+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
مسائل متفرقه اجاره
مسأله 2304- مالى را كه مستأجر بابت اجاره مى‏دهد بايد معلوم باشد. پس اگر از چيزهايى است كه مثل گندم با وزن معامله مى‏كنند، بايد وزن آن معلوم باشد و اگر از چيزهايى است كه مثل تخم مرغ با شماره معامله مى‏كنند بايد شماره آن معين باشد و اگر مثل اسب وگوسفند است، بايد اجاره دهنده آن را ببيند، يا مستأجر خصوصيات آن را به او بگويد.
 
مسأله 2305- اگر زمينى را براى زراعت جو، يا گندم يا محصول ديگر اجاره دهد و مال الاجاره را از محصول همان زمين قرار دهد اجاره صحيح نيست.
 
مسأله 2306- كسى كه چيزى را اجاره داده، تا آن چيز را تحويل ندهد، حق ندارد اجاره آن را مطالبه كند و نيز اگر براى انجام عملى اجير شده باشد، پيش از انجام عمل حق مطالبه اجرت ندارد مگر آن‏كه شرط كرده باشد كه قبل از عمل اجرت را بگيرد مثل اجير شدن براى حج و زيارت.
 
مسأله 2307- هر گاه چيزى را كه اجاره داده تحويل دهد، اگر چه مستأجر تحويل نگيرد يا تحويل بگيرد و تا آخر مدت اجاره از آن استفاده نكند، بايد مال الاجاره آن را بدهد.
 
مسأله 2308- اگر انسان اجير شود كه در روز معينى كارى را انجام دهد و در آن روز براى انجام آن كار حاضر شود، كسى كه او را اجير كرده اگر چه آن كار را به او مراجعه نكند، بايد اجرت او را بدهد، مثلاً اگر خياطى را در روز معينى براى دوختن لباسى اجير نمايد و خياط در آن روز آماده كار باشد، اگر چه پارچه را به او ندهد كه بدوزد، بايد اجرتش را بدهد چه خياط بى‏كار باشد، چه براى خودش يا ديگرى كار كند.
 
مسأله 2309- اگر بعد از تمام شدن مدت اجاره معلوم شود كه اجاره باطل بوده، مستأجر بايد مال الاجاره را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد، مثلاً اگر خانه‏اى را يك ساله به صد تومان اجاره كند بعد بفهمد اجاره باطل بوده، چنانچه اجاره آن خانه معمولاً پنجاه تومان است، بايد پنجاه تومان را بدهد و اگر دويست تومان است، بايد دويست تومان را بپردازد. و نيز اگر بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره معلوم شود كه اجاره باطل بوده، بايد اجاره آن مدت را به مقدار معمول به صاحب ملك بدهد.
 
مسأله 2310- اگر چيزى را كه اجاره كرده از بين برود، چنانچه در نگه‏دارى آن كوتاهى نكرده و در استفاده بردن از آن هم زياده‏روى ننموده ضامن نيست. و نيز اگر مثلاً پارچه‏اى را كه به خياط داده از بين برود، در صورتى‏كه خياط زياده‏روى نكرده و در نگه‏دارى آن هم كوتاهى نكرده باشد، نبايد عوض آن را بدهد.
 
مسأله 2311- هر گاه صنعتگر چيزى را كه گرفته ضايع كند، ضامن است.
 
مسأله 2312- اگر قصاب سر حيوانى را ببرد و آن را حرام كند چه مزد گرفته باشد، چه مجانى سر بريده باشد، بايد قيمت آن را به صاحبش بدهد.
 
مسأله 2313- اگر حيوانى را اجاره كند و معين نمايد كه چقدر بار بر آن بگذارد، چنانچه بيشتر از آن مقدار بار كند و آن حيوان بميرد يا معيوب شود ضامن است. و نيز اگر مقدار بار را معين نكرده باشند و بيشتر از معمول بار كند و حيوان تلف شود، يا معيوب گردد ضامن مى‏باشد. و در هر دو صورت اجرت زيادى بار را بر حسب معمول نيز بايد بدهد.
 
مسأله 2314- اگر حيوانى را براى بردن بار شكستنى اجاره دهد چنانچه آن حيوان بلغزد، يا رم كند و بار را بشكند، صاحب حيوان ضامن نيست. ولى اگر به واسطه زدن و مانند آن كارى كند كه حيوان زمين بخورد و بار را بشكند ضامن است.
 
مسأله 2315- اگر كسى بچه‏اى را ختنه كند وضررى به آن بچه برسد، يا بميرد چنانچه بيشتر از معمول بريده باشد ضامن است. و اگر بيشتر از معمول نبريده باشد ضامن نيست. و اگر متخصص بوده و بيشتر از معمول نبريده باشد ضامن نيست، اما اگر تشخيص ضرر داشتن يا ضرر نداشتن را هم به عهده او گذاشته باشند و يا آن‏كه بيشتر از معمول بريده باشد جراح ضامن است.
 
مسأله 2316- اگر پزشك به دست خود مريض دارو دهد يا تزريق كند، يا به عنوان طبابت نسخه‏اى براى بيمار بنويسد يا دستورى به او بدهد و مريض دارو را بخورد، چنانچه در طبابت و معالجه‏اش خطا كند و ضررى به مريض برسد يا بميرد، پزشك ضامن است، ولى اگر در مقام طبابت و معالجه نباشد بلكه بعنوان نظريه پزشكى در كتاب بنويسد يا بگويد فلان دارو براى فلان مريض فايده دارد و به‏واسطه خوردن دارو، ضررى به مريض برسد يا بميرد، پزشك ضامن نيست.
 
