+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
احكام غصب
    غصب آن است كه انسان از روى ظلم، بر مال يا حق كسى مسلط شود و اين يكى از گناهان بزرگ است، كه اگر كسى انجام دهد، در قيامت به عذاب سخت گرفتار مى‏شود. از حضرت پيغمبر اكرم صلى اللّه‏ عليه و آله و سلم روايت شده است كه هر كس يك وجب زمين از ديگرى غصب كند در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن او مى‏اندازند.
 
مسأله 2657- اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهاى ديگرى كه براى عموم ساخته شده استفاده كنند، حق آنان را غصب نموده، و همچنين است اگر كسى در مسجد جايى براى خود بگيرد و ديگرى نگذارد كه از آن‏جا استفاده نمايد.
 
مسأله 2658- چيزى را كه انسان پيش طلب‏كار گرو مى‏گذارد، بايد پيش او بماند كه اگر طلب او را ندهد طلب خود را از آن به‏دست آورد، پس اگر پيش از آن كه طلب او را بدهد آن چيز را از او بگيرد، حق او را غصب كرده است.
 
مسأله 2659- مالى را كه نزد كسى گرو گذاشته‏اند، اگر ديگرى غصب كند صاحب مال و طلب‏كار مى‏توانند چيزى را كه غصب كرده از او مطالبه نمايند و چنانچه آن چيز را از او بگيرند، باز هم در گرو است، و اگر آن چيز از بين برود و عوض آن را بگيرند، آن عوض هم مثل خود آن چيز گرو مى‏باشد.
 
مسأله 2660- اگر انسان چيزى را غصب كند، بايد به صاحبش برگرداند، و اگر آن چيز از بين برود بايد عوض آن را به او بدهد.
 
مسأله 2661- اگر از چيزى كه غصب كرده منفعتى به دست آيد مثلاً از گوسفندى كه غصب كرده، بره‏اى پيدا شود، متعلق صاحب مال است و نيز كسى كه مثلاً خانه‏اى را غصب كرده، اگر چه در آن ننشيند بايد اجاره آن را بدهد.
 
مسأله 2662- اگر از بچه يا ديوانه چيزى را غصب كند، بايد آن را به ولى او بدهد و اگر از بين رفته، بايد عوض آن را بدهد.
 
مسأله 2663- هر گاه دو نفر با هم چيزى را غصب كنند، اگر چه هر يك به تنهايى مى‏توانسته‏اند آن را غصب نمايند، هر كدام آنان به همان اندازه كه بر آن مسلط شده است ضامن مى‏باشد.
 
مسأله 2664- اگر چيزى را كه غصب كرده با چيز ديگرى مخلوط كند مثلاً گندمى را كه غصب كرده با جو مخلوط نمايد، چنانچه جدا كردن آن‏ها ممكن است اگر چه زحمت داشته باشد، بايد جدا كند و به صاحبش برگرداند.
 
مسأله 2665- اگر ظرف طلا و نقره يا چيز ديگرى را كه نگاه داشتنش جائز است غصب كند و خراب نمايد بايد آن را با مزد ساختنش به صاحب آن بدهد و در صورتى‏كه مزد ساختن كمتر از تفاوت ساخته و نساخته باشد تفاوت قيمت را هم بايد بدهد، و چنانچه براى اين كه مزد ندهد، بگويد آن را مثل اولش مى‏سازم مالك مجبور نيست قبول نمايد و نيز مالك نمى‏تواند او را مجبور كند كه آن را مثل اولش بسازد.
 
مسأله 2666- اگر چيزى را كه غصب كرده به طورى تغيير دهد كه از اولش بهتر شود مثلاً طلايى را كه غصب كرده گوشواره بسازد، چنانچه صاحب مال بگويد مال را به همين صورت بده، بايد به او بدهد و نمى‏تواند براى زحمتى كه كشيده مزد بگيرد بلكه بدون اجازه مالك حق ندارد آن را به صورت اولش در آورد. و اگر بدون اجازه او آن چيز را مثل اولش كند، بايد مزد ساختن آن را هم به صاحبش بدهد و در صورتى‏كه مزد ساختن كمتر از تفاوت ساخته و نساخته باشد تفاوت قيمت را هم بايد بدهد.
 
