+++++++++++++ mojtabatehrani.ir - پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت الله العظمی حاج آقا مجتبی تهرانی
رساله توضیح المسایل
 
مصرف زكات
مسأله 2002- انسان مى‏تواند زكات را در هشت مورد مصرف كند اول فقير و آن كسى است كه مخارج سال خود و عيالاتش را ندارد و كسى كه صنعت يا ملك يا سرمايه‏اى دارد كه مى‏تواند مخارج سال خود را بگذراند فقير نيست. دوم مسكين وآن كسى است كه از فقير سخت‏تر مى‏گذراند. سوم كسى كه از طرف امام عليه السلام يا نايب امام مأمور است كه زكات را جمع و نگه‏دارى نمايد وبه حساب آن رسيدگى كند و آن را به امام عليه السلام يا نايب امام يا فقرا برساند. و احتياط آن است كه به مقدار زحمتى كه كشيده است از زكات استفاده كند. چهارم كافرهايى كه اگر زكات به آنان بدهند به دين اسلام مايل مى‏شوند، يا در جنگ به مسلمانان كمك مى‏كنند. و هم چنين مسلمانانى كه از نظر ايمانى ضعيف هستند و با دادن زكات به آن‏ها ايمان آن‏ها قوى مى‏شود. پنجم خريدارى بنده‏ها و آزاد كردن آنان. ششم بدهكارى كه نمى‏تواند قرض خود را بدهد. در صورتى كه بدهى او در معصيت مصرف نشده باشد كه دو مسايل آينده توضيح آن داده خواهد شد. هفتم سبيل اللّه‏ يعنى كارى كه مانند ساختن مسجد منفعت عمومى دينى دارد، يا مثل ساختن پل و اصلاح راه كه نفعش به عموم مسلمانان مى‏رسد و آنچه براى اسلام نفع داشته باشد به هر نحو كه باشد. هشتم ابن السبيل يعنى مسافرى كه در سفر درمانده شده و احكام اين‏ها در مسائل آينده گفته خواهد شد.
 
مسأله 2003- احتياط واجب آن است كه فقير و مسكين بيشتر از مخارج سال خود و عيالاتش را از زكات نگيرد و اگر مقدارى پول يا جنس دارد، فقط به اندازه كسرى مخارج يك سالش زكات بگيرد.
 
مسأله 2004- كسى كه مخارج سالش را داشته اگر مقدارى از آن را مصرف كند و بعد شك كند كه آنچه باقى مانده به اندازه مخارج سال او هست يا نه، نمى‏تواند زكات بگيرد.
 
مسأله 2005- صنعتگر يا مالك يا تاجرى كه در آمد او از مخارج سالش كمتر است، مى‏تواند براى كسرى مخارجش زكات بگيرد. و لازم نيست ابزار كار يا ملك يا سرمايه خود را به صرف مخارج برساند.
 
مسأله 2006- فقيرى كه خرج سال خود و عيالاتش را ندارد، اگر خانه‏اى دارد كه ملك او است و در آن نشسته، يا مال سوارى دارد، چنانچه بدون اين‏ها نتواند زندگى كند، اگر چه براى حفظ آبرويش باشد، مى‏تواند زكات بگيرد و هم چنين است اثاث خانه وظرف ولباس تابستانى و زمستانى و چيزهايى كه به آن‏ها احتياج دارد. وفقيرى كه اين‏ها را ندارد، اگر به اين‏ها احتياج داشته باشد، مى‏تواند از زكات خريدارى نمايد.
 
مسأله 2007- فقيرى كه ياد گرفتن صنعت براى او مشكل نيست، بنابر احتياط واجب بايد ياد بگيرد و با گرفتن زكات زندگى نكند، ولى تا وقتى مشغول ياد گرفتن است، مى‏تواند زكات بگيرد.
 
مسأله 2008- به كسى كه قبلاً فقير بوده و مى‏گويد فقيرم، اگر چه انسان از گفته او اطمينان پيدا نكند، مى‏شود زكات داد.
 
مسأله 2009- كسى كه مى‏گويد فقيرم و قبلاً فقير نبوده، يا معلوم نيست فقير بوده يا نه، اگر از ظاهر حالش اطمينان پيدا شود كه فقير است مى‏شود به او زكات داد.
 
مسأله 2010- كسى كه بايد زكات بدهد، اگر از فقيرى طلب‏كار باشد، مى‏تواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند.
 
مسأله 2011- اگر فقير بميرد، انسان مى‏تواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند.
 
مسأله 2012- چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مى‏دهد لازم نيست باو بگويد كه زكات است بلكه اگر فقير خجالت بكشد، بايد مال را به قصد زكات به او بدهد و مستحب است زكات بودنش را اظهار ننمايد.
 
مسأله 2013- اگر به خيال اين كه كسى فقير است به او زكات بدهد، بعد بفهمد فقير نبوده، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مى‏داند فقير نيست زكات بدهد، چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد، بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد، و اگر از بين رفته باشد، پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مى‏دانسته يا احتمال مى‏داده كه زكات است، انسان بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد، ولى اگر به غير عنوان زكات داده نمى‏تواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را به مستحق بدهد، و در همه صور مى‏تواند از مال خودش زكات را بدهد و از كسى كه گرفته مطالبه نكند.
 
مسأله 2014- كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد، مى‏تواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد ولى بايد مالى را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد يا اگر در معصيت خرج كرده از آن معصيت توبه كرده باشد. كه در اين صورت از سهم فقرا مى‏شود به او داد.
 
مسأله 2015- اگر به كسى كه بدهكار است ونمى‏تواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده، چنانچه آن بدهكار فقير باشد، و بنا بر احتياط واجب از آن معصيت توبه كرده باشد، مى‏تواند آنچه را به‏او داده بابت زكات حساب كند ولى اگر چيزى را كه گرفته در شراب‏خوارى يا به طور آشكارا در معصيت مصرف كرده و از معصيت خود توبه نكرده بنابر احتياط واجب بايد چيزى را كه به او داده بابت زكات حساب نكند.
 
مسأله 2016- كسى كه بدهكار است و نمى‏تواند بدهى خود را بدهد اگر چه فقير نباشد، انسان مى‏تواند طلبى را كه از او دارد، بابت زكات حساب كند.
 
مسأله 2017- مسافرى كه خرجى او تمام شده، يا مركبش از كار افتاده، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد ونتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند، اگر چه در وطن خود فقير نباشد، مى‏تواند زكات بگيرد. ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن چيزى مخارج سفر خود را فراهم كند، فقط به مقدارى كه به آن‏جا برسد، مى‏تواند زكات بگيرد.
 
مسأله 2018- مسافرى كه در سفر درمانده شده و زكات گرفته بعد از آن كه به وطنش رسيد، اگر چيزى از زكات زياد آمده باشد، در صورتى‏كه بدون مشقت نتواند بقيه را به صاحب مال يا نايب او برساند، بايد آن را به حاكم شرع بدهد و بگويد آن چيز زكات است.