+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
معاملات باطل
مسأله 2132- در چند مورد معامله باطل است: اول خريد و فروش عين نجس مثل بول و غائط و مسكرات، بنابر اقوى و در بعضى و بنابر احتياط واجب در بعضى ديگر و خريد و فروش خون براى معالجه بيماران جايز است و هم چنين خريد و فروش عين نجس كه بتوان از آن استفاده حلال نمود جايز است مانند خريد و فروش سگ شكارى كه جايز است. دوم خريد و فروش مال غصبى مگر آن كه صاحبش معامله را اجازه كند. سوم خريد و فروش چيزهايى كه مال نيست. چهارم معامله چيزى كه منافع معمولى آن حرام باشد، مثل آلات قمار و موسيقى. پنجم معامله‏اى كه در آن ربا باشد، و در چند مورد معامله حرام است، مثل معامله ربوى و غش در معامله، كه غش در معامله يعنى فروختن جنسى كه با چيز ديگر مخلوط است، در صورتى كه آن چيز معلوم نباشد و فروشنده هم به خريدار نگويد، مثل فروختن روغنى كه آن را با پيه مخلوط كرده است و اين عمل را غش مى‏گويند، از پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم منقول است كه فرمود: از ما نيست كسى كه در معامله با مسلمانان غش كند يا به آنان ضرر بزند يا تقلب و حيله نمايد و هر كه با برادر مسلمان خود غش كند، خداوند بركت روزى او را مى‏برد و راه معاش او را مى‏بندد و او را به خودش واگذار مى‏كند.
 
مسأله 2133- فروختن چيز پاكى كه نجس شده و آب كشيدن آن ممكن است اشكال ندارد، ولى اگر مشترى بخواهد آن چيز را بخورد بايد فروشنده نجس بودن آن‏را به او بگويد.
 
مسأله 2134- اگر چيز پاكى مانند روغن و نفت كه آب كشيدن آن ممكن نيست نجس شود، چنانچه مثلاً روغن نجس را براى خوردن به خريدار بدهند معامله باطل و عمل حرام است و اگر براى كارى بخواهند كه شرط آن پاك بودن نيست مثلاً بخواهند نفت نجس را بسوزانند يا پيه نجس را صابون كنند فروش آن اشكال ندارد.
 
مسأله 2135- بايد دوايى را كه مثل شراب عين آن نجس است معامله نكنند، ولى معامله دارويى كه عينش نجس نيست اگر به آن احتياج داشته باشند اشكال ندارد.
 
مسأله 2136- خريد و فروش روغن و داروهاى روان و عطرهايى كه از ممالك غير اسلامى مى‏آورند اگر نجس بودن آن‏ها معلوم نباشد اشكال ندارد، ولى روغنى را كه از حيوان بعد از جان دادن آن مى‏گيرند، چنانچه در شهر كفار از دست كافر بگيرند و از حيوانى باشد كه اگر رگ آن را ببرند خون از آن جستن مى‏كند، نجس است و معامله آن باطل مى‏باشد. بلكه اگر در شهر مسلمانان هم از دست كافر بگيرند معامله آن باطل است مگر آن كه بدانند كه آن كافر از مسلمان خريده است.
 
مسأله 2137- اگر روباه را به غير دستورى كه در شرع معين شده كشته باشند، يا خودش مرده باشد، خريد و فروش پوست آن حرام و معامله آن باطل است.
 
مسأله 2138- خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى كه از ممالك غير اسلامى مى‏آورند، يا از دست كافر گرفته مى‏شود باطل است، ولى اگر انسان بداند كه آن‏ها از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده خريد و فروش آن‏ها اشكال ندارد.
 
مسأله 2139- خريد و فروش گوشت و پيه و چرمى كه از دست مسلمان گرفته شود اشكال ندارد و هم چنين است اگر يكى از اين‏ها در دست مسلمان باشد و بدانند آن مسلمان از كافر گرفته و احتمال رسيدگى بدهند و بنابر احتياط واجب بدانند مسلمان با آن معامله پاكى مى‏كند ولى اگر بدانند مسلمان رسيدگى نكرده كه از حيوانى است كه به دستور شرع كشته شده يا نه خريد و فروش آن‏ها حرام و معامله آن باطل است.
 