مسأله 2667- اگر چيزى را كه غصب كرده به طورى تغيير دهد كه از اولش بهتر شود، و صاحب مال بگويد بايد آن را به صورت اول در آورى واجب است آن را بصورت اولش در آورد، و چنانچه قيمت آن به واسطه تغيير دادن از اولش كمتر شود، بايد تفاوت آن را به صاحبش بدهد، پس طلايى را كه غصب كرده اگر گوشواره بسازد و صاحب آن بگويد بايد بصورت اولش در آورى، در صورتى‏كه بعد از آب كردن قيمت آن از پيش از گوشواره ساختن كمتر شود، بايد تفاوت آن را بدهد.
 
مسأله 2668- اگر در زمينى كه غصب كرده زراعت كند، يا درخت بنشاند، زراعت و درخت و ميوه آن مال خود او است و چنانچه صاحب زمين راضى نباشد كه زراعت و درخت در زمين بماند، كسى كه غصب كرده بايد فوراً زراعت يا درخت خود را اگر چه ضرر نمايد از زمين بكند، و نيز بايد اجاره زمين را در مدتى كه زراعت و درخت در آن بوده به صاحب زمين بدهد و خرابى هايى را كه در زمين پيدا شده، درست كند مثلاً جاى درختها را پر نمايد. و اگر به واسطه اين‏ها قيمت زمين از اولش كمتر شود، بايد تفاوت آن را هم بدهد و نمى‏تواند صاحب زمين را مجبور كند كه زمين را به او بفروشد، يا اجاره دهد. و نيز صاحب زمين نمى‏تواند او را مجبور كند كه درخت يا زراعت را به او بفروشد.
 
مسأله 2669- اگر صاحب زمين راضى شود كه زراعت و درخت در زمين او بماند، كسى كه آن را غصب كرده، لازم نيست درخت و زراعت را بكند ولى بايد اجاره آن زمين را از وقتى كه غصب كرده تا وقتى كه صاحب زمين راضى شده بدهد.
 
مسأله 2670- اگر چيزى را كه غصب‏كرده از بين برود، در صورتى‏كه مثل گاو و گوسفند باشد كه قيمت اجزاء آن با هم فرق دارد مثلاً گوشت آن يك قيمت و پوست آن قيمت ديگر دارد، بايد قيمت آن را بدهد و چنانچه قيمت بازار آن فرق كرده باشد، احتياط واجب آن است كه بالاترين قيمت را از روز غصب تا روزى كه غرامت را مى‏پردازد حساب كنند و رضايت همديگر را به‏دست آورند.
 
مسأله 2671- اگر چيزى را كه غصب كرده و از بين رفته مانند گندم و جو باشد كه قيمت اجزائش با هم فرق ندارد، بايد مثل همان چيزى را كه غصب كرده بدهد، ولى چيزى را كه مى‏دهد بايد خصوصياتش مثل چيزى باشد كه آن را غصب كرده و از بين رفته است.
 
مسأله 2672- اگر چيزى را كه مثل گوسفند قيمت اجزاء آن با هم فرق دارد غصب نمايد و از بين برود، چنانچه قيمت بازار آن فرق نكرده باشد ولى در مدتى كه پيش او بوده مثلاً چاق شده باشد، بايد قيمت چاقى را كه از بين رفته بدهد.
 
مسأله 2673- اگر چيزى را كه غصب كرده ديگرى از او غصب نمايد و از بين برود، صاحب مال مى‏تواند عوض آن را از هر كدام آنان بگيرد و اگر از اولى بگيرد مى‏تواند اولى از دومى مطالبه كند، ولى اگر دومى به اولى برگردانده و پيش او تلف شده نمى‏تواند از او مطالبه كند.
 
مسأله 2674- اگر چيزى را كه مى‏فروشند يكى از شرط‏هاى معامله در آن نباشد مثلاً چيزى را كه بايد با وزن خريد و فروش كنند بدون وزن معامله نمايند، معامله باطل است، و چنانچه فروشنده و خريدار با قطع نظر از معامله راضى باشند كه در مال يكديگر تصرف كنند اشكال ندارد وگرنه چيزى را كه از يكديگر گرفته‏اند مثل مال غصبى است و بايد آن را به هم برگردانند. و در صورتى‏كه مال هر يك در دست ديگرى تلف شود، چه بدانند معامله باطل است چه ندانند، بايد عوض آن را بدهد.
 
مسأله 2675- هر گاه مال را از فروشنده بگيرد كه آن را ببيند يا مدتى نزد خود نگه‏دارد تا اگر پسنديد بخرد، در صورتى‏كه آن مال تلف شود، بايد عوض آن را به صاحبش بدهد.