+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
مسائل متفرقه زكات
مسأله 2038- موقعى كه گندم و جو را از كاه جدا مى‏كند وموقع خشك شدن خرما وانگور، انسان بايد زكات را به فقير بدهد، يا از مال خود جدا كند. و زكات طلا و نقره وگاو و گوسفند و شتر را بعد از تمام شدن ماه دوازدهم بايد به فقير بدهد، يا از مال خود جدا نمايد. ولى اگر منتظر فقير معينى باشد، يا بخواهد به فقيرى بدهد كه از جهتى برترى دارد، مى‏تواند زكات را جدا نكند.
 
مسأله 2039- بعد از جدا كردن زكات لازم نيست فوراً آن را به مستحق بدهد ولى اگر به كسى كه مى‏شود زكات داد دسترسى دارد احتياط آن است كه دادن زكات را تأخير نيندازد.
 
مسأله 2040- كسى كه مى‏تواند زكات را به مستحق برساند اگر ندهد و به واسطه كوتاهى او از بين برود بايد عوض آن را بدهد.
 
مسأله 2041- كسى كه مى‏تواند زكات را به مستحق برساند، اگر زكات را ندهد و بدون آن كه در نگه‏دارى آن كوتاهى كند از بين برود، چنانچه دادن زكات را به قدرى تأخير انداخته كه نمى‏گويند فوراً داده است، بايد عوض آن را بدهد و اگر به اين مقدار تأخير نينداخته مثلاً دو سه ساعت تأخير انداخته و در همان دو سه ساعت تلف شده در صورتى كه مستحق حاضر نبوده چيزى بر او واجب نيست و اگر مستحق حاضر بوده، بنابر احتياط واجب بايد عوض آن را بدهد.
 
مسأله 2042- اگر زكات را از خود مال كنار بگذارد، مى‏تواند در بقيه آن تصرف كند و اگر از مال ديگرش كنار بگذارد، مى‏تواند در تمام مال تصرف نمايد.
 
مسأله 2043- انسان نمى‏تواند زكاتى را كه كنار گذاشته براى خود بردارد و چيز ديگرى به جاى آن بگذارد.
 
مسأله 2044- اگر از زكاتى كه كنار گذاشته منفعتى ببرد مثلاً گوسفندى كه براى زكات گذاشته بره بياورد، مال فقير است.
 
مسأله 2045- اگر موقعى كه زكات را كنار مى‏گذارد مستحقى حاضر باشد، بهتر است زكات را به او بدهد، مگر كسى را در نظر داشته باشد كه دادن زكات به او از جهتى بهتر باشد.
 
مسأله 2046- اگر با عين مالى كه براى زكات كنار گذاشته براى خودش تجارت كند صحيح نيست، واگر با اجازه حاكم شرع براى مصلحت زكات تجارت كند، تجارت صحيح و نفعش مال زكات است.
 
مسأله 2047- اگر پيش از آن كه زكات بر او واجب شود، چيزى بابت زكات به فقير بدهد، زكات حساب نمى‏شود و بعد از آن كه زكات بر او واجب شد، اگر چيزى را كه به فقير داده از بين نرفته باشد و آن فقير هم به فقر خود باقى باشد مى‏تواند چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند.
 
مسأله 2048- فقيرى كه مى‏داند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود ضامن است پس موقعى كه زكات بر انسان واجب مى‏شود، اگر آن فقير به فقر خود باقى باشد، مى‏تواند عوض چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب كند.
 
مسأله 2049- فقيرى كه نمى‏داند زكات بر انسان واجب نشده، اگر چيزى بابت زكات بگيرد و پيش او تلف شود، ضامن نيست و انسان نمى‏تواند عوض آن را بابت زكات حساب كند.
 
مسأله 2050- مستحب است زكات گاو و گوسفند و شتر را به فقيرهاى آبرومند بدهد و در دادن زكات، خويشان خود را بر ديگران، واهل علم و كمال را بر غير آنان و كسانى را كه اهل سئوال نيستند بر اهل سئوال مقدم بدارد. ولى اگر دادن زكات به فقيرى از جهت ديگرى بهتر باشد، مستحب است زكات را به او بدهد.
 
مسأله 2051- بهتر است زكات را آشكار و صدقه مستحبى را مخفى بدهند.
 
مسأله 2152- اگر در شهر كسى كه مى‏خواهد زكات بدهد مستحقى نباشد و نتواند زكات را به مصرف ديگرى هم كه براى آن معين شده برساند، چنانچه اميد نداشته باشد كه بعداً مستحق پيدا كند بايد زكات را به شهر ديگر ببرد و به مصرف زكات برساند ولى مخارج بردن به آن شهر به عهده خود او است و اگر زكات تلف شود ضامن نيست.
 
مسأله 2053- اگر در شهر خودش مستحق پيدا شود، مى‏تواند زكات را به شهر ديگر ببرد. ولى مخارج بردن به آن شهر را بايد از خودش بدهد و اگر زكات تلف شود ضامن است، مگر آن كه با اجازه حاكم شرع برده باشد.
 
مسأله 2054- اجرت وزن كردن، پيمانه نمودن گندم و جو و كشمش و خرمايى را كه براى زكات مى‏دهد با خود او است.
 