مسأله 2140- خريد و فروش مسكرات حرام و معامله آن‏ها باطل است.
 
مسأله 2141- فروختن مال غصبى باطل است مثل مال دزدى وفروشنده بايد پول را كه از خريدار گرفته به او برگرداند.
 
مسأله 2142- اگر خريدار قصدش‏اين باشد كه پول جنس را ندهد معامله اشكال دارد.
 
مسأله 2143- اگر خريدار بخواهد پول جنس را بعداً از حرام بدهد، و از اول هم قصدش اين باشد معامله اشكال دارد. واگر از اول قصدش اين نباشد معامله صحيح است ولى بايد مقدارى را كه بدهكار است از مال حلال بدهد.
 
مسأله 2144- خريد و فروش آلت لهو مثل تار و ساز حتى سازهاى كوچك حرام است.
 
مسأله 2145- اگر چيزى را كه مى‏شود استفاده حلال از آن ببرند به قصد اين بفروشد كه آن‏را در حرام مصرف كنند مثلاً انگور را با اين قصد بفروشد كه از آن شراب تهيه نمايند يا كارد را به اين قصد بفروشد كه با آن آدم كشى كنند معامله آن حرام و باطل است.
 
مسأله 2146- خريد و فروش مجسمه و صابون يا چيزهاى ديگرى كه روى آن مجسمه دارد اشكال ندارد.
 
مسأله 2147- خريدن چيزى كه از قمار، يا دزدى، يا از معامله باطل تهيه شده باطل و تصرف در آن مال حرام است. واگر كسى آن را بخرد بايد به‏صاحب اصليش برگرداند.
 
مسأله 2148- اگر روغنى را كه با پيه مخلوط است بفروشد، چنانچه آن‏را معين كند مثلاً بگويد اين يك من روغن را مى‏فروشم، مشترى مى‏تواند معامله را به هم بزند، ولى اگر آن‏را معين نكند بلكه يك من روغن به ذمه بفروشد، بعد روغنى كه پيه دارد بدهد، مشترى مى‏تواند آن روغن را پس بدهد و روغن خالص مطالبه نمايد.
 
مسأله 2149- اگر مقدارى از جنسى را كه با وزن يا پيمانه مى‏فروشند به زيادتر از همان جنس بفروشد، مثلاً يك من گندم را به يك من و نيم گندم بفروشد، ربا و حرام است و گناه يك درهم ربا بزرگتر از آن است كه انسان هفتاد مرتبه با محرم خود زنا كند، بلكه اگر يكى از دو جنس سالم و ديگرى معيوب، يا جنس يكى خوب و جنس ديگرى بد باشد، يا با يكديگر تفاوت قيمت داشته باشند، چنانچه بيشتر از مقدارى كه مى‏دهد بگيرد، باز هم ربا و حرام است، پس اگر مس درست را بدهد و بيشتر از آن مس شكسته بگيرد يا برنج اعلا را بدهد و بيشتر از آن برنج وسط بگيرد يا طلاى ساخته را بدهد وبيشتر از آن طلاى نساخته بگيرد، ربا و حرام مى‏باشد.
 
مسأله 2150- اگر چيزى را كه اضافه مى‏گيرد غير از جنسى باشد كه مى‏فروشد، مثلاً يك من گندم به يك من گندم و يك قران پول بفروشد باز هم ربا و حرام است بلكه اگر چيزى زيادتر نگيرد ولى شرط كند كه خريدار عملى براى انجام دهد، ربا و حرام مى‏باشد.
 