مسأله 2317- هر گاه دكتر به مريض يا وَلّىِ او بگويد كه اگر ضررى به مريض برسد ضامن نباشد، در صورتى كه دقت و احتياط خود را بكند و به مريض ضررى برسد، يا بميرد، دكتر ضامن نيست.
 
مسأله 2318- مستأجر و كسى كه چيزى را اجاره داده، با رضايت يكديگر مى‏توانند معامله را بهم بزنند و نيز اگر در اجاره شرط كنند كه هر دو يا يكى از آنان حق به‏هم زدن معامله را داشته باشند، مى‏توانند مطابق قرارداد، اجاره را به‏هم بزنند.
 
مسأله 2319- اگر اجاره دهنده، يا مستأجر بفهمد كه مغبون شده است، چنانچه در موقع خواندن صيغه ملتفت نباشد كه مغبون است، مى‏تواند اجاره را به‏هم بزند. ولى اگر در صيغه اجاره شرط كنند كه اگر مغبون هم باشند حق به‏هم زدن معامله را نداشته باشند، نمى‏توانند اجاره را به‏هم بزنند. در صورتى‏كه به هر مقدار مغبون باشند، چون غبن داراى مراتبى است.
 
مسأله 2320- اگر چيزى را اجاره دهد و پيش از آن كه تحويل دهد كسى آن را غصب نمايد، مستأجر مى‏تواند اجاره را به‏هم بزند و چيزى را كه به اجاره دهنده داده پس بگيرد، يا اجاره را به هم نزند و اجاره مدتى را كه در تصرف غصب كننده بوده به ميزان معمول از او بگيرد، پس اگر حيوانى را يك ماهه به ده تومان اجاره نمايد و كسى آن را ده روز غصب كند و اجاره معمولى ده روز آن پانزده تومان باشد مى‏تواند پانزده تومان را از غصب كننده بگيرد.
 
مسأله 2321- اگر چيزى را كه اجاره كرده تحويل بگيرد، و بعد ديگرى آن را غصب كند، نمى‏تواند اجاره را به هم بزند وفقط حق دارد كرايه آن چيز را به مقدار معمول از غصب كننده بگيرد.
 
مسأله 2322- اگر پيش از آن كه مدت اجاره تمام شود، ملك را به مستأجر بفروشد اجاره به هم نمى‏خورد و مستأجر بايد مال الاجاره را به فروشنده بدهد، و همچنين است اگر آن را به ديگرى بفروشد.
 
مسأله 2323- اگر پيش از ابتداى مدت اجاره، ملك به‏طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد، يا قابل استفاده‏اى كه شرط كرده‏اند نباشد، اجاره باطل مى‏شود. و پولى كه مستأجر به صاحب ملك داده به او برمى‏گردد، بلكه اگر طورى باشد كه بتواند استفاده مختصرى هم از آن ببرد، مى‏تواند اجاره را به هم بزند.
 
مسأله 2324- اگر ملكى را اجاره كند و بعد از گذشتن مقدارى از مدت اجاره به‏طورى خراب شود كه هيچ قابل استفاده نباشد، يا قابل استفاده‏اى كه شرط كرده‏اند نباشد، اجاره مدتى كه باقيمانده باطل مى‏شود و اگر استفاده مختصرى هم بتواند از آن ببرد، مى‏تواند اجاره مدت باقيمانده را به هم بزند.
 
مسأله 2325- اگر خانه‏اى را كه مثلاً دو اتاق دارد اجاره دهد و يك اتاق آن خراب شود، چنانچه فوراً آن را بسازد و هيچ مقدار از استفاده آن از بين نرود اجاره باطل نمى‏شود و مستأجر هم نمى‏تواند اجاره را به هم بزند، ولى اگر ساختن آن به‏قدرى طول بكشد كه مقدارى از استفاده مستأجر از بين برود، اجاره به آن مقدار باطل مى‏شود و مستأجر مى‏تواند اجاره باقيمانده را به هم بزند.
 
مسأله 2326- اگر اجاره دهنده يا مستأجر بميرد، اجاره باطل نمى‏شود. ولى اگر خانه مال اجاره دهنده نباشد مثلاً ديگرى وصيت كرده باشد كه تا او زنده است منفعت خانه مال او باشد، چنانچه آن خانه را اجاره دهد و پيش از تمام شدن مدت اجاره بميرد، از وقتى كه مرده اجاره باطل است.
 
مسأله 2327- اگر صاحب كار بنّا را وكيل كند كه براى او عمله بگيرد چنانچه بنّا كمتر از مقدارى كه از صاحب كار مى‏گيرد به عمله بدهد زيادى آن بر او حرام است و بايد آن را به صاحب كار بدهد، ولى اگر اجير شود كه ساختمان را تمام كند وبراى خود اختيار بگذارد كه خودش بسازد، يا به ديگرى بدهد در صورتى كه كمتر از مقدارى كه اجير شده به ديگرى بدهد و خود او هم مختصر كارى انجام داده باشد، زيادى آن براى او حلال مى‏باشد.
 
مسأله 2328- اگر رنگرز قرار بگذارد كه مثلاً پارچه را با نيل رنگ كند، چنانچه با رنگ ديگر رنگ نمايد حق ندارد چيزى بگيرد.