+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
مواردى كه انسان مى‏تواند معامله را به‏هم بزند
مسأله 2204- حق به هم زدن معامله را خيار مى‏گويند وخريدار وفروشنده در يازده صورت مى‏توانند معامله را به‏هم بزنند:
    اول: آن كه از مجلس معامله متفرق نشده باشند و اين خيار را خيار مجلس مى‏گويند.
    دوم: آن كه مغبون شده باشند. (خيار غبن).
    سوم: در معامله قرارداد كنند كه تا مدت معينى هر دو يا يكى از آنان بتوانند معامله را به هم بزنند (خيار شرط).
    چهارم: فروشنده يا خريدار، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد و طورى كند كه قيمت مال در نظر مردم زياد شود (خيار تدليس).
    پنجم: فروشنده يا خريدار شرط كند كه كارى انجام دهد، يا شرط كند مالى را كه مى‏دهد طور مخصوصى باشد، و به آن شرط عمل نكند كه در اين صورت ديگرى مى‏تواند معامله را به هم بزند (خيار تخلف شرط).
    ششم: در جنس يا عوض آن عيبى باشد كه از آن عيب، طرف مقابل در هنگام معامله اطلاع نداشته باشد. (خيار عيب).
    هفتم: معلوم شود مقدارى از جنسى را كه فروخته‏اند، مال ديگرى است، كه اگر صاحب آن به معامله راضى نشود، خريدار مى‏تواند معامله را به هم بزند يا پول آن مقدار را از فروشنده بگيرد، و نيز اگر معلوم شود مقدارى از چيزى را كه خريدار عوض قرار داده، مال ديگرى است و صاحب آن راضى نشود، فروشنده مى‏تواند معامله را به هم بزند، يا عوض آن مقدار را از خريدار بگيرد (خيار تَبَعُض صَفقِه).
    هشتم: فروشنده خصوصيات جنس معينى را كه مشترى نديده به او بگويد، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است. كه در اين صورت مشترى مى‏تواند معامله را به‏هم بزند، و نيز اگر مشترى خصوصيات عوض معينى را كه مى‏دهد بگويد، بعد معلوم شود طورى كه گفته نبوده است، فروشنده مى‏تواند معامله را به هم بزند و هم چنين است اگر با رؤيت سابقه معامله شود و بعد معلوم گردد كه جنس يا عوض آن تغيير به نقص نموده كه در صورت اول خريدار و در صورت دوم فروشنده مى‏تواند معامله را به‏هم بزند. (خيار روءيت).
    نهم: مشترى پول جنسى را كه نقد خريده تا سه روز ندهد وفروشنده هم جنس را تحويل ندهد كه اگر مشترى شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد و شرط تأخير جنس هم نشده باشد فروشنده مى‏تواند معامله را به‏هم بزند ولى اگر جنسى را كه خريده مثل بعضى از ميوه‏ها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مى‏شود، چنانچه تا شب پول آن را ندهد و شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد و شرط تأخير جنس هم نشده باشد، فروشنده مى‏تواند معامله را به‏هم بزند (خيار تأخير).
    دهم: حيوانى را خريده باشد كه خريدار تا سه روز مى‏تواند معامله را به هم بزند (خيار حيوان).
    يازدهم: فروشنده نتواند جنسى را كه فروخته تحويل دهد، مثلاً اسبى را كه فروخته فرار نمايد كه در اين صورت مشترى مى‏تواند معامله را به هم بزند (خيار تعذر تسليم).
و احكام اين‏ها در مسائل آينده گفته خواهد شد.
 
مسأله 2205- اگر خريدار قيمت جنس را نداند، يا در موقع معامله غفلت كند و جنس را گرانتر از قيمت معمولى آن بخرد، چنانچه به قدرى گران خريده كه مردم او را مغبون مى‏دانند و به كمى و زيادى آن اهميت مى‏دهند، مى‏تواند معامله را به‏هم بزند و نيز اگر فروشنده قيمت جنس را نداند، يا موقع معامله غفلت كند و جنس را ارزانتر از قيمت آن بفروشد در صورتى كه مردم به مقدارى كه ارزان فروخته اهميت بدهند و او را مغبون بدانند، مى‏تواند معامله را به‏هم بزند.
 
مسأله 2206- در معامله بيع شرط كه مثلاً خانه هزار تومانى را به دويست تومان مى‏فروشند و قرار مى‏گذارند كه اگر فروشنده سر مدت پول را بدهد بتواند معامله را به‏هم بزند، در صورتى كه خريدار و فروشنده قصد خريد و فروش داشته باشند معامله صحيح است.
 