مسأله 2151- اگر كسى كه مقدار كمتر را مى‏دهد چيزى علاوه كند، مثلاً يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم بفروشد، اگر مقدار كمتر در قيمت مساوى با مقدار بيشتر هم جنس آن باشد و كسى كه مقدار كمتر را مى‏دهد، براى خلاصى از فروش آن به زيادتر از هم جنس چيزى علاوه كند، مثلاً يك من گندم اعلا و يك دستمال را به يك من و نيم گندم متوسط بفروشد اشكال ندارد و هم چنين است اگر از هر دو طرف، چيزى زياد كنند، مثلاً يك من گندم و يك دستمال را به يك من و نيم گندم و يك دستمال بفروشد، ولى اگر چيز علاوه براى فرار از ربا باشد، مثلاً يك من گندم خوب را به يك من و نيم گندم خوب مثل آن كه از نظر قيمت با هم تفاوت دارند، بخواهد نسيه بفروشد، و براى فرار از ربا با چيزى بر يك من گندم علاوه كند، جايز نيست.
 
مسأله 2152- اگر چيزى را كه مثل پارچه با متر و ذرع مى‏فروشند يا چيزى را كه مثل گردو و تخم مرغ با شماره معامله مى‏كنند، بفروشد و زيادتر بگيرد مثلاً ده تا تخم مرغ بدهد و يازده تا بگيرد اشكال ندارد.
 
مسأله 2153- جنسى را كه در بعضى از شهرها با وزن، يا پيمانه مى‏فروشند و در بعضى از شهرها با شماره معامله مى‏كنند اگر در شهرى كه آن را با وزن يا پيمانه مى‏فروشند زيادتر بگيرد ربا و حرام است و در شهر ديگر ربا نيست.
 
مسأله 2154- اگر چيزى را كه مى‏فروشد و عوضى را كه مى‏گيرد از يك جنس نباشد زيادى گرفتن اشكال ندارد، پس اگر يك من برنج بفروشد ودو من گندم بگيرد معامله صحيح است.
 
مسأله 2155- اگر جنسى را كه مى‏فروشد و عوضى را كه مى‏گيرد از يك چيز عمل آمده باشد، بايد در معامله زيادى نگيرد، پس اگر يك من روغن بفروشد ودر عوض آن يك من و نيم پنير بگيرد، ربا و حرام است و احتياط واجب آن است كه اگر ميوه رسيده را با ميوه نارس معامله كند زيادى نگيرد.
 
مسأله 2156- جو و گندم در ربا يك جنس حساب مى‏شود، پس اگر يك من گندم بدهد و يك من و پنج سير جو بگيرد، ربا و حرام است. و نيز اگر مثلاً ده من جو بخرد كه سر خرمن ده من گندم بدهد، چون جو را نقد گرفته و بعد از مدتى گندم را مى‏دهد، مثل آن است كه زيادى گرفته و حرام مى‏باشد.
 
مسأله 2157- اگر مسلمان از كافرى كه در پناه اسلام نيست ربا بگيرد اشكال ندارد. و نيز پدر و فرزند و زن و شوهر مى‏توانند از يكديگر ربا بگيرند.
 
مسأله 2158- در بيع مثل به مثل اگر قيمتها با هم اختلاف داشته باشد و بخواهند از بيع مثل به مثل فرار كنند نه از زيادى، حيله جايز است، مثلاً اگر يك كيلو گندم خوب به دو كيلو گندم بد ارزش دارد و مى‏خواهند يك كيلو خوب بدهند و دو كيلو بد بگيرند در اين مورد اگر چيزى ضميمه كنند كه از بيع مثل به مثل فرار كنند جايز است.
 
مسأله 2159- اگر بخواهند مثل به مثل را مبادله كنند و ربا بگيرند با حيله جايز نيست. مثلاً يك خروار گندم را كه ارزش آن نصف دو خروار است اگر بخواهند مبادله كنند كه يك خروار بدهند و بعد از شش ماه دو خروار بگيرند زيادى ربا است و با ضمّ چيزى صحيح نمى‏شود و علاوه بر آن كه معامله حرام است باطل هم مى‏باشد و مثل باب قرض نيست كه قرض صحيح باشد و شرط باطل، بلكه اصل معامله باطل است.
 
مسأله 2160- از مسئله قبل ظاهر شد كه حيله در موردى است كه بخواهند از معامله مثل به مثل فرار كنند بدون آن‏كه زياده قيمت و ربا در كار باشد، و امّا موردى كه بخواهند ربا بگيرند حيله جايز نيست.