باقيمانده تماماً يا قسمتى واجب بدنى باشد مُلغى مى‏گردد و چنانچه وصيت ميت به ترتيب نباشد باز واجبات مقدم بر مستحبات است ولى در اين صورت بين واجبات هيچ گونه ترتيب نيست بلكه ثلث بر تمام واجبات، اعم از مالى و بدنى، توزيع مى‏شود و چنانچه وافى به تمام آن نباشد، در باقيمانده واجب مالى از اصل تركه برداشته مى‏شود و باقيمانده واجب بدنى ملغى مى‏گردد و در هر صورت عمل به مستحبات موقعى واجب است كه از ثلث علاوه بر واجبات، براى آن هم وافى باشد.
 
مسأله 2838- اگر وصيت كند كه بدهى او را بدهند و براى نماز و روزه او اجير بگيرند و كار مستحبى هم انجام دهند چنانچه وصيت نكرده باشد كه اين‏ها را از ثلث بدهند، بايد بدهى او را از اصل مال بدهند و اگر چيزى زياد آمد، ثلث آن را به مصرف نماز و روزه و كارهاى مستحبى كه معين كرده برسانند و در صورتى كه ثلث كافى نباشد، پس اگر ورثه اجازه بدهند بايد وصيت او عملى شود و اگر اجازه ندهند، بايد نماز و روزه را از ثلث بدهند و اگر چيزى زياد آمد به مصرف كار مستحبى كه معين كرده برسانند.
 
مسأله 2839- اگر كسى بگويد كه ميت وصيت كرده فلان مبلغ به من بدهند، چنانچه دو مرد عادل گفته او را تصديق كنند، يا قسم بخورد و يك مرد عادل هم گفته او را تصديق نمايد ، يا يك مرد عادل و دو زن عادله يا چهار زن عادله به گفته او شهادت دهند، بايد مقدارى را كه مى‏گويد به او بدهند، و اگر يك زن عادله شهادت دهد، بايد يك چهارم چيزى را كه مطالبه مى‏كند به او بدهند و اگر دو زن عادله شهادت دهند، نصف آن را و اگر سه زن عادله شهادت دهند، بايد سه چهارم آن را باو بدهند. و نيز اگر دو مرد كافر ذمى كه در دين خود عادل باشند گفته او را تصديق كنند، در صورتى كه ميت ناچار بوده است كه وصيت كند و مرد و زن عادلى هم در موقع وصيت نبوده، بايد چيزى را كه مطالبه مى‏كند به او بدهند.
 
مسأله 2840- اگر كسى بگويد من وصى ميتم كه مال او را به مصرفى برسانم، يا ميت مرا قيم بچه‏هاى خود قرار داده، در صورتى بايد حرف او را قبول كرد كه از گفته او يقين يا اطمينان حاصل شود يا دو مرد عادل گفته او را تصديق نمايند.
 
مسأله 2841- اگر وصيت كند چيزى به كسى بدهند و آن كس پيش از آن كه قبول كند يا رد نمايد بميرد، تا وقتى ورثه او وصيت را رد نكرده‏اند مى‏توانند آن چيز را قبول نمايند ولى اين در صورتى است كه وصيت كننده از وصيت خود برنگردد وگرنه حق به آن چيز ندارند.