مسأله 2055- كسى كه 2 مثقال و 15 نخود نقره يا بيشتر از بابت زكات بدهكار است، مى‏تواند كمتر از 2مثقال و 15 نخود نقره هم به يك فقير بدهد و نيز اگر غير نقره چيز ديگرى مثل گندم و جو بدهكار باشد وقيمت آن به 2مثقال و 15 نخود نقره هم برسد مى‏تواند به يك فقير كمتر از آن بدهد.
 
مسأله 2056- مكروه است انسان از مستحق درخواست كند كه زكاتى را كه از او گرفته به او بفروشد، ولى اگر مستحق بخواهد چيزى را كه گرفته بفروشد بعد از آن كه به قيمت رساند، كسى كه زكات را به او داده در خريدن آن بر ديگران مقدم است.
 
مسأله 2057- اگر شك كند زكاتى را كه بر او واجب بوده داده يا نه بايد زكات را بدهد، هر چند شك او براى زكات سال‏هاى پيش باشد.
 
مسأله 2058- فقير نمى‏تواند زكات را به كمتر از مقدار آن صلح كند يا چيزى را گران تر از قيمت آن بابت زكات قبول نمايد، يا زكات را از مالك بگيرد و به او ببخشد. ولى كسى كه زكات زيادى بدهكار است و فقير شده و نمى‏تواند زكات را بدهد و اميد هم ندارد كه دارا شود، چنانچه بخواهد توبه كند، فقير مى‏تواند زكات را از او بگيرد و به او ببخشد.
 
مسأله 2059- انسان مى‏تواند از زكات، قرآن يا كتاب دينى يا كتاب دعا بخرد و وقف نمايد، اگر چه بر اولاد خود و بر كسانى وقف كند كه خرج آنان بر او واجب است. و نيز مى‏تواند توليت وقف را براى خود يا اولاد خود قرار دهد.
 
مسأله 2060- انسان نمى‏تواند از زكات ملك بخرد و بر اولاد خود يا بر كسانى كه مخارج آنان بر او واجب است وقف نمايد كه عايدى آن را به مصرف مخارج خود برسانند.
 
مسأله 2061- فقير مى‏تواند براى رفتن به حج و زيارت و مانند اين‏ها زكات بگيرد، ولى اگر به مقدار خرج سالش زكات گرفته باشد، براى زيارت ومانند آن نمى‏تواند زكات بگيرد.
 
مسأله 2062- اگر مالك فقيرى را وكيل كند كه زكات مال او را بدهد چنانچه آن فقير احتمال دهد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات برندارد، نمى‏تواند چيزى از آن را براى خودش بردارد، و اگر يقين داشته باشد كه قصد مالك اين نبوده، براى خودش هم مى‏تواند بردارد.
 
مسأله 2063- اگر فقير شتر و گاو و گوسفند و طلا و نقره را بابت زكات بگيرد، چنانچه شرط هايى كه براى واجب‏شدن زكات گفته شد در آن‏ها جمع شود بايد زكات آن‏ها را بدهد.
 
مسأله 2064- اگر دو نفر در مالى كه زكات آن واجب شده با هم شريك باشند و يكى از آنان زكات قسمت خود را بدهد و بعد مال را تقسيم كنند، چنانچه بداند شريكش زكات سهم خود را نداده، تصرف او در سهم خودش هم اشكال دارد. مگر آن‏كه زكات شريك را تبرعا با اذن او و در صورت امتناع با اذن حاكم شرع بدهد.
 
مسأله 2065- كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و كفاره و نذر و مانند اين‏ها هم بر او واجب است وقرض هم دارد، چنانچه نتواند همه آن‏ها را بدهد، اگر مالى كه خمس يا زكات آن واجب شده، از بين نرفته باشد، بايد خمس و زكات را بدهد و اگر از بين رفته باشد، مى‏تواند خمس يا زكات را بدهد، يا كفاره و نذر و قرض ومانند اين‏ها را ادا نمايد.
 
مسأله 2066- كسى كه خمس يا زكات بدهكار است و نذر و مانند اين‏ها هم بر او واجب است و قرض هم دارد، اگر بميرد و مال او براى همه آن‏ها كافى نباشد چنانچه مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين نرفته باشد، بايد خمس يا زكات را بدهند و بقيه مال او را به چيزهاى ديگرى كه بر او واجب است قسمت كنند و اگر مالى كه خمس و زكات آن واجب شده از بين رفته باشد، بايد مال او را به خمس و زكات و قرض و نذر و مانند اين‏ها قسمت نمايند، مثلاً اگر چهل تومان خمس بر او واجب است و بيست تومان به كسى بدهكار است و همه مال او سى تومان است، بايد بيست تومان بابت خمس و ده تومان به دين او بدهند.
 
مسأله 2067- كسى كه مشغول تحصيل علم است و اگر تحصيل نكند مى‏تواند براى معاش خود كسب كند، چنانچه تحصيل آن علم، واجب يا مستحب باشد مى‏شود به او زكات داد و اگر تحصيل آن علم واجب يا مستحب نباشد، زكات دادن به او اشكال دارد.