مسأله 2207- در معامله بيع شرط اگر چه فروشنده اطمينان داشته باشد كه هر گاه سر مدت پول را ندهد، خريدار ملك را به او مى‏دهد معامله صحيح است، ولى اگر سر مدت پول را ندهد، حق ندارد ملك را از خريدار مطالبه كند و اگر خريدار بميرد، نمى‏تواند ملك را از ورثه او مطالبه نمايد.
 
مسأله 2208- اگر چاى اعلا را با چاى پَست مخلوط كند و به اسم چاى اعلا بفروشد و مشترى هم نداند، مشترى مى‏تواند معامله را به‏هم بزند.
 
مسأله 2209- اگر خريدار بفهمد مالى را كه گرفته عيبى دارد مثلاً حيوانى را بخرد و بفهمد كه يك چشم آن كور است، چنانچه آن عيب پيش از معامله در مال بوده و او نمى‏دانسته، مى‏تواند معامله را به‏هم بزند، يا فرق قيمت سالم و معيوب آن را معين كند و به نسبت تفاوت قيمت سالم ومعيوب از پولى كه به فروشنده داده پس بگيرد مثلاً مالى را كه به چهار تومان خريده، اگر بفهمد معيوب است، در صورتى كه قيمت سالم آن هشت تومان و قيمت معيوب آن شش تومان باشد، چون فرق قيمت سالم و معيوب يك چهارم مى‏باشد مى‏تواند يك چهارم پولى را كه داده يعنى يك تومان از فروشنده بگيرد.
 
مسأله 2210- اگر فروشنده بفهمد در عوض مشخصى كه گرفته عيبى هست چنانچه آن عيب پيش از معامله در عوض بوده و او نمى‏دانسته مى‏تواند معامله را به‏هم بزند، يا تفاوت قيمت سالم و معيوب را به دستورى كه در مسأله پيش گفته شد بگيرد.
 
مسأله 2211- اگر بعد از معامله و پيش از تحويل گرفتن مال عيبى در آن پيدا شود، خريدار مى‏تواند معامله را به‏هم بزند، و نيز اگر در عوض مال بعد از معامله وپيش از تحويل گرفتن، عيبى پيدا شود، فروشنده مى‏تواند معامله را به‏هم بزند، ولى اگر بخواهند تفاوت قيمت بگيرند اشكال دارد.
 
مسأله 2212- اگر بعد از معامله عيب مال را بفهمد و فوراً معامله را به‏هم نزند، ديگر حق به‏هم زدن معامله را ندارد.
 
مسأله 2213- هر گاه بعد از خريدن جنس عيب آن را بفهمد، اگر چه فروشنده حاضر نباشد مى‏تواند معامله را به‏هم بزند.
 
مسأله 2214- در چهار صورت اگر خريدار بفهمد مال عيبى دارد نمى‏تواند معامله را به‏هم بزند، يا تفاوت قيمت بگيرد: اول آن كه موقع خريدن، عيب مال را بداند. دوم به عيب مال راضى شود. سوم در وقت معامله بگويد: اگر مال عيبى داشته باشد، پس نمى‏دهم و تفاوت قيمت هم نمى‏گيرم. چهارم فروشنده در وقت معامله بگويد: اين مال را با هر عيبى كه دارد مى‏فروشم، ولى اگر عيبى را معين كند وبگويد مال را با اين عيب مى‏فروشم و معلوم شود عيب ديگرى هم دارد، خريدار مى‏تواند براى عيبى كه فروشنده معين نكرده مال را پس دهد، يا تفاوت بگيرد.
 
مسأله 2215- در سه صورت اگر خريدار بفهمد مال عيبى دارد، نمى‏تواند معامله را به‏هم بزند، ولى ميتواند تفاوت قيمت بگيرد:
اول آن كه بعد از معامله تغييرى در مال بدهد كه مردم بگويند به‏طورى كه خريدارى و تحويل داده شده باقى نمانده است. دوم بعد از معامله بفهمد مال عيب دارد و فقط حق برگرداندن آن‏را ساقط كند. سوم بعد از تحويل گرفتن مال، عيب ديگرى در آن پيدا شود. ولى اگر حيوان معيوبى را بخرد و پيش از گذشتن سه روز، عيب ديگرى پيدا كند اگر چه آن‏را تحويل گرفته باشد باز هم ميتواند آن‏را پس دهد، و نيز اگر فقط خريدار تا مدتى هم حق به هم زدن معامله را داشته باشد و در آن مدت، مال عيب ديگرى پيدا كند، اگر چه آن‏را تحويل گرفته باشد، ميتواند معامله را به هم بزند.
 
مسأله 2216- اگر انسان مالى داشته باشد كه خودش آن‏را نديده و ديگرى خصوصيات آن را براى او گفته باشد، چنانچه او همان خصوصيات را به مشترى بگويد و آن‏را بفروشد وبعد از فروش بفهمد كه بهتر از آن بوده ميتواند معامله را به هم بزند.